اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

کد مطلب: ۱۵۱۹ ۱۳۹۶/۰۷/۳۰ - ۰۰:۴۶ ۱۵۸
دل را به صحنه بياور تا صاحب سرّ شوی!

در محضر استاد فروغی (سلّمه الله)

دل را به صحنه بیاور تا صاحب سرّ شوی!

بسم الله الرّحمن الرّحیم

شب ولادت امام رضا (ع)، تبریز، مسجد غریبلر، 1394/06/03

گر جرعه ای زجام محبت چشانیم

ای پیر می فروش ز غم می رهانیم

مست جمال عشقم و مخمور چشم دوست

از جام وصل صنما کی می چشانیم

دانی که چیست در بدرم از دیار دوست

دل برده ای و در پی دل می دوانیم

من قطره نهان شده در ابرم و تو بحر

ای ابر، همتی که به دریا چکانیم

ای کاروان عمر چه خوش می روی برو

کن همتی که زود به جانان رسانیم

من شاهباز عالم قدسم نه کرم خاک

من نیستم ز اهل زمین، آسمانیم

باشم گدای کوی تو ای پادشاه حسن

باور نمی کنم که از این در برانیم

امشب، شب باعظمتی است! در این شب، اسرار الهی و توحید به ظهور آمده است. امام(علیه السلام)، سرالله است. او حقیقت انسانیّت است تا انسان ها بتوانند این حقیقت را شهود کنند. اگر حقیقت انسانیّت را پیدا کنی، همه چیز را پیدا کرده ای!

انسان سرّی دارد که باید به آن برسد؛ و الا ثبات نخواهد داشت و زندگی اش را حسرت، اضطراب و یأس متزلزل خواهد کرد.

انسان نسبت به ظاهر حیات دنیا، علم جزئی دارد “یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غافِلُون”(روم/7) ظاهرى از زندگى دنیا را مى‏شناسند و آنان از آخرت بى‏خبرند! بنابراین باید از عالم طبیعت فاصله بگیرد تا حقیقت خود را ببیند. انبیاء(علیهم السلام) آمده اند تا بشر را از قید طبیعت رها کنند ولی انسانها انبیاء(علیهم السلام) را در حد خود می بینند و لذا هم به خود ظلم می کنند و هم به آنها!

اگر بند تن شوی، نمی توانی به سرّ عالم دست یابی؛ اگر سرّ خود و دیگران را حفظ نکنی، خداوند به تو سرّ نمی دهد. به عیب دیگران نگاه نکن تا خدا عیب تو را آشکار نسازد.

شخصی آمد نزد ابوسعید ابوالخیر و از او درخواست کرد که اسراری را برایش بازگو نماید. ابوسعید بسته ای به او داد و گفت: “درونش سرّ قرار دارد با خود ببر و امشب این بسته را باز نکن و فردا برگردان”. بسته را با خود با خانه برد و دید که از درون بسته صدا می آید و تکان می خورد! نتوانست تحمل کند، باز کرد و دید که درونش موش قرار دارد! ناراحت شد، فردا به خدمت ابوسعید رسید و گفت: “شما که نمی خواهی به من سرّ یاد بدهی پس چرا درون بسته موش قرار می دهی؟!” ابوسعید ابوالخیر گفت: “تو نتوانستی یک شب تحمل کنی و بسته را باز کردی، نتوانستی موش را حفظ کنی، چگونه می توانی اسرار الهی را حفظ نمایی؟!”

همین احکام فقهی که در رساله ها وجود دارند، سرّاند، یعنی این حلال و حرام ها از غیب خبر می دهند، رساله مراجع تقلید خبر از غیب است و لذا وقتی به آن عمل می کنی به غیب وصل می شوی.

مرجع تقلید با دقت و همتی که دارد، این اسرار را از آیات و روایات اهل بیت(علیهم السلام) بدست می آورد.

اینکه امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(علیهم السلام) فرمود: “یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْر”(نهج البلاغه(للصبحی صالح)، ص 48) بدین معنی است که سرّ از وجود امام معصوم(علیهم السلام) جاری می شود. آنها خزانه غیب و صاحب حقیقت اند، از حقیقت باید بنوشی!

برای اینکه به حقیقت برسی، باید دل را به صحنه آوری، با هوی و هوس نمی شود.

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

باید مانند ستون حنانه که بخاطر فراق پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ناله زد، تو هم در این عالم ناله بزنی!

خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

پیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز

عاقبت منزل ما وادی خاموشان است

حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

امشب در خراسان، باب سرّ به عالم گشوده شده است! برای رسیدن به حقیقت، سر بر آستان علی بن موسی الرضا(علیه السلام) بگذار.

معروف کرخی را امام رضا(علیه السلام) معروف کرد. در ابتدا مسیحی بود، پدرش او را در بغداد به مکتب فرستاد. روزی کشیش گفت: “بگو خدا ثالث ثلاثه است”(سومین سه تاست)، معروف گفت: “بل هو الله الواحد” او خداوند یکتاست، چندین بار استاد تکرار کرد که بگو خدا سومین سه تاست ولی او قبول نکرد و دیگر به مکتب نرفت. به محضر امام رضا(علیه السلام) رسید و مسلمان شد و حضرت معارف توحیدی را به او القا کرد و او را رفعت داد “وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا”(مریم/57) و او را به جایگاه و مقام بلندى ارتقا دادیم.

معروف کرخی برگشت به بغداد و تمام قبیله اش را شیعه کرد. روزی مردم از طوفانی شدن دریا نزد او شکایت کردند، معروف به آنها گفت: “هر وقت دریا طوفانی شد، آن را به سر من قسم دهید تا آرام بگیرد!” مردم رفتند و امتحان کردند و در کمال ناباوری دریا آرام شد! خبر به امام رضا(علیه السلام) رسید، حضرت او را احضار کرد و فرمود: “شنیدم که از خود کرامت نشان داده ای؟! این کرامت ها را از کجا آورده ای؟ قضیه چیست؟” معروف پاسخ داد: “به آنها گفتم به سر من قسم بخورند زیرا که سر من بیست سال در آستانه علی بن موسی الرضا(علیه السلام) سرسپرده بود و حتما می تواند چنین کرامتی از خود نشان دهد!” امام(علیه السلام) فرمود: “راست می گویی، هرکس بدین آستان سر گذارد بالا می رود!”

باید در دریای محبت اهل بیت(علیهم السلام) محو شویم.

من قطره نهان شده در ابرم و تو بحر

ای ابر، همتی که به دریا چکانیم

تمام جمال خدا در اهل بیت(علیهم السلام) جمع است و لذا دستور خداوند است که به آنها محبت داشته باشیم، چون محبت در جایی است که جمال باشد. تو هم آینه شو تا جمال امام رضا(علیه السلام) در تو به ظهور آید و صاحب سرّ شوی!

آیینه شو جمال پری طلعتان طلب

جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب

امام رضا(علیه السلام) شب هنگام خادمش را دنبال احمد ابن أبی نصر بزنطی می فرستاد و به خادم دستور می داد تا او را با اسب خود حضرت بیاورد. وقتی بزنطی وارد می شد، حضرت تا اذان صبح به او علم و معارف یاد می داد، بزنطی می گفت: بعد از نماز صبح می خواستم برگردم خانه، ولی امام(علیه السلام) فرمود: در خانه من استراحت کن. به بستر که رفتم، با خود گفتم: “چه کسی مثل من است؟! چه کسی چنین توفیق دارد که با حضرت شب نشینی نماید؟!” یکوقت دیدم امام رضا(علیه السلام) وارد اتاق شد و فرمود: روزی جدم علی بن ابی طالب(علیه السلام) به صعصعه بن صوحان فرمود: “فخر نفروش، بالا نمی روی!”

تهیه و تنظیم: گروه تحقیقی پژوهشی فروغ توحید

نظرسنجی پایگاه

نظر شما درباره طرّاحی جدید پایگاه اینترنتی استاد معظّم حاج شیخ علی فروغی؟

اهل معرفت، آبروی انسانیّت

صوت/ اهل معرفت، آبروی انسانیّت

بخشی از بیانات استاد فروغی به مناسبت پنجم آذر ماه، سالگرد ارتحال عارف صمدانی حضرت آیت الله شیخ علی آقا سعادت پرور (قدس الله نفسه الزکیّه)

ولیّ الله پنهان است

صوت/ ولیّ الله پنهان است … (آذری)

در اربعین ارتحال شیخ قربان علی ترخان رحمه الله (1386)

حضرت ابالفضل العبّاس (علیه السّلام)، تجلّی توحید

فیلم/ حضرت ابالفضل العبّاس (علیه السّلام)، تجلّی توحید

کلیپی زیبا درمورد مقام والای قمر منیر بنی هاشم، حضرت ابا الفضل العبّاس علیه السّلام