اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۴۸ ۲۱

تنبیه

در لفظ و اشتیاق و معنی ((عالمین )) اختلاف عظیم واقع است چنانچه بعضی گفته اند ((عالمین )) جمع است و مشتمل بر جمیع اصناف خلق است از مادی و مجرد ؛ و هر صنفی خود عالمی است و این جمع از جنس خود مفرد ندارد و این قول مشهور است.

و بعضی گفته اند که ((عالم )) به فتح لام ، اسم مفعول و ((عالم )) به کسر ، اسم فاعل است ؛ و ((عالمین )) به معنای ((معلومین )) است و این قول علاوه بر آن که خود فی حد نفسه بی شاهد و بعید است ، اطلاق ((رب العالمین )) بسیار بارد و بی مورد است.

و اشتقاق آن را بعضی از ((علامت )) دانسته اند و در این صورت بر تمام موجودات اطلاق شود ، زیرا که همه علامت و نشانه و آیات ذات مقدسند و ((واو)) و ((نون )) به اعتبار اشتمال بر ذوی العقول و تغلیب آن است بر دیگر موجودات.

و بعضی او را مشتق از ((علم )) دانسته اند و در هر صورت ، اطلاق آن بر جمیع موجودات صحیح است ، چنانچه اطلاق بر ذوی العقول نیز وجیه است ولی ((عالم )) اطلاق بر ((ماسوی الله )) شود ؛ و بر هر صنف و هر فرد نیز گاه اطلاق شود و اگر آن کس که ((عالم )) را بر هر فرد و صنف اطلاق کند از اهل عرف و لغت باشد ، به اعتبار آن که هر فردی علامت ذات باری است – و فی کل شی ء له آیه -(65) و اگر عارف الهی باشد ، به اعتبار آن که هر موجودی ظهور اسم جامع و مشتمل کل حقایق است به طریق ظهور احدیت جمع و سر وجود ؛ و از این جهت تمام عالم را و هر جزیی از آن را اسم اعظم به مقام احدیت جمع ممکن است دانست ؛ والاءسماء کلها فی الکل و کذا الآیات.

و بنابر آنچه ذکر شد ، ایراد فیلسوف عظیم الشاءن صدر المله والدین قدس سره (66)بر مثل بیضاوی (67) وارد است ؛ زیرا که آنها ذوق این مشرب نکرده اند و اما در مسلک اصحاب عرفان صحیح نیست و چون کلام بیضاوی در این مقام و کلام فیلسوف مذکور طولانی است ذکر آن نشد ؛ هر کس مایل است ، به تفسیر سوره ((فاتحه )) مرحوم فیلسوف مذکور رجوع کند.

و ((رب )) اگر از اسمای صفات باشد به معنی ((مالک )) و ((صاحب )) و اشباه آن ، مراد از ((عالمین )) جمیع ماسوی الله ممکن است باشد ؛ چه موجودات عالم ملک باشد یا موجودات مجرده غیبیه و اگر از اسمای افعال باشد – که شاید ظاهرتر همین است – مراد از ((عالمین )) عالم ملک است فقط ؛ زیرا که ((رب )) در آن وقت به معنی ((مربی )) است ؛ و این معنا تدریج لازم دارد و عوالم مجرده ، از تدریج زمانی منزه هستند گرچه نزد نویسنده به یک معنی معنی روح ((تدریج )) در عالم ((دهر)) متحقق است ؛ و به همان معنی اثبات حدوث زمانی ، به مسلک عرفانی نیز حدوث زمانی را برای جمیع ثابت می دانیم ، اما نه به آن طور که در فهم متکلمین و اصحاب حدیث آید.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz