اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۴:۱۸ ۲۰

تفسیر اِهدنا الصرّاط المُستَقیم

انسان مسافر است ؛ و هر مسافر زاد و راحله می خواهد . زاد و راحله انسان خصال خود انسان است مرکوب این سفر پرخوف و خطر و این راه تاریک و باریک و صراط احد از سیف و ادق از شعر(294) همت مردانه است . نور این طریق مظلم ایمان و خصال حمیده است . اگر سستی کند و فتور نماید ، از این صراط نتواند گذشت ؛ به رو در آتش افتد و با خاک مذلت یکسان شده به پرتگاه هلاکت افتد و کسی که از این صراط نتواند گذشت ، از صراط آخرت نیز نتواند گذشت .

اربعین ، ص 85 ، 86 .

اگر در این عالم به راه راست نبوت و طریق مستقیم ولایت قدم زده باشی و از جاده ولایت علی بن ابیطالب ، علیه السلام اعوجاج پیدا نکرده باشی و لغزش پیدا نکنی ، خوفی برای تو در گذشتن از صراط نیست ؛ زیرا که حقیقت صراط صورت باطن ولایت است ؛ چنانچه در احادیث وارد است که امیرالمؤ منین صراط است (295) . و در حدیث دیگر است که ((ماییم صراط مستقیم (296) . )) و در زیارت مبارکه جامعه است که انتم السبیل الاعظم و الصراط الاقوم (297) و هر کس در این صراط به استقامت حرکت کند و پای قلبش نلرزد ، در آن صراط نیز پایش نمی لغزد و چون برق خاطف از آن بگذرد .

اربعین ، ص 360 .

قلوبی که از حق و حقیقت معرض هستند و از فطرت مستقیمه خارج اند و به دنیا مقبل و متوجهند ، سایه آنها نیز مثل خودشان از استقامت خارج و منکوس و روبه طبیعت و دنیا ، که اسفل السافلین است ، می باشد ؛ و شاید در آن عالم بعضی با روی خود راه روند و پاهای آنها روبه بالا باشد ؛ و بعضی با شکمهای خود راه روند ؛ و بعضی با دست و پای خود چون حیوانات راه روند ، چنانچه در این عالم مشی آنها چنین بوده : اءفمن یمشی مکبا علی وجهه اءهدی اءم من یمشی سویا علی صراط مستقیم (298) . ممکن است این مجاز در عالم مجاز در عالم حقیقت و ظهور و بروز روحانیت حقیقت پیدا کند و در احادیث شریفه در ذیل این آیه شریفه ((صراط مستقیم )) را به حضرت امیرالمؤ منین و حضرات ائمه معصومین ، علیهم السلام ، تفسیر فرمودند :

عن الکافی باسناده عن ابی الحسن الماضی ، علیه السلام ، قال : قلت : ((افمن یمشی مکبا علی وجهه اهدی ام من یمشی سویا علی صراط مستقیم ؟ قال : ان الله ضرب مثلا ، من حاد من ولایه علی ، علیه السلام کمن یمشی علی وجهه لایهتدی ، لاءمره ؛ وجعل من تبعه سویا علی صراط مستقیم . و ((الصراط المستقیم )) امیرالمؤ منین علیه السلام (299) .

فرمودند : ((خدای تعالی در این آیه شریفه مثلی زده است ؛ و آن مثل کسانی است که اعراض نمودند از ولایت امیرالمؤ منین ، علیه السلام که آنها گویی راه می روند به رویهای خود و به هدایت نرسند و کسانی را که متابعت آن حضرت نمودند ، قرار داده به راه مستوی و راست و((صراط مستقیم )) امیرالمؤ منین علیه السلام ، است .

و در حدیث دیگر است که مقصود از ((صراط مستقیم )) علی ، علیه السلام ، و ائمه ، علیهم السلام است (300) و از کافی شریف از فضیل منقول است که گفت : ((با جناب باقرالعلوم ، علیه السلام ، داخل مسجدالحرام شدم ، و آن حضرت به من تکیه کرده بود . پس آن حضرت نظر مبارک افکند به سوی مردم و ما در باب بنی شیبه بودیم ، پس فرمود ؛ ((ای فضیل ، این طور در جاهلیت طواف می کردند! نه می شناختند حقی را و نه تدین به دینی داشتند این فضیل ، نظر کن به آنها ، پس همانا به رویها واژگونه در افتادند . خداوند لعنت کند آن ها را که خلقی هستند مسخ شده و منکوس (301))) پس از آن قرائت آیه شریفه افمن یمشی (را) و ((صراط مستقیم )) را تفسیر به حضرت امیرالمؤ منین و اوصیا ، علیهم السلام فرمود)) .

حق تعالی به مقام اسم جامع و رب الانسان بر صراط مستقیم است ؛ چنانچه فرماید : ان ربی علی صراط مستقیم (302)یعنی مقام وسطیت و جامعیت بدون فضل صفتی بر صفتی و ظهور اسمی دون اسمی و مربوب آن ذات مقدس بدین مقام نیز بر صراط مستقیم است بدون تفاضل مقامی از مقامی و شاءنی از شاءنی . چنانچه در معراج صعودی حقیقی و غایت وصول به مقام قرب ، پس از عرض عبودیت و ارجاع هر عبادت و عبودیتی از هر عابدی به ذات مقدس ، و قصر اعانت در جمیع مقامات قبض و بسط به آن ذات مقدس بقوله : ایاک نعبد و ایاک نستعین عرض کند : اهدناالصراط المستقیم ؛ و این صراط همان صراطی است که رب الانسان الکامل بر آن است آن بر وجه ظاهریت و ربوبیت ، و این بر وجه مظهریت و مربوبیت .

اربعین ، ص 531 .

این دنیا ، دنیایی است که عبور از آن باید بکنیم ما ، دنیایی نیست که دراین ما زیست کنیم ، این راه است ، این صراط است که اگر توانستیم مستقیما این صراط را طی کنیم همانطوری که اولیای خدا طی کردند جزنا و هی خامده (303) . اگر توانستیم که از این صراط به طور سلامت عبور بکنیم سعادتمندیم و اگر خدای نخواسته در این جا ، در این راه لغزش داشته باشیم ، در آن جا هم همین لغزش ظهور پیدا می کند ، در آن جا هم موجب لغزش ها می شود ، موجب گرفتاری ها می شود .

بیانات امام (س ) در تاریخ 10/10/56

صحیفه نور ، ج 1 ، ص 255 .

میگویند والعصر ان الانسان لفی خسر(304) عصر ، انسان کامل است امام زمان سلام الله علیه است یعنی عصاره همه موجودات قسم به عصاره همه موجودات یعنی قسم به انسان کامل ان الانسان لفی خسر – الا- این انسان که این جا می گویند ، همین انسان یک سر و دو گوشی است که ماها انسانش می گوییم خطاب با ماست ، سر دو راهی واقع شده ایم ، یک راه ، راه انسانیت است که این صراط است ، صراط مستقیم یک سرش به طبیعت است ، یک طرفش به الوهیت . راه مستقیم از علق شروع می شود ، منتها بعضی از آنها طبیعی است و آنجایی که مهم است آنجایی است که ارادی است . یک سرش طبیعت است و یک طرفش مقام الوهیت و انسان از طبیعت شروع می کند تا این که برسد به آنجایی که در وهم من و تو نمی آید . ((آنچه در وهم تو ناید آن شوم (305))) اختیار با شماست که این دو راه را اختیار کنید تا صراط مستقیم انسانیت را ، یا انحراف به چپ ، یا انحراف به راست .

از هر طرف انحراف باشد از انسانیت دور می شود ، هر چه جلو برود دورتر می شود ، کسی که از راه مستقیم منحرف شد هر چه پیش برود دورتر می شود به راه . اگر راه مستقیم انسانیت یعنی آن راهی که انبیا آمدند معرفی کنند آن راه را ، ماءمورند برای این که آن راه را معرفی کنند ، خدای تبارک و تعالی در سوره حمد می فرماید که : اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم آن هایی که تو به آن ها نعمت دادی ، آن ها را منعم کردی ، رحمت را بر آنها وارد کردی ، هدایت را بر آنها وارد کردی غیر المغضوب علیهم ولاالضالین ((مغضوب علیهم )) یک طایفه اند منحرف ، ((ضالین )) هم یک طرفند ، منحرف از هدایت دورند و هرچه پیش بروند دورتر می شوند هرچه درس بخوانید و به اسم ربک نباشد ، از صراط مستقیم دورید و هرچه زیادتر درس بخوانید دورتر می شوید . اگر اعلم من فی الارض بشوید و به اسم ربک نباشد ، ابعد از خدای تبارک و تعالی هستید ، از صراط مستقیم بعیدتر می شوید یا طبیعت مستقیم است که یک سرش جسر جهنم است ، یک طرفش طبیعت است یک طرفش بهشت است ، آخر مرتبه بهشت لقاءالله است ، آنجایی است که غیر انسان هیچ کس راه ندارد فقط انسان راه دارد و ما همه الان در جسر جهنم واقع شدیم ، طبیعت متن جهنم است در آن عالم ظهور که می کند ، طبیعت جهنم است ، الان ما در متن جهنم داریم حرکت می کنیم ، اگر این راه را طی کردیم آن روز که جسر جهنم ظاهر می شود ، در این چشم های مردم در آن عالم ظاهر می شود ، آن که این راه طی کرده است از آن جسر عبور می کند آن که این راه را طی نکرده است در جهنم واقع می شود ، می افتد از راه ، کج است دیگر . یک راه مستقیم که اوصافش هم که گفتند و شنیدید و دقیقتر از موست ، راه باریک است و تاریک است و نور هدایت می خواهد اهدناالصراط المستقیم ، خداوند هدایت کند ما را .

شما آقایان که در راه اسلام و علم قدم برمی دارید و متلبس به لباس اسلام انبیا شده اید و متلبس به لباس روحانیت شده اید ، گمان نکنید که درس خواندن بدون اینکه قرائت به اسم رب باشد برایتان فایده دارد ، گاهی ضرر دارد ، گاهی علم غرور می آورد ، گاهی علم انسان را پرت می کند از صراط مستقیم . اینهاییکه دین ساز بودند ، اکثرا اهل علم بودند . اینهایی که دعوت برخلاف واقع کردند ، اکثرا از اهل علم هستند ، چون علم قرائت به اسم رب نبوده است ، انحراف حاصل می شود ، دورتر می شود از انسانیت چه بسا یک نفر آدم فیلسوف اعظم است به حسب نظر مردم ، فقیه اکرم است به حسب نظر مردم ، همه چیز می داند ، انبار معلومات است لکن چون قرائت به اسم رب نبوده است از صراط مستقیم دور شده است و از همه دورتر هرچه انبار زیادتر وزرش زیادتر ، هرچه انبار بزرگتر وزر و ظلماتش بیشتر ، ظلمات ، بعضها فوق بعض ، گاهی علم ظلمت است ، نور نیست . آن علمی که شروع بشود به اسم رب ، نور هدایت دارد این علمی که برای این است که یاد بگیرد ، آن خوبش این است که می خواهد یاد بگیرد والا می خواهم مسند بگیرم ، می خواهم امام جماعت بشوم ، می خواهم اهل منبر بشوم ، می خواهم مقبول عامه باشم ، مقبول مردم باشم انحراف است ، اینها انحرافات است و همه دقیق . صراط مستقیم ، به حسب وصفی که شده است باریکتر از موست ، بسیار دقیق است (306) . چه بسا انسان که یک عمر در ریا بوده و خودش نفهمیده یک عمر هر عملی کرده ریا بوده است و نفهمیده خودش ریاست ، اینقدر دقیق است که خود آدم هم نمی فهمد ، موازین دارد ، برایش ، آنهایی که اهل عمل هستند موازین تعیین نکرده اند که ما بفهمیم که چه هستیم و خودمان را تشخیص بدهیم در علم انبیا که علم انسان سازی است موازین دارد اینها .

اسلام را به این زودی نمی شود شناخت ، اسلام را با دو تا جنگ نمی شود (شناخت ) ، اسلام جنگ نیست ، جنگ به اسلام مربوط نیست . مکتب اسلام ، این که حالا به آن گفته می شود مکتب ، این یک چیزی است که مقدمه ای برای آن مکتبی است که اسلام دارد ، آن مکتب را من و تو نمی سناسیم ، چنانچه انسان را می شناسیم ، این که می شناسیم همین موجود طبیعی است ، این انسانیت نیست ، از علق می آید یک قدری بالاتر ، یک قدری بالاتر ، تا می شود حیوان . این حیوانیتش خیلی طولانی است ، این مقام حیوانیت خیلی طولانی است و انسان ممکن است تا آخر عمرش در همین حیوانیت متوقف شده باشد . تا قرائت به اسم رب نباشد فایده ندارد ، همه چیز باید به اسم رب باشد .

بیانات امام (س ) در تاریخ 7/4/58

صحیفه نور ، ج 7 ، ص 225 – 226 .

ما از خدا هستیم و از آن جا آمدیم و به آن جا برمی گردیم انالله ما از خداییم ، مال خداییم ، ما چیزی نداریم ، خودمان ، هرچه قسمت هست از اوست و به سوی او می رویم و باید ببینیم چطور از آن جا آمدیم و چطور در این جا هستیم و چطور به آن جا می رویم . آیا در این جا که هستیم ، در این جا که هستیم در خدمت حق تعالی در خدمت خلقیم ، مجاهده می کنیم در راه خدا ، به صراط مستقیم ، ربوبیت مشی می کنیم ، یا انحراف داریم ؟ اگر انحراف داشته باشیم ، چه به چپ و چه به راست ، چه طرف چپ که تعبیر به ((معضوب علیهم )) شده است و چه به طرف راست که تعبیر به ((ضالین )) شده است در مقابل طریق مستقیم و صراط مستقیم ، اگر از این راه مستقیم رفتیم ، از اینجا که حرکت کردیم راه مستقیم باشد ، منحرف نباشد ، شرقی نباشیم غربی نباشیم ، مستقیم باشیم ، یمین و شمال نباشد در کار ، مستقیم حرکت کنیم از این جا به لانهایت ، سعادتمندیم و ملتی را سعادتمند کردیم و اگر چنانچه خدای نخواسته انحراف به چپ و انحراف به راست ، انحراف به یمین ، انحراف به یسار باشد ، منحرف هستیم و اگر چنانچه در بین ملت یک مقامی داشته باشیم ، ملتی را منحرف می کنیم .

بیانات امام (س ) در تاریخ 23/6/58

صحیفه نور ، ج 9 ص 112 .

صراط مستقیم آن صراطی است که یک طرفش اینجاست و یک طرفش خداست . مستقیم که راه صاف است ، هر انحرافی از هر طرف انحرافی است که انسان را از راهش باز میدارد و می کشدش به طرف ظلمت ها .

بیانات امام (س ) در تاریخ 8/3/59

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 126 .

آن راهی را که شما در سوره حمد در نماز می خوانید که اهدناالصراط المستقیم ، صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین صراط مستقیم همین صراط اسلام است که صراط انسانیت است ، که صراط کمال است که راه به خداست . سه راه هست ، یک راه ((مستقیم )) و یک راه شرقی ((مغضوب علیهم )) و یک راه غربی ((ضالین )) . شما به همین راه مستقیم که راه انسانیت ، راه عدالت ، راه جانبازی برای اسلام و عدالت اسلامی است بروید . این راه مستقیم را اگر چنانچه بدون انحراف به این طرف و آن طرف ، بدون انحراف به شرق و غرب ، بدون انحراف به آن مکتبهای فاسد طی کردید ، این راه مستقیم ، منتهی به خدا می شود . آن صراطی که تا جهنم کشیده شده است ، اگر مستقیم در این عالم حرکت کنید ، از آن صراط مستقیما رد می شوید . جهنم باطن این دنیاست اگر مستقیم از این راه رفتید و طرف چپ یا طرف راست منحرف نشدید ، از صراط در آن عالم هم مستقیم عبور می کنید و به چپ یا راست متمایل نمی شوید ، که اگر به چپ متمایل بشوید به جهنم است و اگر به راست متمایل شوید جهنم است راه خدا مستقیم است . صراط الذین انعمت علیهم صراط ، راه آنهایی که خداوند به آنها منت گذاشته است و نعمت عطا فرموده است ، نعمت اسلام ، بزرگترین نعمت ، نعمت انسانیت ، بزرگترین نعمت شما به همین راه مستقیم ، در همین راهی که آمدید و برای اسلام آمدید و برای پاسداری از اسلام آمدید و همه ما و همه ملت باید پاسدار باشد و پاسدار از اسلام و قرآن کریم باشد ، این راه مستقیم است . راه پاسداری از اسلام ، راه مجاهده در راه اسلام ، در راه خدا ، این راه مستقیم است این همان صراط مستقیمی است که شما در نماز از خدا می خواهید . انحراف پیدا نکیند که انحراف یک طرفش ((مغضوب علیهم )) است و یک طرفش و ((الضالین )) است . گمراهان ، آنهایی که خدای تبارک و تعالی به آنها غضب کرده و آنهایی که گناهکار هستند ، هر دوی آنها راهشان به جهنم است .

بیانات امام (س ) در تاریخ 10/3/59 .

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 131 .

((اهدناالصراط المستقیم )) یک راه مستقیمی است که این راهی است که انسان را به کمال مطلق می رساند و آن سرگردانی که از برای انسان از بین می رود و بشر این راه مستقیم را اگر خودش می خواهد طی کند ، نمی تواند ، اطلاع در آن ندارد . خداست که اطلاع دارد بر این راه مستقیم ، یعنی آن راهی که انسان را از این آشفتگی ها و از این حیرت ها بیرون می آورد ، می فرستد او را طرف یک راهی که منتهی الیه اش خداست . ما از خدا در نمازهایمان می خواهیم که خدا هدای کند ما را به راه مستقیم ، نه راه کج و نه راه از این طرف کج ، راست و چپ . غیرالمغضوب علیم ولاالضالین اینها راه هایشان علیحده است و هرچه جلو بروند دور می شوند از آن مقصد .

بیانات امام (س ) در تاریخ 15/4/59

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 222 .

همه دعوت انبیا این بوده است که مردم از این سرگردانی که دارند هرکه یک طرف می رود و هرکه یک مقصدی دارد این مردم را از اینجا دعوت کنند و راه را نشان بدهند که این راه است ، دیگر آن راه ها که می روید رها کنید ، راه همین است اهدناالصراط المستقیم ، ان ربی علی صراط مستقیم (307) آن طرف طرف ندارد ، دنیاست و ماورای آن ، آنچه که مربوط به نفسانیت انسان است ، شهوات انسان است ، آمال و آرزوهای انسان است این دنیاست آن دنیایی که تکذیب شده است . این عالم طبیعت ، این عالم طبیعت نور است ، دلبستگی های به این عالم انسان را بیچاره می کند ، ظلمتها از این دلبستگی هایی است که ما داریم ، به این دنیا ، به این مقام ، به این مسند ، به این اوهام ، به این خرافات . همه انبیا آمدند برای که دست شما را بگیرند از این علایقی که همه اش بر ضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند ، شما را دستتان را بگیرند و از این علایق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالم نور اسلام هم در راءس همه ادیان است برای یک همچو مقصدی . این ادعیه مهیا می کنند این نفوس را برای اینکه این علایقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علایق ، این گرفتاری هایی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است ، متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند ، راه های دیگر راه انسان نیست ، صراط مستقیم راه انسانیت است و این مناجات ها و این ادعیه ای که ائمه ما علیهم السلام بعد از این که دستشان کوتاه شده بود از این که دعوت ظاهری خیلی واضح بکنند مردم را با همین ادعیه به آن راهی که باید ببرند ، راه می بردند . مقصد انبیا این نبود که بیایند یک جایی را بگیرند و یک مثلا کاری برای خودشان درست بکنند ، مقصد این نیست آقا . مقصد پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند ، مقصد این بود که راه را به این اهل دنیا ، به این انسان ظلوم و جهول ، بسیار ظالم ، بسیار جاهل راه را نشان بدهند که از این راه بروید ، آن راهی که شما را می رساند به خدای تبارک و تعالی این راه است ان ربی علی صراط مستقیم ، دنیاست و آن طرفش همه عالم دنیاست و آن طرفش ماورا و ماورای آن طرف نور مطلق ، انبیا آمدند ما را به آن نور برسانند الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات (308) طاغوت در مقابل انبیا هست ، در مقابل الله هست .

بیانات امام (س ) در تاریخ 21/4/59

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 241 – 242 .

هر حرکتی که از انسان صادر بشود ، چه حرکتهای قلبی و چه حرکتهای روحی و چه حرکت های جوارحی از این دو حد خارج نیست ، یا به طرف مستقیم و الله است و یا طاغوتی است ، منحرف یا به طرف چپ یا به طرف راست . اهدناالصراط المستقیم صراط مستقیم یک سرش اینجاست و یک سرش به آن طرف عالم ، به مبداء نور . صراط المستقیم انعمت علیهم به آمدن تعلیمات انبیا ، انعام کرده خدا بر ما که ما را هدایت کند به این راهی که راه الله است و موجب این می شود که تمام عالم به سعادت برسند و با آرامش و با تربیت صحیح دراین عالم زندگی کنند و تمام جهاتی که در این عالم هست برگردانند به همان جهت توحیدی الهی و سایر حرکت ها چه حرکت های قلبی باشد و چه حرکتهای خیالی باشد و چه حرکت های جوارحی باشد ، برخلاف این مسیر که باشد همه طاغوتی است . همین دو راه بیشتر نیست ، یا طاغوت و یا الله .

بیانات امام

(س ) در تاریخ 8/6/59

صحیفه نور ، ج 13 ، ص 53 و 54 .

آنها می خواهند ملت را ، ملت ها را ، اجتماع را ، افراد را هدایت کنند ، راه ببرند در همه مصالحی که از برای انسان متصور است ، از برای جامعه متصور است ، همانی که قرآن صراط مستقمی گفته می شود و اهدناالصراط المستقیم ما در نماز می گوییم ، ملت را ، اجتماع را ، اشخاص را راه ببرد به یک صراط مستقیمی که از این جا ، شروع می شود و به آخرت ختم می شود ، الی الله است . سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد ، تمام مصالح جامعه در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدای کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست ، صلاح ملت هست ، صلاح افراد هست و این مختص به انبیاست . دیگران این سیاست را نمی توانند اداره کنند ، این مختص به انبیا و اولیاست و به تبع آنها به علمای بیدار اسلام ، و هر ملتی علمای بیدارش در زمانی که آن ملت نبی شان بوده است . اینکه می گویند شما دخالت در سیاست نکنید و بگذارید برای ما ، شماها سیاست تان ، سیاست صحیح تان هم یک سیاست حیوانی است ، آنهایی که فاسدند سیاست شان سیاست شیطانی است ، آنهایی که صحیح راه می برند باز سیاست است که راجع به مرتبه حیوانیت انسان راجع به رفاه این عالم ، راجع به حیثیاتی که در این عالم هست راه می برند لکن انبیا ، هم این عالم را و هم آن عالم را (و اینجا راه است برای آنجا) اینها هدایت می کنند مردم را به این راه و آنچه که صلاح ملت است ، صلاح جامعه است ، اینها آنها را به آن صلاح دعوت می کنند و صلاح مادی ومعنوی از مرتبه اول تا آخری که انسان مراتب کمال دارد ، سیاستمداران اسلامی ، سیاستمداران روحانی ، انبیا علیهم السلام ، شغلشان سیاست است دیانت همان سیاستی است که مردم را از این جا حرکت می دهد و تمام چیزهایی که به صلاح ملت است و به صلاح مردم است ، آنها را از آن راه می برد که صلاح مردم است که همان صراط مستقیم است .

بیانات امام (س ) در تاریخ 3/10/59

صحیفه نور ، ج 13 ، ص 217 – 218 .

این صراط مستقیمی را که انبیا جلو راه بشر گذاشتند و نبی اکرم آخرین انبیا و اشرف همه ، آن راه را جلو مردم گذاشتند و مردم را دعوت به این صراط مستقیم کردند و هدایت کردند به راه انسانیت و خروج از همه انحای کفر والحاد و خروج از همه ظلمات به نور مطلق باید شما جوان ها همان راه را ادامه دهید تا این که پیرو رسول اکرم و در مکتب حضرت صادق پیروانی شایسته باشید .

بیانات امام (س ) در تاریخ 2/11/59

صحیفه نور ، ج 14 ، ص 11 .

شما در قرآن کریم در اول سوره قرآن کریم می خوانید که الحمدلله رب العالمین کلمه ربوبیت را و مبداء تربیت را در اول قرآن مطرح می کند و ما را مکلف فرموده اند که در هر شبانه روز چندین مرتبه این را در رکعات نماز بخوانیم و توجه داشته باشیم به این که مساءله تربیت و ربوبیت که درجه اعلای آن مخصوص به خدای تبارک و تعالی است و دنبال آن منعکس می شود در انبیای عظام و به وسیله آنها به سایر انسان ها ، این در آن پایه از اهمیت بوده است که دنبال ((لله )) ((رب العالمین )) مربی عالمین آمده است و باز در همین سوره می خوانید که غایت تربیت ، حرکت در ((صراط مستقیم )) است و منتهی الیه این صراط مستقیم ، کمال مطلق است ، الله است . دعوت شده است که ما تحت تربیت انبیا برویم و تحت تربیت بزرگان از اولیا واقع بشویم تا آنها ما را هدایت کنند به راه مستقیم و هر روز چندین مرتبه از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را هدایت کند به ((صراط مستقیم )) نه راه چپ و نه راه راست غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین ما باید توجه به این معنا داشته باشیم که موجودی هستیم که اگر خودرو بار بیاییم بدترین موجودات و منحطترین موجودات هستیم و اگر چنانچه تحت تربیت واقع بشویم و صراط مستقیم را طی بکنیم ، می رسیم به آنجا که نمی توانیم فکرش را بکنیم آنجایی که بحر عظمت است ، بحر کبریایی است .

بیانات امام (س ) در تاریخ 7/12/59

صحیفه نور ، ج 14 ، ص 103 .

تمام انبیا از صدر عالم تا آخر برای این آمدهاند که این آدم را از آن راه کج و راه های باطل هدایت کنند به صراط مستقیم انسانیت که یک سرش این جاست و سر دیگرش عندالله است .

بیانات امام (س ) در تاریخ 11/5/60

صحیفه نور ، ج 15 ، ص 78 .

اگر شما در این راه مستقیم که راه اسلام است و روزی چند مرتبه هم در نماز از خدا می خواهید که اهدناالصراط المستقیم یعنی ما را به صراط مستقیم هدایت کند ، وارد بشوید ، مسلم به آخر هم خواهید رسید عمده این است که انسان در آن راهی که باید سیر بکند وارد بشوده پیدا کردن راه ، مشکل ولی بعد از پیدا کردن ، پیمودن آن آسان است همانند کسی که در بیابان گم شده و مرتب به این طرف و آن طرف می زند و با این وضع شاید هیچ گاه به مقصد نرسد اما وقتی که در راه مستقیم قرار گرفت به مقصد هم می رسد ، چه سیرهای معنوی باشد و چه سیرهای مادی .

بیانات امام (س ) در تاریخ 4/10/61

بهشت را اعمال شما آباد می کند و جهنم را هم اعمال ما می افزود . ما الان در صراط هستیم ، همان صراطی که یک طرفش دنیاست ، یک طرفش عاقبت . و ما الان در صراط داریم حرکت می کنیم ، این پرده که برداشته شد ، آن وقت صراط جهنم که از متن جهنم می گذرد ؛ یعنی ، آتش دورش را گرفته ، این از وسط این جا می گذرد ، باید از این جا عبور کنید . دنیا همین جور است فساد که همان آتش است بر شما احاطه کرده ، باید از همین بین فساد عبور کنید ، به طوری که سالم عبور کنید . انبیا عبور می کنند جز ناوهی خامده (309) آنها آتش خاموش است برایشانت همان طور که برای حضرت ابراهیم – در این جا – خاموش است برایشان ، همان طور که برای حضرت ابراهیم – در این جا – خاموش بود ، سرد بود ، آن ها ، آتش خاموش است . مؤ منین هم با سلامت می گذرند ، آتش خاموش نست اما آتش به آن ها ضرر نمی زند . انعکاس همین دنیاست ، یک چیز دیگری نیست ، همین است که اینجاست ، همه چیزهایی که در آن عالم واقع می شود عکس العمل همین چیزهایی است که در آن عالم واقع می شود عکس العمل همین چیزهایی است که در این عالم است الان صراط – ما در صراط هستیم – و الان صراط متن جهنم است و الان صراط برای انبیای بزرگ و اولیای بزرگ خاموش است . جهنم خاموش است و الان برای مؤ منین سالم است و برای دیگران محیطه بالکافرین ؛ و ان جهنم لمیحطه بالکافرین ؛ (310) این الان احاطه دارد نه ((سیحیط)) الان محیط است ، منتها نمی توانیم حالا ادراک کنیم این چشم بسته است الان ، آن حجاب است . حجاب که برداشته شد ؛ آن که اهل جهنم است می بیند توی جهنم است . حجاب که برداشته شد ؛ آن که اهل بهشت است می بیند در بهشت است . برزخ هم برای او بهشت است ، برزخ هم برای آن طرف دیگر جهم است القبر اما حفره من حفرالنیران اءوروضه من ریاض الجنه (311) چشم از این جا برداشته شد یک ورق دیگری پیش می آید ، آن ورقی که پیش آمد ، دیگر کار گذشته است ، ما امروز باید فکرش را بکنیم .

بیانات امام (س ) در تاریخ 10/4/63

صحیفه نور ، ج 19 ، ص 20 – 21 .

آن چیزی که صراط مستقیم است ، آنی است که بر روشی که خدای تبارک و تعالی فرموده است به آن روش عمل بشود .

بیانات امام (س ) در تاریخ 8/5/64

صحیفه نور ، ج 19 ، ص 194 .

صراط که در روایات هست که ((ادق )) از مو ، مثلا تاریکتر است از شب ، چه و چه و در بعض روایات هست که صراط از متن جهنم می گذرد ؛ یعنی توی آتش عبور می کند ، آتش محیط است ، نه رو . ملاحظه کنید آنجا باید عبور کرد و در این دنیا از همین جا صراط است تا غیرمتناهی و این صورت در آن عالم به آن نحو نمایش پیدا می کند . در این راه که دارید ، توجه کنید که مستقیم باشد ، صراط مستقیم باشد .

بیانات امام (س ) در تاریخ 13/6/64

صحیفه نور ، ج 19 ، ص 225 .

دنیا و هرچه در آن است جهنم است که باطنش در آخر سیر ظاهر شود و ماورای دنیا تا آخر مراتب بهشت است که در آخر سیر پیش از خروج از خدر طبیعت ظاهر شود و ما و شما و همه یا حرکت به سوی قعر جهنم می کنیم یا به سوی بهشت و ملاء اعلا .

در حدیث است که روزی پیغمبر اعظم صلی الله علیه و آله در جمع صحابه نشسته بودند ، ناگهان صدای مهیبی آمد ، عرض شد : این صدا چه بود؟ فرمود : ((سنگی از لب جهنم افتاد و پس از هفتاد سال اکنون قعر جهنم رسید(312))) . اهل دل گفتند : در آن حال شنیدیم مرد کافری که هفتاد سال داشت اکنون درگذشت و به قعر جهنم رسید ما همه در صراط هستیم و صراط از متن جهنم عبور می کند ، باطنش در آن عالم ظاهر می شود و در اینجا هر انسانی صراطی مخصوص به خود دارد و در حال سیر است یا در صراط مستقیم که منتهی به بهشت می شود و بالاتر و یا صراط منحرف از چپ یا منحرف به سوی راست که هر دو جهنم منتهی می شوند و ما از خداونتد منان آرزوی صراط مستقیم می کنیم . اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ، که انحراف از یک سوست ولاالضالین ، که انحراف از سوی دیگر و این حقایق در حشر به طور عیان مشهود می شود صراط جهنم که در توصیف آن از حیث دقت و حدت و ظلمت نقل گردیده است ، باطن صراط مستقیم ، در این جهان است چه بسیار راه دقیق آنان که بی هیچ انحراف راه را طی نمود جزنا وهی حامده (313) گویند و هرکس به اندازه سیرش در این صراط ، در آن جا نیز همین سیر منعکس گردد . غرورها و امیدهای کاذب شیطانی را کنار گذار و کوشش در عمل و تهذیب و تربیت خود کن که رحیل بسیار نزدیک است و هر روز که بگذرد و غافل باشی دیر است بازگو مکن که تو خود چرا مهیا نیستی ؛ انظر الی ما قال ولا الی من قال من هرچه هستم برای خود هستم و همه نیز چنین . جهنم و بهشت هرکس نتیجه اعمال اوست ، هرچه کشتیم درو می کنیم . فطرت و خلقت انسان بر استقامت و نیکی است حب به خیر سرشت انسانی است ، ما خود این سرشت را به انحراف می کشانیم و ما خود حجب را می گسترانیم و تارها را برخود می تنیم .

این شیفتگان که در صراطند همه        جوینده چشمه حیاتند همه

حق می طلبند و خود ندانند آن را        در آب به دنبال فراتند همه

نامه امام (س ) به خانم فاطمه طباطبائی 5/3/1363

صحیفه نور ج 22 ، ص 345 – 346 .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz