اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۳:۵۹ ۲۱

اهمیّت و فضیلت سوره حمد

ففاتحه الکتاب التکوینی الالهی الذی صنفه ، تعالی جده ، بید قدرته الکامله ، التی فیها کل الکتاب ، بالوجود الجمعی الالهی ، المنزه عن الکثره المقدس عن الشین و الکدوره : بوجه هو عالم العقول المجرده و الروحانیین من الملائکه ، والتعین الاول للمشیئه و بوجه عباره عن نفس المشیئه ، فانها مفتاح غیب الوجود و فی الریاره الجامعه : ((بکم فتح الله ))(255) لتوافق اءفقهم علیهم السلام ، لاءفق المشیئه ، کما قال الله تعلی .

پس سرآغاز کتاب تکوینی الهی خداوند ، که بلند است مقام جلال و عظمت او ، با دست قدرت کامل خویش نگاشته ، و تمام کتاب به طریق وجود جمعی الهی ، که از کثرت منزه است و از پیرایه و کدورت مبرا ، در آن هست ، از یک نظر همان عالم عقول مجرد و ملائکه روحانی و تعین اول مشیت است و از نظر دیگر نفس مشیت است ، که مشیت خود کلید غیب الوجود است و در زیارت جامعه آمده است : ((خدای به توسط شما آغاز کرد)) زیرا افق وجودی ائمه معصوم ، موافق افق مشیت الهی است همان طور که خداوند این معنا را چنین حکایه عن هذاالمعنی : ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین اءو اءدنی (256) . و هم ، علیهم السلام ، من جهه الولایه متحدون : اءولنا ، محمد ، اءوسطنا محمد ، آخرنا محمد ، کلنا محمد ، کلنا نور واحد(257) .

و لکون فاتحه الکتاب فیها کل الکتاب ، و الفاتحه باعتبار الوجود الجمعی فی (بسم الله الرحمن الرحیم ) و هوفی باء((بسم الله )) و هو فی نقطه تحت الباء ، قال علی علیه السلام ، علی ما نسب الیه : (( ((اناالنقطه (258))) و ورد : بالباء ظهرالوجود و بالنقطه تمیز العابد عن المعبود .

و خاتمه الکتاب الالهی و التصنیف الربانی عالم الطبیعه و سجل الکون (و هذا) بحسب قوس النزول ، والا فالختم و الفتح واحد ؛ فان ما تنزل من سماءالالهیه عرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما حکایت فرموده است : ((پس نزدیک و نزدیکتر شد ، پس به اندازه طول دو کمال یا کمتر بود)) و ائمه معصوم از نظر ولایت متحدند : ((آغاز و میان و انجام ما محمد است ، همه محمدیم و همه یک نوریم)) .

و از آن رو که تمام کتاب در سوره فاتحه است و فاتحه به اعتبار وجود جمعی در ((بسم الله الرحمن الرحیم )) و آن بای ((بسم الله )) و آن در نقطه زیر ((باء)) علی علیه السلام ، آن طور که به وی نسبت دهند فرمود : ((نقطه منم )) و آمده است که ، ((وجود با ((با)) پدید آمده و عابد با نقطه زیر ((با)) از معبود جدا شد)) .

و خاتمه این کتاب الهی و این تصنیف ربانی ، عالم طبیعت و جهان ناپایدار حوادث و زمانیت است و این به حسب قوس نزول است وگرنه که سرانجام و سرآغاز یکی است ؛ زیرا آنچه از آسمان الوهیت فرود آمده ، در روزی که به اندازه تعدون ، و هذا وجه خاتمیه النبی المکرم و الرسول الهاشمی المعظم الذی هو اول الوجود ، کما ورد : ((نحن السابقون الاخرون ))(259) .

و بین فاتحه الکتاب و خاتمته سور و آیات و ابواب و فصول فان اعتبرالوجود المطلق ، و التصنیف الاالهی المنسق بمراتبه و منازله کتابا واحدا ، یکون کل عالم من العوالم الکلیه بابا و جرء من ابوابه و اجزائه و کل عالم من العوالم الجزئیته سوره و فصلا ، و کل مرتبه من مراتب کل عالم او کل جزء من اجزائه آیه و کلمه و کاءن قوله تعالی (و من آیاته اءن خلقکم من تراب ثم اذ اءنتم بشر تنتشرون (260)) الی آخرالایات ، راجع الی هذا الاعتبار .

و ان اعتبرت سلسله الوجود کتبا متعدده و تصانیف متکثره ، یکون کل هزار سال می شمریم به سوی او بالا رفته است در این وجه خاتمیت نبی مکرم و رسول هاشمی مکرم است ، که اوست اول وجود ، چنان که وارد شده : ((پیشی گیرندگان پس آینده ماییم )) .

و میان سرآغاز و پایان کتاب الهی سوره ها و آیه ها و بابها و فصلهایی هست . پس اگر وجود مطلق و این تصنیف منظم الهی را با مراتب و منازلی که دارد ، کتاب واحدی به شمار آوردیم . هر یک از عوالم جزیی ، سوره ای و فصلی ، و هر یک از مراتب هر عالم یا هر جزء از اجزای آن ، آیه ای و کلمه ای خواهد بود و شاید که قول خداوند تعالی : ((و از نشانه های اوست که شما را از خاک آفرید پس آن گاه شما بشرهایی هستید که در زمین می پراکنید . . . )) بدین اعتبار راجع باشد و اگر سلسله وجود را کتابهای بسیار و مصنفات بی شمار بیانگاریم ، هر عالم عالم کتابا مستقلا له ابواب و آیات و کلمات ، باعتبار المراتب و الانواع و الافراد و کاءن قوله تعالی (لا رطب و لایابس الا فی کتاب مبین (261)) بحسب هذاالاعتبار .

و ان جمعنا بین الاعتبارین یکون الوجود المطلق کتابا له مجلدات ، کل مجلد ، له ابواب و فصول و آیات و بینات .

شرح دعای سحر ، ص 52 – 53

کتابی خواهد بود مستقل که بابها و آیه ها و کلماتی دارد به اعتبار مراتب و انواع و افراد خود و شاید که قول خداوند تعالی ((هیچ تر و خشکی جز آن که در کتابی روشنگر هست )) ناظر به این اعتبار باشد .

و اگر هر دو اعتبار را با هم بیامرزیم ، وجود مطلق کتابی خواهد بود که دارای مجلداتی است ، هر یک مشتمل بر بابها و فصلها و آیه ها و بینه ها .

سوره حمد که در قرآن هست و اولین سوره است و برای نماز قرار دادند و نماز بدون حمد ، گفتند نماز نیست (262) ، همین سوره حمد تمام معارف درش هست منتها آن که نکته سنج باشد ، باید درش تاءمل کند . خوب ؛ ما اهلش نیستیم ما می گوییم که الحمدلله یعنی شایسته است . الحمدلله رب العالمین یعنی شایسته است خدا که همه حمدها برای او باشد اما قرآن این را نمی گوید قرآن می گوید که اصلا حمدی واقع نمی شود در جایی ، الا برای خدا ، آن هم که بت پرست است حمد است ، آن هم برای خداست ، خودش نمی داند . اشکال ، ندانستن و جهالت ماهاست . آن که می گوید که ایاک نعبد وایاک نستعین نه معنایش این است که ما همه استعانت از تو انشاءالله می خواهیم واینها ، نخیر!بالفعل این طوری است که به غیر خدا ، استعانت اصلا نیست ، اصلا قدرت دیگر نیست چه قدر دیگر ما داریم غیر قدرت خدا؟ آن که تو داری غیر از قدرت خداست ؟ نه این است که ما انشاءالله عبادت می کنیم برای خدا ، ان شاءالله استعانت می کنیم از خدا واقعیت این طوری است ، واقعیت این است که عبادت به غیر خدا ، مدح ، اصلا در دنیا به غیر خدا واقع نمی شود ، هیچ مدحی . اینهایی که مدح می کنند از مثلا شیاطین و سلاطین و امثال اینها ، اینها نمی فهمند که اینها مدح خداست . اینها غفلت از این دارند ، لکن مدح به کمال است ، مدح برای نقصان نیست مدح برای کمال است و آن هایی که هر کس از هرکس استعانت ، ستعانت از خداست این سوره ، این را می گوید و اگر برای اهلش – آنهایی که اهل مسائل هستند – همین یک سوره قرآن تحقق پیدا بکند ، تمام مشکلات حل می شود ، برای این که وقتی انسان دید که همه چیز از اوست ، دیگر از هیچ قدرتی نمی ترسد ما که از قدرت ها می ترسیم برای این است که خیال میکنیم قدرت این است وقتی انسان قدرت را قدرت او دانست ، وقتی انسان همه چیز را از او دانست . این دیگر نمی تواند که از دیگری بترسد همه خوف های ما از باب این است که نفهمیدیم که قدرت ، یک قدرت است و آن قدرت هم برای نفع همه است ، آن قدرت هم برای نفع همه افراد و جامعه و تمام بشر / آن قدرت / به کار گرفته شده است ، برای نفع آنهاست .

بیانات امام (س ) در تاریخ 5 / 6 / 64 صحیفه نور ، ج 19 ، ص 21 .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz