اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۵۳ ۲۱

ایقاظ ایمانی

بدان که ربوبیت حق تعالی جل شاءنه از عالمیان بر دو گونه است : یکی ((ربوبیت عامه )) که تمام موجودات عالم در آن شرکت دارند و آن تربیتهای تکوینی است که هر موجودی را از حد نقص به کمال لایق خود در تحت تصرف ربوبیت می رساند و تمام ترقیات طبیعیه و جوهریه و حرکات و تطورات ذاتیه و عرضیه در تحت تصرفات ربوبیت واقع شود . و بالجمله ، از منزل ماده المواد و هیولای اولی تا منزل حیوانیت و حصول قوای جسمانیه و روحانیه حیوانیه ، تربیت تکونیی ، و هر یک از آن ها شهادت دهند به اینکه الله جل جلاله ربی .

و دوم از مراتب ربوبیت ((ربوبیت تشریعی )) است که مختص به نوع انسانی است و دیگر موجودات را از آن راههای سعادت و انسانیت و تحذیر از منافیات آن (است ) که به توسط انبیا علیهم السلام اظهار فرموده و اگر کسی با قدم اختیار خود را تحت تربیت و تصرف رب العالمین واقع کرد و مربوب آن تربیت شد به طوری که تصرفات اعضا و قوای ظاهریه و باطنیه او تصرفات نفسانیه نشد بلکه تصرفات الهیه و ربوبیه گردید ، به مرتبه کمال انسانیت که مختص به این نوع انسانی است می رسد .

انسان تا منزل حیوانیت با سایر حیوانات هم قدم بوده ؛ و از این منزل دو راه در پیش دارد که با قدم اختیار باید طی کند : یکی منزل سعادت ، که صراط مستقیم رب العالمین است – ان ربی علی صراط مستقیم . (75) و یکی راه شفاوت ، که طریق معوج شیطان رجیم است . پس ، اگر قوا و اعضای مملکت خود را در تصرف رب العالمین دارد و مربابه تربیت او شد ، کم کم قلب ، که سلطان این مملکت است ، تسلیم او شود ؛ و دل که مربوب رب العالمین شد ، سایر جنود به او اقتدا کنند و مملکت یکسره مربوب او گردد . و در این هنگام لسان غیبی او ، که ظل قلب است ، می تواند بگوید : الله جل جلاله ربی در جواب ملایکه عالم قبر که گویند : من ربک ؟ و چون چنین شخصی لابد اطاعت رسول خدا و اقتدا به ائمه هدی و عمل به کتاب الهی نموده ، زبانش گویا شود به این که محمد صلی الله و آله نبیی ، و علی و اولاده المعصومین ائمتی ، و القران کتابی و اگر دل را الهی و ربونی ننموده و نفش لااله الا الله محمد رسول الله ، علی ولی الله در لوح دل منتفش نشده و صورت باطن نفس نشده باشد و به عمل به قرآن شریف و تفکر و تذکر و تدبر در آن ، قرآن به او منسوب و او به قرآن ارتباط روحی معنوی پیدا نکرده باشد ، پس در سکرات و سختی های مرض موت و خود موت ، که داهیه عظیمه است ، تمام معارف از خاطر او محو شود .

عزیزم ، انسان با یک مرض حصبه و ضعف قوای دماغیه تمام معلوماتش را فراموش می کند مگر چیزهایی را که با شدت تذکر و انس با آنها جزء فطریات ثانویه او شده باشد ، و اگر یک حادثه بزرگی و هائله سهمناکی پیش آید انسان از بسیاری از امور خود غفلت کند و خط نسیان به روی معلومات او کشیده می شود ، پس در آن احوال و شداید و سکرات موت چه خواهد شد؟ و اگر سمع قلب باز نشده باشد و دل سمیع نباشد ، تلقین عقاید حین موت و بعت از موت به حال او نتیجه ای ندارد تلقین برای کسانی مفید است که دل آن ها از عقاید حقه با خبر است و سمع قلب آن ها باز است ، و در این سکرات و شداید فی الجمله غفلتی حاصل شده باشد ، این وسیله شود که ملائکه الله به گوش او برسانند ؛ ولی اگر انسان کر باشد و گوش عالم برزخ و قبر نداشته باشد ، هرگز تلقین را نمی شنود و به حال او اثر نکند . و در احادیث شریفه به بعض آنچه گفته شد اشاره شده است . قوله تعالی : الرحمن الرحیم بدان که از برای جمیع اسما و صفات حق تعالی جل و علا به طور کلی دو مقام و دو مرتبه است :

یکی ، مقام اسما و صفات ذاتیه که در حضرت واحدیت ثابت است ؛ چون علم ذاتی که از شؤ ون و تجلیات ذاتیه است ، و قدرت و اراده ذاتیه و دیگر شؤ ون ذاتیه .

و دیگر ، مقام اسما و صفات فعلیه است که به تجلی به ((فیض مقدس )) برای حق ثابت است ؛ چون ((علم فعلی )) که اشراقیین ثابت دانند و مناط ((علم تفصیلی )) را آن دانند ، و جناب افضل الحکماء ، خواجه نصیرالدین نضرالله وجهه (76) ، اقامه برهان بر آن کرده اند ؛ و در این معنی که میزان ((علم تفصیلی )) ((علم فعلی )) است ، از اشراقیین تبعیت فرموده اند(77) . و این مطلب گرچه خلاف تحقیق است ، بلکه ((علم تفصیلی )) در مرتبه ذات ثابت است و کشف و تفصیل علم ذاتی از علم فعلی بالاتر و بیشتر است – چنانچه در محل خود به وجه برهان نوری ثابت و محقق است – ولی اصل مطلب که نظام وجود علم فعلی تفصیلی حق است ، ثابت و محقق است ، در سنت برهان و مشرب عرفان ؛ گرچه مسلک اعلا و ذوق احلای عرفانی را غیر از این طریقه ها طریقه ای است – ((مذهب عاشق زمذهبها جداست ))(78)

بالجمله ، از برای رحمت ((رحمانیه )) و ((رحیمیه )) دو مرتبه و دو تجلی است : یکی در مجلای ذات در حضرت واحدیت به تجلی به فیض اقدس و دیگر ، در مجلای اعیان کونیه به تجلی به فیض مقدس . و در سوره مبارکه اگر ((رحمن )) و ((رحیم )) از صفات ذاتیه باشد – چنانچه ظاهرتر است – در آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم این دو صفت را تابع ((اسم )) توان دانست تا از صفات فعلیه باشد ؛ بنابراین ، ابدا تکراری در کار نیست تا این که گفته شود برای تاءکید و مبالغه است و به این احتمال – والعلم عندالله – معنی آیات شریفه چنین می شود : بمشیئته الرحمانیه والرحیمیه الحمدلذاته الرحمانی و الرحیمی و چنانچه مقام ((مشیت )) جلوه ذات مقدس است ، مقام ((رحمانیت )) و ((رحیمیت )) که از تعینات مقام مشیت است ، جلوه رحمانیت و رحیمیت ذاتیه است و احتمالات دیگری نیز هست که ما ترک کردیم ذکر آن را ، زیرا که این احتمال که ذکر شد ظاهرتر بود .

قوله تعالی : مالک یوم الدین بسیاری از قراء ((ملک )) به فتح میم کسر لام ، قرائت کرده اند و برای هر یک از این دو قرائت ترجیحاتی ادبی ذکر کرده اند . حتی بعضی از بزرگان علما رحمه الله رساله نوشته در ترجیح ((ملک )) بر ((مالک )) و چیزهایی که طرفین گفته اند طوری نیست که از آن اطمینانی حاصل شود .

آنچه به نظر نویسنده می رسد آن است که ((مالک )) راجح بلکه متعین است ؛ زیرا که این سوره مبارکه و سوره مبارکه ((توحید)) مثل سایر سور قرآنیه نیست ، بلکه این دو سوره را چون مردم در نماز فرایض و نوافل می خوانند ، در هر عصری از اعصار صدها میلیون جمعیت مسلمین از صدها میلیون جمیعت های مسلمین شنیده اند و آنها از صدها میلیون سابقیها ، همینطور به تسامع ، این دو سوره شریفه بهمین طور که می خوانند بی یک حرف پس و پیش و کم و زیاد از ائمه هدی و پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله ثابت است و با این که اکثر قراء((ملک )) خواندند و بسیاری از علما ترجیح ((ملک )) داده اند ، مع ذلک این امور در امر ثابت ضروری و متواتر قطعی ضرری نرسانده و کسی از آنها متابعت ننموده و با این که علما تبعیت هر یک از قرا را جایز می دانند ، هیچیک – الا شاذی که اعتنا به قول او نیست – در مقابل این ضرورت ، ((ملک )) در نمازهای خود قرائت ننموده اند و اگر کسی هم ((ملک )) را قرائت کرده ، من باب احتیاط بوده و ((مالک )) را نیز گفته ؛ چنانچه شیخ علامه ما در علوم نقلیه ، حاج شیخ عبدالکریم یزدی قدس سره (79) ، به خواهش یکی از علمای معاصر ((ملک )) را نیز می گفتند ولی این احتیاط بسیار ضعیفی است ، بلکه به عقیده نویسنده مقطوع الخلاف است .

و از این بیان که شد ضعف این مطلب معلوم می شود که گفته اند در خط کوفی ((ملک )) و ((مالک )) به هم اشتباه شده ؛ زیرا که این ادعا را شاید در سوری که کثیرالتداول در السنه نیست بتوان گفت – آن هم علی اشکال – ولی در مثل چنین سوره ای که ثبوت آن از روی تسامع و قرائت است – چنانچه پرواضح است – ادعایی بس بی مغز و گفته ای بس بی اعتبار است .

و این کلام که ذکر شد در ((کفوا)) نیز جاری است ؛ زیرا که قرائت با ((واو)) مفتوح و ((فاء)) مضمومه – با آن که فقط قرائت عاصم است – مع ذلک آن نیز به تسامع بالضررده ثابت است ؛ و قرائات دیگر معارضه با این ضرورت نکرده گرچه بعضی به خیال خود احتیاط می کنند ، و مطابق اکثر که با ضم ((فاء)) و ((همزه )) است قرائت می کنند ، ولی این احتیاط بی جایی است .

و اگر چنانچه در روایاتی که امر شده مثل قرائت ناس قرائت کنیم (80) .

مناقشه شود – چنانچه جای مناقشه هم هست و مظنون آن است که مراد از آن روایات این باشد که همین طور که نوع مردم قرائت می کنند قرائت کنند نه آن که مخیر هستید میان قرائات سبع مثلا – آن وقت قرائت ((ملک )) و ((کفوا)) به غیر آن طور که مشهور در بین مسلمین و مسطور در صحف است غلط می شود و در هر صورت ، احتیاط قرائت آنهاست به طوری که بین مردم متداول و در السنه مشهور و در قرآن مسطور است ، زیرا که آن طور قرائت در هر مسلکی صحیح است والله العالم . (گرچه جواز قرائت مطابق یکی (از) قرائات قراء علی الظاهر اجماعی است . )

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz