اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۳۳ ۲۱

تحقیق عرفانی

علمای ادب گفته اند : ((رحمن )) و ((رحیم )) مشتق از ((رحمت )) و برای مبالغه است ؛ ولی در ((رحمن )) مبالغه بیشتر از ((رحیم )) است و قیاس اقتضا می کرد که ((رحیم )) بر ((رحمن )) مقدم باشد ، ولی چون ((رحمن )) به منزله علم شخصی و اطلاق بر دیگر موجودات نمی شود ، از این جهت مقدم شده است و بعضی هر دو را به معنی واحد گرفته و تکرار آن را محض تاءکید دانسته اند و ذوق عرفانی ، که قرآن نیز به اعلی مراتب آن نازل شده است مقتضی آن است که ((رحمن )) بر ((رحیم )) مقدم باشد ، زیرا که قرآن شریف نزد اصحاب قلوب نازله تجلیات الهیه و صورت کتبیه اسمای حسنای ربوبیه است و چون اسم ((رحمن )) محیطترین اسمای الهیه است پس از اسم اعظم ، و به تحقیق پیوسته است نزد اصحاب معرفت که تجلی به آن نیز مقدم است بر تجلی به اسمای محاطه ، و هر اسم که محیطتر است تجلی به آن نیز مقدم است ، از این جهت اول تجلی در حضرت واحدیت ، تجلی باسم الله الاعظم است ؛ و پس از آن ، تجلی به مقام رحمانیت ، و تجلی به رحیمت پس از تجلی به رحمانیت است ؛ و همین طور ، در تجلی ظهوری فعلی نیز تجلی به مقام ((مشیت )) که اسم اعظم است در این مشهد و ظهور اسم اعظم ذاتی است ، مقدم بر همه تجلیات است و تجلی به مقام رحمانیت که احاطه بر جمیع موجودات عالم غیب و شهادت دارد – و اشاره به آن است : رحمتی وسعت کل شی ء(50)- مقدم است بر سایر تجلیات ؛ و اشاره به آن است : سبقت رحمته غضبه (51)به بعض وجوه .

بالجمله ، چون ((بسم الله )) به حسب باطن و روح صورت تجلیات فعلیه ، و به حسب سر و سرالسر صورت تجلیات اسمائیه بلکه ذاتیه است ، و تجلیات مذکوره به مقام ((الله )) اولا و به مقام ((الرحمن )) پس از آن و به مقام ((الرحیم )) پس از آن است ، باید صورت لفظیه و کتبیه نیز چنین باشد تا مطابق نظام الهی و ربانی باشد و اما ((رحمن )) و ((رحیم )) در سوره مبارکه ((حمد)) که متاءخر از ((رب العالین )) است ، شاید برای آن باشد که در ((بسم الله )) نظر به ظهور وجود از مکامن غیب وجود است ؛ و در سوره شریفه نظر به رجوع و بطون است ؛ و در این احتمال اشکالی است و شاید برای اشارت به احاطه رحمت ((رحمانیه )) و ((رحیمه )) باشد ؛ و شاید نکته دیگری داشته باشد در هر صورت ، این نکته که ذکر شد در ((بسم الله )) حقیق به تصدیق است ؛ و شاید از برکات رحمت رحیمه باشد در قلب این ناچیز . وله الحمد علی ما انعم .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz