اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۵۶ ۲۰

الهام عرشی

بدان که در باب ((عرش )) و حمله آن اختلافاتی است ؛ و در ظواهر اخبار شریفه نیز اختلاف است ، گرچه به حسب باطن اختلافی در کار نیست ؛ چون در نظر عرفانی و طریق برهانی ((عرش )) بر معانی بسیاری اطلاق شود : یکی از معانی آن – که ندیدم در لسان قوم – حضرت ((واحدیت )) است ، که مستوای ((فیض اقدس )) است و حمله آن چهار اسم از امهات اسما که ((اول )) و ((آخر)) و ((ظاهر و ((باطن )) است .

و دیگر – که باز در لسان قوم ندیدم – ((فیض مقدس )) است که مستوای اسم اعظم است ، و حامل آن ((رحمن )) و ((رحیم )) و ((رب )) و ((مالک )) است .

و یکی از اطلاقات آن ، جمله ((ماسوی الله )) است ، که حامل آن چهار ملک است : ((اسرافیل )) و ((جبرائیل )) و ((میکائیل )) و ((عزرائیل )) .

و یکی دیگر ، ((جسم کل )) است ، که حامل آن چهار ملک است که صور ((ارباب انواع )) است ؛ و در روایت کافی اشاره به آن وارد شده .

و گاهی اطلاق بر ((علم )) شده ، که شاید مراد از علم ((علم فعلی )) حق باشد که مقام ولایت کبری است و حمله آن چهار نفر از اولیای کمل است در امم سالفه : نوح و ابراهیم و موسی و عیسی – علی نبینا و آله و علیهم السلام و چهار نفر از کمل است در این امت : رسول ختمی ، و امیرالمؤ منین ، و الحسن ، و الحسین – علیهم السلام .

و چون این مقدمه دانسته شد ، بدان که در سوره شریفه ((حمد)) پس از اسم ((الله )) که اشاره به ذات است ، این چهار اسم شریف که ((رب )) و ((رحمن )) و ((رحیم )) و ((مالک )) است اختصاص به ذکر داده شده ، ممکن است برای این باشد که این چهار اسم شریف حامل عرش ((وحدانیت )) هستند به حسب باطن ؛ و مظاهر آنها چهار ملک مقرب حق هستند که حامل عرش ((تحقق )) هستند پس ، اسم مبارک ((رب )) باطن ((میکائیل )) است که به مظهریت رب موکل ارزاق و مربی دار وجود است و اسم شریف ((رحمن )) باطن ((اسرافیل )) است که منشی ارواح و نافخ صور و باسط ارواح و صور است ؛ چنانچه بسط وجودهم به اسم ((رحمن )) است و اسم شریف ((رحیم )) باطن ((جبرئیل )) است که موکل بر تعلیم و تکمیل موجودات است و اسم شریف ((مالک )) باطن ((عزرائیل )) است که موکل بر قبض ارواح و صور و ارجاع ظاهر به باطن است . پس سوره شریفه تا مالک یوم الدین مشتمل بر عرش وحدانیت و عرش تحقق است و مشیر به حوامل آن می باشد پس ، تمام دایره وجود و تجلیات غیب و شهود ، که قرآن شریف ترجمان آن است ، تا این جای از این سوره مذکور است و همین معنی جمعا در بسم الله که اسم اعظم است موجود است و در ((باء)) که مقام سببیت می باشد و ((نقطه )) که سر سببیت است موجود است ؛ و علی علیه السلام سر ولایت و سببیت است ، پس اوست نقطه تحت الباء(91) ؛ یعنی ، نقطه تحت الباء ترجمان سر ولایت است تاءمل – وجه تاءمل اشکالی است که در حدیث است و الله العالم .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz