اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

کد مطلب: ۱۵۰۷ ۱۳۹۶/۰۷/۲۹ - ۲۳:۴۰ ۵۶
رسول اکرم (ص)، پیامبر رحمت

در محضر استاد فروغی (سلّمه الله)

رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله)، پیامبر رحمت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

به مناسبت رحلت رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم)، سال 1385

معرفت، عامل صعود انسان

معرفت خداوند و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و حجه الله از ارکان کمال انسان است. انسان اگر بخواهد دنیایش دنیاى انسانى شود و مراتب کمال را طى کند و عبد صالح براى خدا باشد، باید با پروردگار و پیامبر و حجّت پیوند بخورد، چون انسان بدون پیوند با عالم حقیقت بى معنا و لاشئ است.

آنچه که در عالم هستى به انسان معنا مى ­دهد، معرفت انسان است که ریشه همه کمالات، معرفت آدمی است. بالاترین معرفت انسان عبارت است از معرفت به خداوند که مبدأ عالم هستى و خیر مطلق است. او پادشاه عالم وجود است و هر خیرى که به عالم مى ­رسد، از خزانه اوست “وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم”(حجر/21) هر شئ که در عالم است خزینه ­اش در دست من است و هر شئ را به اندازه مشخص به عالم نازل مى کنم و هر چیزى در عالم اندازه مشخص و معین دارد.

نهایت سیر انسان به سوى خداست

پس منبع همه خیرات ذات احدیّت است. نظام عالم هستی کتابی است که هم اوّلش خداست “هو الأوّل” و هم آخرش خداست “هو الآخر” فرمود: “إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون”(بقره/156) ما مملوک خداییم و یقیناً به سوى او بازمى‏‌گردیم و همچنین فرمود: “ألا إِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْأُمُور”(شوری/53) آگاه باشید! که همه امور به سوى خدا بازمى‏گردد. با توجه به این آیات، سیر و تکامل عالم وجود و نهایت نقطه ای که عالم باید به آنجا برسد، باز همان مبدأ عالم است که خدای تبارک و تعالی است.

پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم)، وسیله صعود انسان

برای رسیدن به این هدف، وسیله لازم است. کسی که ما را به خدا ربط می دهد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) است، ما با وجود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) معنا پیدا می کنیم و بر ما لازم است تا پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) را بشناسیم “اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَک‏”(الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏1، ص 337) خدایا خودت را به من بشناسان “اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَک” (همان) ‏خدایا پیغمبرت را به من بشناسان. توحید، نبوّت و امامت سرّ عالم هستی اند، فیض از طرف مبدأ بر عالم هستی این چنین نازل می شود: پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) بعد حجّت الله.

بقدری معرفت پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و حجه الله با معرفت خدا عجین شده که در بعضی روایات از معرفه الله تعبیر شده به معرفه الحجّه. این ذوات مقدسه، ساربان کاروان انسان به سوی حقیقت اند که در روایت است از امام حسین(علیه السلام) سؤال شد: “یاأباعبدالله! مَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ؟ قَالَ(علیه السلام): مَعْرِفَهُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه”‏(بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏23، ص 93) حقیقت معرفت خداوند چیست؟ فرمود: یعنی معرفت امام زمان! بعبارت دیگر یعنی شناخت من! یعنی شناخت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)! چرا چنین است؟ چون پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) ظرف نزول تمام فیوضات است، ظرف تجلّی فیض أتمّ پروردگار عالم است، در عالم وجود، تجلّی أعظم است.

پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم)، آینه خدانما

خداوند وجودی مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) خلق نکرده است و حق تعالی با وجود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)، خودش را به ما نشان داده است، چون ما ظرفیت نداریم که به مراتب عالی وجود و به “قابَ قوسین أو أدنی” برسیم و از نزدیک با جمال خدا ارتباط پیدا کنیم اما با واسطه می توان رفت. واسطه ای که خودش بدون هیچ واسطه شاگرد خدا شده است و آن پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) است.

مستقیما به او فرمود: “إقْرَأ” (علق/1) بخوان! یعنی شاگرد من هستی! با یک اشاره از عالم توحید که فرمود: إقرأ، تمام کمالات به پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) داده شد، حضرت، شاگرد خصوصی پروردگار عالم شد. آنچنان کمالات را از پروردگار عالم دریافت کرد که فرمود: “إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق” ‏(بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏68، ص 382) آمده­ام تا تمام مکارم اخلاق را به انتها برسانم، به نهایت کمالش برسانم.

پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلّم)، سرچشمه تمام کمالات

ما طلبه ها اصطلاحی داریم که “فاقدُ الشئ لایکونُ مُعطیاً” کسی که خودش چیزی را ندارد، هرگز نمی تواند آنرا ببخشد.

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش

پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) که می فرماید: “می خواهم تمام کمالات را به انتها برسانم” یعنی تمام کمالات اخلاقی را دارا هستم! که خداوند فرمود: “وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیم”(قلم/4) مانند تو صاحب اخلاق بزرگی در عالم وجود ندارد! چه عظمتی در وجود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نهفته است؟! تمام عالم طفیلی وجود پیامبراند!

حضرت امام خمینى(ره) شرحی بر دعای سحر نوشته است که در آنجا عبارتی را از ملاصدرا ذکر کرده که فرموده: وقتی خداوند بسم الله را نازل می کرد، هزار حجاب بر آن زده است که اگر نمی زد، بسم الله الرّحمن الرّحیم چنان نوری دارد که کلّ عالم را می سوزاند و خاکستر می کرد! بعد حضرت امام(ره) می فرماید: “ملاصدرا! هزار حجاب نه، بلکه با هفتاد هزار حجاب آنرا نازل کرده است!” انسان در مسیر سیر خود باید یک یک این حجابها را کنار بزند. وقتی یک پرده کنار زده شد، یک حقیقت خود را نشان می دهد، وقتی دو حجاب کنار زده شد، دو حقیقت خود را نشان می دهد و … حال ببین پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) چه ظرفیتی دارد که 6666 آیه بر حضرت نازل شده است! این وجود را خدا خودش پرورش داده است، خودش بالا برده است.

تربیت و سیر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلّم)، براساس محبت

در روایت است که خداوند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) را با محبت خود تربیت کرده است که هستی پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) رحمت و محبت است. فرمود: “إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ عَلَى مَحَبَّتِه”‏(الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏1، ص 265) اساس تربیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)، محبت پروردگار عالم است. سیر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) هم براساس محبت است، در روایت است وقتی قیامت برپا می شود تمام خلایق می گویند وانفساه حتی انبیاء(علیهم السلام) همه به فکر خود هستند! فقط یک نفر به فکر خود نیست و آن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) است که می فرماید: واامتاه! (تفسیر الصافی، ج‏5، ص 326)

سؤال شده که چرا پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) وانفساه ندارد؟ بزرگی چنین معنا کرده که چون پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) در محبت خدا سوخته و هیزم بشریت اش را سوزانده است! دود هیزم بشریت ما بلند شده و به چشم ما فرو می رود! در وجود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نفسانیّتی باقی نمانده و لذا شده حبیب الله! در قرآن هم فرمود: “إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللَّه” (آل عمران/31) اگر واقعا خدا را می خواهید پشت سر من بیایید تا شما را ببرم حبیب الله کنم! تا در قیامت دود نفسانیّات شما به چشمتان نرود.

در بعضی آیات به برخی خصوصیات حضرت اشاره می کند مثلا می فرماید: “أَلَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى”(ضحى/6) خدا می فرماید: هم پدرت از دنیا رفت و هم مادرت، خودم تو را تحت تکفّلم قرار دادم، خودم دستم را بر سرت گذاشتم. “وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى”(ضحى/7) راه را به تو نشان دادم. “وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى”(ضحى/8) دیدم که فقیری و لذا ثروتی به تو دادم که تمام عالم را غنی کنی! مگر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) چقدر عائله داشت که خدا می فرماید: دیدم عائله ات زیاد است و لذا ثروت دادم؟ در روایت است که کلّ عالم عائله پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) است! تمام عالم بر سر سفره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نشسته است، هر کس می خواهد رزق مادی و معنوی پیدا کند در خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) را بزند! “وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمین” (انبیاء/107)

“أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَک”(شرح/1) آیا سینه ات را باز نکردم؟! یعنی حضرت دریا شده است! سنگ می زدند و حضرت مخفی می شد تا سنگ نخورد و گاهی حضرت خدیجه(سلام الله علیها) جلو می آمد تا سنگها به او بخورد اما سخنش این بود که “اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ”(بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏20، ص 21) خدایا قوم مرا هدایت کن اینها جاهل اند. ظرفیت را ببین!

“حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم” (توبه/128) پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) بر شما حریص است، می خواهد همه شما را به خودش تبدیل کند و همه محمّدی شوند! حضرت نیامده که فقط سلمان را بالا ببرد. در قرآن به مشرکان خطاب می کند که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) بر وجود انسان حریص است یعنی می خواهد همه را با خود بالا ببرد و در خود هضم کند! می خواهد همه ما سلمان شویم و این به اراده ما بستگی دارد.

خداوند نعمتهایش را برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) می شمارد بعد می گوید: تمام عالم را عیال تو قرار داده ام. هر کس که به درت آمد قبولش کن حتی اگر گناهکار به درت آمد به عوض او استغفار کن! اگر تو استغفار کنی او را می بخشم. فرمود: “لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَک”(شعراء/3) چون ابوجهل، ابولهب به حرفت گوش نمی کنند آیا می خواهی از غصه بمیری که چرا به جهنم می روند؟!

باید مانند ابوذر در کانون محبت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) سوخت، ابوذر در کدام دانشگاه و حوزه علمیّه درس خوانده بود؟! به حقیقت ایمان آوردند و خداوند باطنشان را عوض کرد! در نقل است که روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) با اصحاب به جنگ می رفتند که ابوذر بخاطر اینکه شترش خسته شد، عقب ماند. منافقان گفتند که ابوذر از جنگ فرار کرد! حضرت فرمود: اگر در او خیری باشد می آید. ابوذر شتر را رها کرد و پیاده به راه افتاد. مواظب باش که از پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) عقب نمانی!

برو اندر پی خواجه به اسری

تماشا کن همه آیات کبری

به دنبال پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) اگر به سوی حقیقت بروی، حضرت تو را به معراج می برد! دین و دنیایمان اصلاح می شود. ابوذر به راه افتاد ولی تشنه شد، به سنگی رسید که درونش آب زلال جمع شده بود. در وسط بیابان آب زلال؟! شاید خدا می خواهد با این کار ابوذر را امتحان کند. با خود گفت: می خواهی بدون پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) آب بخوری؟! کار عاشقانه، انسان را ماندگار می کند. ابوالفضل العباس(علیه السلام) را عشق ماندگار کرد.

ابوذر مشک را پر کرد و به راه افتاد، اصحاب دیدند کسی از دور می آید. به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) اطلاع دادند. فرمود: امید دارم که ابوذر باشد به استقبالش بروید. رفتند دیدند که از تشنگی نمی تواند راه برود. حضرت فرمود: آب ببرید و خودشان هم به استقبال رفتند. ابوذر به مشک خود اشاره کرد که پر از آب است! پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: پس چرا نخوردى؟! گفت: دیدم آب خنک و زلالی است، گفتم اول شما بخورید بعد من! بله باید اینگونه بود تا در به روی انسان باز شود.

 

تهیه و تنظیم: گروه تحقیقى پژوهشى فروغ توحید

نظرسنجی پایگاه

نظر شما درباره طرّاحی جدید پایگاه اینترنتی استاد معظّم حاج شیخ علی فروغی؟

اهل معرفت، آبروی انسانیّت

صوت/ اهل معرفت، آبروی انسانیّت

بخشی از بیانات استاد فروغی به مناسبت پنجم آذر ماه، سالگرد ارتحال عارف صمدانی حضرت آیت الله شیخ علی آقا سعادت پرور (قدس الله نفسه الزکیّه)

ولیّ الله پنهان است

صوت/ ولیّ الله پنهان است … (آذری)

در اربعین ارتحال شیخ قربان علی ترخان رحمه الله (1386)

حضرت ابالفضل العبّاس (علیه السّلام)، تجلّی توحید

فیلم/ حضرت ابالفضل العبّاس (علیه السّلام)، تجلّی توحید

کلیپی زیبا درمورد مقام والای قمر منیر بنی هاشم، حضرت ابا الفضل العبّاس علیه السّلام