اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۵۸ ۲۱

تنبیه ادبی

در تفاسیر متدواله که دیدیم ، یا از آنها نقل شده ، ((دین )) را به معنای جزا و حساب دانسته اند و در کتب لغت نیز به این معنی ذکر شده و به قول شعرای عرب استشهاد شده ، مثل قول شاعر : واعلم باءنک ما تدین تدان (94) و قول منسوب به شهل بن ربیعه : و لم یبق سوی العدوان ، دناهم کما دانوا (95) و گفته اند ((دیان )) ، که از اسمای الهیه است ، نیز به همین معنی است و شاید مراد از ((دین )) شریعت حقه باشد و چون در روز قیامت آثار دین ظاهر گردد و حقایق دینیه از پرده بیرون افتد ، از این جهت آن روز را ((روز دین )) باید گفت ؛ چنانچه امروز ((روز دنیا)) است ، زیرا که روز ظهور آثار دنیا است و صورت حقیقیه دین ظاهر نیست و این شبیه قول خدای تعالی است که می فرماید : و ذکرهم باءیام الله ؛ (96)و آن ایامی است که حق تعالی است به قهر و سلطنت با قومی رفتار کند و روز قیامت هم ((یوم الله )) است و هم ((یوم الدین )) است ، زیرا که روز ظهور سلطنت الهیه و روز بروز حقیقت دین خداست .

قوله تعالی : ایاک نعبد و ایاک نستعین بدان ای عزیز که چون بنده سالک در طریق معرفت تمام محامد و مدایح را مختص به ذات مقدس حق دانست و قبض و بسط وجود را از او دانست و ازمه امور را در اول و آخر و مبداء و منتهی به ید مالکیت او دانست و توحید ذات و افعال در قلبش تجلی نمود ، حصر عبادت و استعانت را به حق کند و جمیع دار تحقق را طوعا و کرها خاضع ذات مقدس بیند و در دارد تحقق قادری نبیند تا اعانت را به او نسبت دهد و این که بعضی از اهل ظاهر گفته اند حصر عبادت حقیقی است و حصر استعانت حقیقی نیست – زیرا که استعانت به غیر حق نیز می شود و در قرآن شریف نیز فرماید : تعاونوا علی البر و التقوی و می فرماید : استعینوا بالصبر والصلوه (97) و نیز معلوم است بالضرره که سیره نبی اکرم و ائمه هدی علیهم السلام و اصحاب آن ها و مسلمین بر استعانت از غیر حق بوده در غالب امور مباحه ، مثل استعانت به دابه و خادم و زوجه و رفیق و رسول و اجیر و غیر ذلک -کلامی است با اسلوب اهل ظاهر و اما کسی که از توحید فعلی حق تعالی اطلاع دارد و نظام وجود را صورت فاعلیت حق تعالی می بیند و لا مؤ ثر فی الوجود را یا برهانا یا عیانا یافته ، با چشم بصیرت و قلب نورانی حصر استعانت را نیز حصر حقیقی داند و اعانت دیگر موجودات را صورت اعانت حق داند و بنا به گفته اینها ، اختصاص محامد به حق تعالین نیز وجهی ندارد ، زیرا که برای دیگر موجودات – بنابراین مسلک – تصرفات و اختیارات و جمال و کمالی است که لایق مدح حمدند ؛ بلکه احیا و اماته و رزق و خلق دیگر امور مشترک بین حق و خلق است و این امور در نظر اهل الله شرک ، و در روایات از این امور به شرک خفی تعبیر شده ؛ چنانچه اداره انگشتری برای یاد مانده چیزی ، از شرک خفی محسوب شده است (98) .

بالجمله ، ایاک نعبد و ایاک نستعین از متفرعات الحمدالله است ، که اشاره به توحید حقیقی است و کسی که حقیقت توحید در قلب او جلوه ننموده و قلب را از مطلق شرک پاک ننموده ، ایاک نعبد او حقیقت ندارد ، و حصر عبادات و استعانت را به حق نتواند نمود ، و خدابین و خداخواه نخواهد بود و چون توحید در قلب جلوه نمود ، به اندازه جلوه آن ، از موجودات منصرف و به عز قدس حق متعلق شود تا آنجا که مشاهده کند که به اسم الله ایاک نعبد و ایاک نستعین واقع شود ؛ و بعضی از حقایق اءنت کما اءثنیت علی نفسک (99) در قلب تجلی کند .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz