اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۱:۱۰ ۲۰

تنبیه عرفانی

بدان که برای هر یک از موجودات عوالم غیب و شهادت و دنیا و آخرت مبداء و معادی است گرچه مبداء و مرجع کل هویت الهیه است ، ولکن چون ذات مقدس حق جل و علا را من حیث هو بی حجاب اسما تجلی بر موجودات عالیه یا سافله نیست ، و به حسب این مقام که لامقامی است بی اسم و رسم و متصف به اسمای ذاتیه و صفاتیه و افعالیه نیست واحدی از موجودات را با او تناسبی نیست و ارتباط و اختلاطی نمی باشد اءین التراب و رب الاءرباب (120) چنانچه تفصیل این لطیفه را در مصباح الهدایه مستقصی دادم – پس مبدئیت و مصدریت ذات مقدسش در حجب اسمائیه است ، و اسم در عین حال که عین مسمی است حجاب او نیز هست ؛ پس ، تجلی در عوالم غیب و شهادت به حسب اسما و در حجاب آن هاست ؛ و از این جهت ذات مقدس را در جلوه اسما و صفات تجلیاتی است در حضرت علمیه که تعینات آن ها را اهل معرفت ((اعیان ثابته )) گویند و بنابراین ، هر تجلی اسمی را در حضرت علمی عین ثابتی لازم است ؛ و هر اسمی را به تعین علمی ، در نشئه خارجیه مظهری است که مبداء و مرجع آن مظهر همان اسمی است که مناسب با آن است ؛ و رجوع هر یک از موجودات عالم کثرت به آن اسمی که مصدر و مبداء آن است ، عبارت از ((صراط مستقیم )) آن است ؛ پس ، از برای هر یک سیر و صراطی است مخصوص و مبداء و مرجعی است مقدر در حضرت علم و طوعا او کرها و اختلاف مظاهر و صراطها به اختلاف ظاهر و حضرات اسماست .

و باید دانست که ((تقویم )) انسان در اعلی علیین ، جمع اسمایی است ؛ و به همین جهت تا ((اسفل سافلین )) مردود شده و((صراط)) او از ((اسفل سافلین )) شروع و به ((اعلا علیین )) ختم شود و این صراط آنهایی است که حق تعالی به آنها انعام فرموده به نعمت مطلقه ، که آن نعمت کمال جمع اسمایی است که بالاترین نعمتهای الهیه است و صراطهای دیگر ، چه صراط سعدا و ((منعم علیهم )) باشد و چه صراطهای اشقیا باشد ، به قدر نقصان از فیض نعمت مطلق داخل در یکی از دو طرف افراط و تفریط خواهد بود پس صراط انسان کامل فقط صراط ((منعم علیهم )) به قول مطلق است و این صراط بالاصاله مختص به ذات مقدس نبی ختمی است ، و برای دیگر اولیا و انبیا بالتبعیه ثابت است و فهم این کلام با آن که نبی اکرم ختمی نبیین است محتاج به فهم حضرات ((اسما)) و ((اعیان )) است ، که کفیل آن رساله مصباح الهدایه (121) است والله الهادی الی سبیل الرشاد .

نقل کلام لزیاده افهام

شیخ جلیل بهایی (122)قدس سره در رساله عروه الوثقی می فرماید : ((و نعمتهای خدای سبحان گرچه اجل از آن است که در احاطه احصا درآید چنانچه حق می فرماید : و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها ، (123) لکن آنها دو جنس می باشند : نعمتهای دنیویه و هر یک از آنها یا روحانی است ، یا جسمانی پس مجموع هشت قسم شود :

اول : دنیوی موهبتی روحانی ؛ مثل نفخ روح و افاضه عقل و فهم .

دوم ، دنیوی موهبتی جسمانی ؛ مثل خلق اعضا و قوای آنها .

سوم ، دنیوی کسبی روحانی ؛ مثل تخلیه نفس از امور دنیه و محلی نمودن آن به اخلاق پاکیزه و ملکات عالیه .

چهارم ، دنیوی کسبی جسمانی ، مثل زینت دادن به هیئتهای پسندیده و حیله های نیکو .

پنجم ، اخروی موهبتی روحانی ؛ مثل آن که بیامرزد گناه ما را و اشتباهی از ناسخ شده و شاید مقصود آن باشد که حق تعالی ما را بیامرزد بی سبق توبه ؛ فراجع .

ششم ، اخروی موهبتی جسمانی ؛ مثل نهرهای از شیر و عسل .

هفتم ، اخروی کسبی روحانی ؛ مثل آمرزش و رضا با سبق توبه ، و چون لذات روحانی که با فعل طاعات جلب شده .

هشتم ، اخروی کسبی جسمانی ؛ مثل لذات جسمانی که با فعل طاعات جلب شده .

و مراد در اینجا از نعمت چهار قسم اخیر است و چیزهایی که وسیله رسیدن به این اقسام می شود از چهار قسم اول.)) تمام شد ترجمه کلام شیخ قدس سره .

و این تقسیمات شیخ گرچه تقسیم لطیفی است ولی اهم نعم الهیه و اعظم مقصد کتاب شریف الهی از قلم شیخ بزرگوار افتاده و فقط اکتفا شده به نعمتهای ناقصین یا متوسطین . و در کلام ایشان گرچه لذت روحانی نیز نام برده شده ، ولی لذت روحانی اخروی که با فعل طاعات جلب شده باشد حظ متوسطین است ؛ اگر نگوییم حظ ناقصین است .

بالجمله ، غیر از آنچه شیخ بزرگوار فرمودند ، که راجع به لذت حیوانیه و حظوظ نفسانیه بود ، نعمتهای دیگری است که عمده آن سه است :

یکی ، نعمت معرفت ذات و توحید ذاتی ، که اصل آن سلوک الی الله و نتیجه آن بهشت لقاء است و اگر سالک را نظر به نتیجه باشد ، در سلوک نقصانی است ، زیرا که این مقام ترک خود و لذات خود است ؛ و توجه به حصول نتیجه توجه به خود است ؛ و این خودپرستی است نه خداپرستی ، و تکثیر است نه توحید ، و تلبیس است نه تجرید .

دوم نعمت معرفت اسماست و این نعمت منشعب شود به حسب کثرت اسمایی و اگر مفردات آن حساب شود ، هزار است ؛ و اگر با ترکیبات دو اسمی یا چند اسمی حساب شود ، از حد احصا خارج است – و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها . و توحید اسمایی در این مقام نعمت معرفت ((اسم اعظم )) است که مقام احدیت جمع اسماست و نتیجه معرفت اسما بهشت اسماست هرکس به اندازه معرفت یک اسم یا چنداسم فردا یا جمعا .

سوم ، نعمت معرفت افعالی است ؛ که این نیز شعب کثیره غیر متناهیه دارد و مقام توحید در این مرتبه ، احدیت جمع تجلیات فعلیه است که مقام ((فیض مقدس )) و مقام ((ولایت مطلقه )) است و نتیجه آن بهشت افعالی است که تجلیات افعالیه حق است در قلب سالک و شاید تجلی به موسی بن عمران در اول امر که گفت : آنست نارا ، (124) به تجلی افعالی بوده ؛ و آن تجلی که اشاره به آن است قول خدای تعالی : فلما تجلی ربه للجبل جعله دکا و خر موسی صعقا (125)تجلی اسمایی یا ذاتی بوده .

پس ، صراط ((منعم علیهم )) در مقام اول ، ((صراط)) سلوک الی ذات الله ، و ((نعمت )) در آن مقام ، تجلی ذاتی است و در مقام ثانی ((صراط)) سلوک به اسماءالله و ((نعمت )) در آن مقام ، تجلیات اسمائیه است ، در مقام سوم ، سلوک به فعل الله است ؛ و نعمت ((نعمت )) آن ، تجلی افعالی است و اصحاب این مقامات را به بهشتها و لذتهای عامه نظری نیست ، چه روحانی باشد یا جسمانی ؛ چنانچه در روایات برای بعض مؤ منین نیز این مقام را اثبات فرموده است . (126)

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz