اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۱:۰۷ ۲۰

فائده

((عبادت )) را اهل لغت به معنای غایت خضوع وتذلل دانسته اند ؛ و گفته اند چون عبادت اعلی مراتب خضوع است ، پس لایق نیست مگر برای کسی که اعلی مراتب وجود و کمال و اعظم مراتب نعم و احسان را دارد ؛ و از این جهت عبادت غیر حق شرک است و شاید ((عبادت )) – که در فارسی به معنای ((پرستش )) و ((بندگی )) است – در حقیقتش بیش از این معنی که گفته اند ماءخوذ باشد ؛ و آن عبارت است از خضوع برای خالق و خداوند و از این جهت ، این طور از خضوع ملازم است با اتخاذ معبود را اله و خداوند ، یا نظیر و شبیه و مظهر او ، مثلا ؛ و از این جهت ، عبادت غیر حق تعالی شرک و کفر است و اما مطلق خضوع بدون این اعتقاد یا تجزم به این معنی – ولو تکلفا – ولو به غایت خضوع برسد اسباب کفر و شرک نمی شود ؛ گرچه بعضی انواع آن حرام باشد ، مثل پیشانی به خاک گذاشتن برای خضوع ، و این گرچه عبادت و پرستش نیست ، ولی ممنوع است شرعا و علی الظاهر پس احتراماتی که صاحبان مذاهب از بزرگان مذهب خود می کنند با اعتقاد به آن که آنها بندگانی هستند که در همه چیز محتاج به حق تعالی هستند – در اصل وجود و کمال آن – و عباد صالحی هستند که با آن که مالک نفع و ضرر و موت و حیات خود نیستند ، به واسطه عبودیت مقرب درگاه و مورد عنایات حق تعالی و وسیله عطیات اویند ، به هیچ وجه شایبه شرک و کفر در آن نیست ؛ و احترام خاصان خدا احترام او و ((حب خاصان خدا حب خداست )) .

و در بین طوایف اشهد بالله و کفی به شهیدا طایفه ای که به برکت اهل بیت وحی و عصمت و خزان علم و حکمت از جمیع طوایف عایله بشری در توحید و تقدیس و تنزیه حق تعالی ممتازند ، طایفه شیعه اثنی عشری است ، که کتب اصول عقاید آنها – مثل کتاب شریف اصول کافی و کتاب شریف توحید شیخ صدوق رضوان الله علیه – و خطب و ادعیه ائمه معصومین آن ها ، که در توحید و تقدیس حق جل و علا از آن معادن وحی و تنزیل صادر شده ، شهادت بر آن می دهد که چنین علومی در بشر سابقه نداشته و حق تعالی را هیچ کس مثل آن ها تقدیس و تنزیه ننموده پس از کتاب مقدس وحی الهی و قرآن شریف که به ید قدرت نگاشته شده .

مع ذلک که شیعه در جمیع امصار و اعصار از چنین ائمه هدای معصومین منزهینن موحدین ، تبعیت نمودند و به برهانهای روشن آنها از عقاید و کتب آنها معلوم است ، باب طعن و لعن را بر اینها مفتوح و به واسطه نصب باطنی که داشته اند ، تابعین اهلبیت عصمت را به شرک و کفر منسوب نمودند و این در بازار معرفت بیت عصمت را به ارزش ندارد ولی چون مفسده اش این است که مردم ناقص و عوام جاهل بی خبر را از معادن علم دور و به جهل و شقاوت سوق می دهد ، جنایت بزرگی است به نوع بشر که جبران آن به هیچ وجه ممکن نیست و از این جهت است که به حسب موازین عقلیه و شرعیه جنایت و گناه است که به حسب موازین عقلیه و شرعیه جنایت و گناه این جمعیت قاصر جاهل بیچاره به گردن آن بی انصافیهایی است که برای منافع خیالی چند روزه مانع از نشر معارف و احکام الهیه شدند و باعث شقاوت و بدبختی نوع بشر گردیدند ، و جمیع زحمات حضرت خیرالبشر را ضایع و باطل نمودند ، و باب خاندان وحی و تنزیل را به روی مردم بستند . اللهم العنهم لعنا و عذبهم عذابا الیما .

قوله تعالی : اهدنا الصراط المستقیم . . . الخ بدان ای عزیز که چون در سوره شریفه ((حمد)) اشاره به کیفیت سلوک ارباب معرفت و ارتیاض است و تا ایاک نعبد تمام کیفیت سلوک من الخلق الی الحق است ، چنانچه سالک از تجلیات افعالیه به تجلیات صفاتیه و از آن به تجلیات ذاتیه ترقی نمود و از حجب نورانیه و ظلمانیه خارج و به مقام حضور و مشاهده واصل گردید ، پس مرتبه فنای تام حاصل و استهلاک کلی رخ داد و چون سیر الی الله تمام شد به غروب افق عبودیت و طلوع سلطنت مالکیت در مالک یوم الدین ؛ پس در منتهای این سلوک حالت تمکن و استقراری رخ دهد و سالک به خود آید و مقام صحو حاصل شود و توجه به حق تبع توجه به خلق بود و به عبارت دیگر در حال سولک الی الله در حجاب خلقی حق را می دید ؛ و پس از رجوع از مرتبه فنای کلی که در مالک یوم الدین حاصل شد ، در نور حق خلق را مشاهده می کند ؛ و از این جهت ایاک نعبد می گوید به تقدیم ضمیر ((ایا)) و ((کاف )) خطاب بر ذات خود و عبادت خود . و چون این حال را ممکن است ثباتی نباشد ولغزش در این مقام نیز متصور است ، ثبات و لزوم خود را از حق تعالی طلب کند به قوله اهدنا اءی ، الزمنا – چنانچه تفسیر شده است .

و باید دانست که این مقام که ذکر شد و این تفسیر که بیان شد ، برای کمل از اهل معرفت است ؛ که مقام اول آنها آن است که در مقام رجوع از سیر الی الله ، حق تعالی حجاب آنها از خلق شود ؛ و مقام کمال آنها حالت برزخیت کبری است که نه خلق حجاب حق شود – چون ما محجوبان – و نه حق حجاب خلق شود – چون واصلان مشتاق و فانیان مجذوب پس ((صراط مستقیم )) آن ها عبارت از این حالت برزخیت متوسط بین النشاءتین است که صراط حق است و بنابراین ، مقصود از الذین انعمت علیهم همین کسانی هستند که حق تعالی با تجلی به ((فیض اقدس )) در حضرت علمیه تقدیر استعداد آن ها را فرموده ، و پس از فنای کلی آنها را به مملکت خود ارجاع نموده و ((مغضوب علیهم )) – بنابراین تفسیر – محجوبان قبل از وصولند و ((ضالین )) فانیان در حضرتند .

و اما غیر کمل ، پس اگر وارد سلوک نشده اند ، این امور درباره آنها صحتی ندارد ، و ((صراط)) آنها صراط ظاهر شریعت است ؛ و از این جهت تفسیر شده است ((صراط مستقیم )) به ((دین )) و ((اسلام )) و امثال آن و اگر از اهل سلوکند ، مقصود از ((هدایت )) راه نمایی ، و از ((صراط مستقیم )) نزدیکترین راه وصول الی الله است که آن راه رسول الله و اهل بیت او است ؛ چنانچه تفسیر شده است به رسول خدا و ائمه هدی و امیرالمؤ منین علیهم الصلوه والسلام و چنانچه در حدیث است که رسول خدا خطی مستقیم کشیدند و در اطراف آن خطوطی کشیدند و فرمودند : ((این خط وسط مستقیم از من است ))(107) و شاید ((امت وسط)) که خدای تعالی فرموده : جعلناکم امه وسطا(108) وسطیت به قول مطلق و به جمیع معانی باشد ، که از آن جمله وسطیت معارف و کمالات روحیه است که مقام برزخیت کبری و وسطیت عظمی است ؛ و لهذا این مقام اختصاص دارد به کمل از اولیاء الله و از این جهت ، در روایت وارد شده که مقصود از این آیه ائمه هدی علیهم السلام هستند ؛ چنانچه حضرت باقر علیه السلام به یزید بن معاویه عجلی می فرماید : ((ماییم امت وسط ، و ماییم شهدای خدا بر(109) خلق )) . و در روایت دیگر فرماید : ((به سوی ما رجوع کند غالی و به ما ملحق شود مقصر))(110) و در این حدیث اشاره به آنچه ذکر شد فرموده است .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz