اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۵۷ ۲۰

تنبیه عرفانی

شاید در تقدیم ((رب )) و ذکر ((رحمن )) و ((رحیم )) پس از آن و تاءخیر ((مالک )) اشاره ای لطیفه باشد به کیفیت سلوک انسانی از نشئه ملکیه دنیاویه تا فنای کلی یا تا مقام حضور نزد مالک الملوک . پس ، سالک ، در مبادی سیر است ، در تحت تربیت تدریجی ((رب العالمین )) است ، زیرا خود نیز از عالمیان و سلوکش در تحت تصرف زمان و تدریج است . و چون به قدم سلوک از عالم طبیعت متصرم منسلخ شد ، مرتبه اسمای محیطه که به عالم – که جنبه سوائیت در او غالب است – فقط تعلق ندارد در قلب او تجلی کند ؛ و چون اسم شریف – ((رحمن )) را در بین اسمای محیطه مزید اختصاصی است ، آن مذکور گردیده و چون ((رحمن )) ظهور رحمت و مرتبه بسط مطلق است ، مقدم شده بر ((رحیم )) که به افق بطون نزدیکتر است ؛ پس ، در سلوک عرفانی اول اسمای ظاهره تجلی کند ؛ پس از آن ، اسمای باطنه ، چون سیر سالک من الکثره الی الوحده می باشد ؛ تا منتهی می شود به اسمای باطنه محضه که اسم ((مالک )) از آنهاست پس ، در تجلی به مالکیت ، کثرات عالم غیب و شهادت مضمحل شود و فنای کلی و حضور مطلق دست دهد و چون از حجب کثرت به ظهور وحدت و سلطنت الهیه تخلص یافت و به مشاهده حضوریه نایل گردید ، مخاطبه حضوریه کند و ایاک نعبد گوید .

پس تمام دایره سیر سایرین نیز در سوره شریفه مذکور است : از آخرین حجب عالم طبیعت تا رفع جمیع حجب ظلمانیه و نورانیه و دست دادن حضور مطلق و این حضور قیامت کبرای سالک و قیام ساعت اوست و شاید در آیه شریفه فصعق من السموات و من فی الارض الا من شاءالله (92) مقصود از ((مستثنی )) این نوع از اهل سلوک باشد که برای آن ها قبل از نفخ صور کلی ، صعق و محو حاصل شده و شاید یکی از محتملات فرمایش رسول خدا که فرمودند : انا و الساعه کهاتین (93) – و جمع فرمودند بین دو سبابه شریفه خود – همین معنی باشد .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz