اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۰:۳۸ ۲۰

نقل و تحقیق

بدان که علمای ادب و ظاهر گفته اند که ((حمد)) ثنای به لسان است به جمیل اختیاری و چون آن ها غافل از جمیع السنه هستند جز این لسان حکمی ، از این جهت تسبیح و تحمید حق تعالی ، بلکه مطلق کلام ذات مقدس را حمل به یک نوع از مجاز می کنند ؛ و نیز کلام و تسبیح و تحمید موجودات را حمل به مجاز کنند پس ، در حق تعالی تکلم را عبارت از ایجاد کلام ، و در موجودات دیگر تسبیح و تحمید ذاتی تکوینی دانند . اینها در حقیقت نطق را منحصر به نوع خود می دانند و ذات مقدس حق جل و علا و دیگر موجودات را غیر ناطق بکله – نعوذ بالله – اخرس گمان کنند و این را تنزیه مقدس گمان نمودند ؛ با آن که این ، تحدید بلکه تعطیل است و حق منزه از این تنزیه است ؛ چنانچه غالب تنزیهات عامه تحدید و تشبیه است ما پیش از این ذکر نمودیم کیفیت وضع شدند الفاظ را از برای معانی عامه مطلقه و اکنون گوییم : ما این قدر در بند آن نیستیم که در این حقایق الهیه صدق لغوی یا حقیقت لغویه لازم آید ، بلکه صحت اطلاق و حقیقت عقلیه میزان در این مباحث است ؛ گرچه حقیقت لغویه نیز به حسب بیان سابق ثابت شد . پس گوییم که از برای لسان و تکلم و کلام و کتابت و کتاب و حمد و مدح مراتبی است به حسب نشئات وجودیه که هر یک با نشئه ای از نشئات از مراتب وجد مناسب است ، و چون حمد در هر مورد بر جمیلی و مدح بر جمال و کمالی است ، پس چون حق جل و علا به حسب علم ذاتی خود در حضرت غیبت هویت جمال جمیل خود را مشاهده فرموده به اتم مراتب علم و شهود ، مبتهج بوده به ذات جمیل خود به اشد مراتب ابتهاج ؛ پس ، تجلی فرموده به تجلی ازلی به اعلی مراتب تجلیات در حضرت ذات برای ذات و این تجلی و اظهار ما فی مکنون غیبی و مقارعه ذاتیه ، ((کلام ذاتی )) است که به لسان ذات در حضرت غیب واقع است و مشاهده این تجلی کلامی ، سمع ذات است و این ثنای ذات برای ذات حق ، ثنای حق است که دیگر موجودات از ادراک آن عاجزند ؛ چنانچه ذات مقدس نبی ختمی ، اقرب و اشرف موجودات ، اعتراف به عجز فرماید و گوید : لااحصی ثناء علیک ؛ اءنت کما اءثنیت علی نفسک . (58) و این معلوم است که احصای ثنا فرع معرفت به کمال و جمال است ؛ و چون معرفت تامه به جمال است ؛ و چون معرفت تامه به جمال مطلق حاصل نشود ، ثنای حقیقی نیز واقع نگردد ، و غایت معرفت اصحاب معرفت عرفان معرفت عجز است .

و اهل معرفت گویند حق تعالی با السنه خمسه حمد و مدح خود کند و آن السنه ، لسان ذات است من حیث هی ؛ و لسان احدیت غیب است ؛ و لسان و احدیت جمعیه است ؛ و لسان اسمای تفصیلیه است ؛ و لسان اعیان است و اینها غیر از لسان ظهور است ، که اول آن لسان مشیت است تا آخر مراتب تعینات که لسان کثرات وجودیه است .

و بدان که از برای جمیع موجودات حظ بلکه حظوظی از عالم غیب که حیات محض است می باشد ؛ و حیات ساری در تمام دار وجود است و این مطلب نزد ارباب فلسفه عالیه با برهان ، و نزد اصحاب قلوب و معرفت به مشاهده و عیان ، ثابت است ؛ و آیات شریفه الهیه و اخبار اولیای وحی علیهم الصلاه و السلام دلالت تام تمام بر آن دارد و محجوبین از اهل فلسفه عامیه و اهل ظاهر که نطق موجودات را نیافته اند به تاءویل و توجیه پرداخته اند و عجب آن است که اهل ظاهر که به اهل فلسفه طعن زنند که تاءویل کتاب خدا کنند به حسب عقل خود ، در این موارد خود تاءویل این همه آیات صریحه و احادیث صحیحه کنند به مجرد آن که نطق موجودات را نیافته اند ، با آن که برهای در دست ندارند ؛ پس تاءویل قرآن را ، بی برهان و به مجرد استبعاد ، کنند بالجمله ، دارد وجود اصل حیات و حقیقت علم و شعور است ؛ و تسبیح موجودات تسبیح نطقی شعوری ارادی است ، نه تکوینی ذاتی که محجویان گویند و تمام آنها به حسب حظی که از وجود دارند به مقام باری جلت عظمته معرفت دارند و چون اشتغال به طبیعت و انغمار در کثرت هیچ موجودی چون انسان ندارد ، از این جهت از همه موجودات محجوبتر است ، مگر آن که از جلبات بشریت خارج شده و خرق حجب کثرت و غیریت کرده باشد که بی حجاب به مشاهده جمال جمیل پردازد؛ پس ، حمد و مدح او از تمام حمدها و مدحها جامعتر است ؛ و او حق را به تمام شئون الهیه و تمام اسما و صفات ستایش و عبادت کند .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz