اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۱۱۷۷ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ - ۰۴:۳۵ ۲۱

پی‌نوشت‌ها

1- آداب الصلاه ، ص 193 – 195.

2- ((هستی با بسم الله الرحمن الرحیم پدیدار گشت )) این وجه را در معنای ((بسمله )) محیی الدین عربی در کتاب الفتوحات المکیه ، ج 2، ص 133 آورده است .

3- ((خداوند نور آسمانها و زمین است )) (نور / 35)

4- ((همان طور که در آغاز بیافریدتان باز خواهید گشت .)) (اعراف / 29))

5- بحار الانوار، ج 89، ص 226، ((کتاب القرآن )) باب 29، حدیث 3 محجه البیضاء، ج 1، ص 388.

6- ((بخوان و بالارو)) اصول کافی ، ج 2، ص 606، ((کتاب فضل القرآن ))، ((باب فضل حامل القرآن )) حدیث 10.

7- ((ما خدا را تسبیح گفتیم پس ملائکه تسبیح گفتند و ما خدا را تقدیس کردیم ، پس ملائکه تقدیس کردند و اگر ما نبودیم ملائکه تسبیح نمی گفتند)). عین اخبارالرضا، جلد 1، ص 262، باب 26، حدیث ، 22. بحارالانوار، ج 25، ص 1، ((کتاب الامامه )) روایات باب اول از ((اءبواب خلقهم و طینتهم و ارواحهم )).

8- در کتاب توحید از امام رضا (ع ) روایت شده است که چون تفسیر ((بسمله )) (بسم الله ) از حضرتش سؤ ال شد. فرمود: ((معنای این که گوینده می گوید ((بسم الله )) این است که من بر خود سمه ای از سمات خدا را می گذارم و آن عبادت است . راوی گفت پرسیدم : سمه یعنی چه ؟ فرمود: نشانه )) التوحید، ص 229، باب 31، حدیث 1. معانی الاخبار، ص 3.

9- ((آیا دیده ای آن را که هوای نفس خود را خدای خود گرفته )) فرقان / 43)

10- ((مرا از آتش و او را از گل آفریده ای )) (اعراف / 12 و ص / 76)

11- ((و به آدم همه نامها را آموخت )). (بقره / 31)

12- ((رشته های پیوند را به غیر آن کس که او را قصد کرده و به سویش روانه شده و از او اعطا و یاری طلبیده گسسته است )) فلاح السائل ، ص 25.

13- ((بندگی خدا جوهری است که باطن و مغز آن ربوبیت است )) مصباح الشریعه ، باب 100.

14- ((منزه است آن کس که بنده اش را سیر داد)) (اسراء / 1)

15- ((پس منزه است آن کس که پیامبرش را با نردبان عبودیت مطلق سیر داد)).

16- در دعای سجده رسول خدا آمده است . … اعوذبک منک … لااءحصنی ثناء علیک ، اءنت کما اءثنیت علی نفسک )) ((… از توبه خودت پناه می برم … حمد و ستایش تو را به شمارش نتوانم آورد تو همان طور که خودت را ستایش کرده ای هستی .)) فروع کافی . جلد 3، ص 324.((کتاب الصلاه ))، باب السجود و التسبیج و…، حدیث 12. مصباح المجتهد، ص 308. مصباح الشریعه ، باب 5، عوالی اللئالی ، ج 1، ص 389، حدیث 21.

17- ((به نام او، حمد او راست ، از اوست و برای اوست ))

18- ((چون او را دوست بدارم ، گوش ، چشم و زبان او باشم )) اصول کافی ، ج 2.

19- ((هان بازگشت امور فقط به سوی خداست )) (شوری / 53)

20- ((آن فطرت الهی که مردم را بر آن آفرید)). (روم / 30)

21- ((آنچه در آسمانها و زمین است او را تسبیح می گویند)) (حشر/ 22) .

22- ((بدرستی که پروردگار من بر راه راست است )) (هود / 56)

23- ((برادرم موسی را چشم راست نابینا بود، برادرم عیسی را چشم چپ ، و من دارای دو چشم هستم .))

24- ((قرآن را فقط آن کس که قرآن بدو خطاب شده می شناسد)) بحارالانوار، ج 46، ص 349، ((تاریخ الامام محمد باقر)) باب 20، حدیث 2.

25- معانی الاخبار، باب معنی ((الله )) عزوجل ، حدیث 2. التوحید، ص 231، باب 31، حدیث

26- ص 7، پاورقی 1.

27- ص 1، پاورقی 1 .

28- عن ابی عبدالله (ع ) قال : خلق الله المشیئه بنفسها ثم خلق الاشیاء بالمشیئه (اصول کافی ، ج 1 ص 110، ((کتاب التوحید)) ((باب الاراده اءنها من صفات الفعل …))، حدیث (..- 1041 ه ق )

29- میر محمد باقر بن شمس الدین محمد، معروف به میرداماد در اصفهان به دنیا آمد و در نجف به خاک سپرده شد وی از دانشمندان امامیه و فیلسوفی بزرگ و جامع علوم عقلی و نقلی و در حل برخی مشکلات فقهی و حدیثی بی مانند بوده است رواج و رونق بوعلی و اشراق در قرن یازدهم هجری و فراهم شدن زمینه برای حکمت متعالیه ملاصدار (شاگرد میرداماد) مرهون زحمات این فیلسوف بزرگ است از تاءلیفات اوست : قبسات ، تقدیسات ، سدره المنتهی .

30- مرآه العقول ، ج 2، ص 19، الوافی ج 1، ص 57

31- محمد محسن بن الشاه مرتضی (متوفی 1091ه ق ) مشهور به ((فیض کاشانی )) محدث ، فقیه ، عارف و حکیم قرن 11 هجری است وی شاگرد شیخ بهایی ، مولی محمد صالح ، سید هاشم بحرانی صدرالمتاءلهین ، می باشد تاءثیر افکار صدار در آثار فیض آشکار است علامه مجلسی ، سید نعمه الله جزایری ، قاضی سعید قمی و فرزندش از او استفاده کرده اند، حدود 90 اثر به او نسبت می دهند برخی از آنها عبارت است از: تفسیر صافی ، وافی در حدیث ، المحجه الیضاء فی تهذیب الاحیاء، شافی ، علم الیقین ، الحقایق کلمات مکنونه ، الاصول الاصلیه .

32- الوافی ، ج 1، ص 457، ((ابواب معرفه صفاته سبحانه و اسمائه )) ((باب صفاته الفعل )) بیان حدیث 4

33- برای نمونه دعای شریف ((سمات )) مصباح المجتهد، ص 376.

34- ((پس چون پروردگار او بر کوه تجلی کرد آن را از هم فرو پاشید و موسی مدهوش بیفتاد.)) (اعراف / 143)

35- انعام آیات 75 – 79.

36- النجم ، آیات 5 – 18.

37- ((قسم به نور وجه تو که بدان به کوه تجلی کردی و آن را متلاشی نمودی و موسی مدهوش بیفتاد، و سوگند به مجد و عظمت تو که بر طور سینا نمایان گشت و با آن با بنده و رسولت موسی بن عمران (ع ) سخن گفتی ، و سوگند به طلوع تو در ساعیر و ظهورت در کوه فاران …)) از دعای ((سمات ))، مصباح المتهجد، ص 376.

38- ((همانا منم خدای یکتا خدایی جز من نیست ، پس مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپادار)) (طه / 14)

39- ((سپاس او به خود اوست ))

40- ص 9،پاورقی 1

41- فکان قاب قوسین اءو اءدنی . (پس نزدیک شد چنانکه فاصله اش با او به قدر دو کمان یا نزدیکتر بود)(نجم /9)

42- مصباح الهدایه الی الخلاقه و الولایه ، در بیان حقیقت خلافت و ولایت بر مبنای عرفان نظری و به سبک آثار بزرگان عرفا به عربی نگارش یافته است این اثر در شوال 1349 هجری قمری به نجام رسیده و در سال 1372 هجری شمسی چاپ جدید آن با مقدمه و تحقیق و تصحیح توسط مؤ سسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام انجام پذیرفته است .

43- شرح دعای اولین تاءلیف حضرت امام (س ) است که به سبک آثار عارفان بزرگ به زبان عربی نگارش یافته است تاریخ نگارش این اثر شریف در سال 1347 هجری قمری می باشد چاپ جدید آن با تصحیح و تحقیق از طرف مؤ سسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره ) منتشر شده است .

44- ص 5 پاورقی 1

45- ((اوست کسی که در آسمان خداست و در زمین خداست )) (زخرف / 84)

46- رحمن اسم خاصی است برای صفتی عام و رحیم اسم عامی است برای صفتی خاص .)) مجمع البیان ج 1، ص 21 از امام صادق علیه السلام . (با اندکی اختلاف )

47- ((برای تمامی مخلوقاتش رحمان است و برای مؤ منین به ویژه رحیم است )) المحاسن ، ص 238، ((کتاب مصابیح الظلم ))، ((باب جوامع من التوحید))، حدیث 213. البرهان ، ج 1 ص 46، ((تفسیر سوره حمد)) حدیث 3.

48- بحار الانوار، ج 88، ص 355، ((کتاب الصلاه )) ((باب صلاه الحاجه )) حدیث 19.

49- ((ای رحمان دنیا و آخرت و رحیم دنیا و آخرت )) اصول کافی ، ج 2، ص 557((کتاب الدعاء)) ((باب الدعاء للکرب و الهم …))، حدیث 6. صحیفه سجادیه ، دعای 54.

50- ((رحمت من همه موجودات را فراگرفته است )) (اعراف / 156)

51- ((رحمت او بر خشمش پیشی جسته است )) علم الیقین ، ج 1 ص 57. در کافی ، در تعقیب نماز مغرب و صبح در دعایی از امام صادق (ع ) آمده است : ((…سبقت رحمتک غضبک …)) اصول کافی ، ج 2، ص 529 ((کتاب الدعاء))، ((باب القول عندالاصباح و الامساء)) حدیث 20

52- ((آن دو (رحمن و رحیم ) دو نام لطیف (متضمن معنای لطف ) هستند که یکی از دیگری لطیفتر است ، رحمن یعنی لطف کننده و رحیم یعنی مهربانی کننده با بندگانش به دادن روزی و نعمتها)) الدر المنثور فی التفسیر بالماءثور، ج 1،ص 9 به نقل بیهقی در اسما و صفات .

53- ((مقاصد را بگیر و مقدمات را رها کن )) از امثال مشهور است که اصل آن (خذو الغایات واترکواالمبادی ) می باشد. امثال و حکم ، ج 2، 723.

54- ((آتش خدا، آتش افروخته ای که بر قلبها زبانه می کشد)) (همزه / 6و7)

55- اشاره است به این بیت از مولوی : ((پای استدلالیان چوبین بود     پای چوبین سخت بی تمکین بود))

56- اشاره است به این بیت از حافظ: (( من به سر منزل عنقانه به خود بردم راه    قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم ))

57- در بعضی از نسخ این چنین ضبط شده است : ((حیرت اندر حیرت آمد این قصص / بیهشی خاصگان اندر اخص )). – مولوی

58- ص 9،پاورقی 1.

59- خرج ابوعبدالله علیه السلام من المسجد و قد ضاعت دابته ، فقال لئن ردها الله علی لاشکرن الله حق شکره قال : فمالبث ان اءتی بها، فقال : الحمدالله فقال له قائل : جعلت اءلیس قلت لاءشکرن الله حق شکره ؟ فقال اءبوعبد الله علیه السلام : اءلم تسمعنی قلت الحمدلله )) اصول کافی ، ج 2، ص 97، ((کتاب الایمان و الکفر،)) باب الشکر، حدیث 18

60- عنی النبی (ص ) قال : لااله الاالله نصف المیزان والحمدالله یملاءه . بحارالانوار، ج 90، ص 210، ((کتاب الذکر و الدعاء)) ((باب التحمید و انواع المحامد))، حدیث 7.

61- قال (ص ): قول العبد: الحمدلله ، اءرجح فی میزانه من سبع سماوات و سبع اءرضین .مستدرک الوسائل ، ج 5، ص 314، ((کتاب الصلاه ))، ((ابواب الذکر)) باب 20، حدیث 26.

62- عن الرسول (ص ): لو اءن الله اءعطی الدنیا باءسرها، لعبد من عبیده ، فیقول العبد: الحمدلله ، لکان الذی اءتی به اءفضل مما اءعطی )) مستدرک الوسائل ، ج 5، 314، ((کتاب الصلاه ))، ((ابواب الذکر))، باب 20، حدیث 25.

63- انشاءالدوائر، ص 28

64- ((اوست خدایی که جز او خدایی نیست دانای نهان و آشکار، اوست رحمان رحیم )) (حشر / 22)

65- و فی کل شیئی له آیه / تدل علی انه واحد (در هر چیز خدا را آیتی است که دلالت کند بر این که او یکتاست ) دیوان ابوالعتاهیه ، ص 104.

66- محمد بن ابراهیم شیرازی (979-1050 ه ق ) ملقب به ((صدرالدین )) و ((صدرالمتاءلهین )) معروف به صدرا و ملاصدرا از بزرگان حکمای اسلامی است . وی بنیانگذار ((حکمت متعالیه )) است و صاحب آرای بدیعی در فلسفه می باشد مکتب فلسفی صدرالمتاءلهین پس از او بر دیگر مکاتب فلسفی برتری یافت و بیشتر حکمای اسلامی پس از او از پیروان مکتب او بشمار فلسفی او بنحو گسرتده می باشد از آثار دیگر اوست : تفسیرالقرآن الکریم ، شرح اصول کافی ، مبداء و معاد، مفاتیح الغیب ، شواهد الربوبیه ، اسرارالآیات ، حاشیه بر شفا. وی از شاگردان محقق داماد، میرفندرسکی و شیخ بهایی است ملامحسن فیض و عبدالرزاق لاهیجی (فیاض ) از شاگردان معروف او هستند.

67- عبدالله بن عمر شیرازی (685 ه ق ) مشهور به بیضاوی ، در فارس به دنیا آمد و مدتی قاضی بود و در تفسیر دارای شهرت از آثار اوست : انوار التنزیل و اسرارالتاءویل یا تفسیر بیضاوی ، طوامع الانوار لب اللباب .

68- ((بار دیگر از ملک قربان شوم    آنچه اندر وهم ناید آن شوم / پس عدم گردم عدم چون ارغنون     ((گویدم کانه الیه راجعون )). مولوی

69- ((ای فرزندم آدم ، من همه چیز را به تو و تو را برای خودم آفریدم )). علم الیقین ، ج 1 ص 381.

70- ((تو را برای خود ساختم )) (طه / 41)

71- ((و من تو را برگزیدم )) (طه / 41)

72- ((همانا بازگشت آنان به سوی ماست )) (غاشیه / 25)

73- ((بازگشت آفریدگان به سوی شما و حسابرسی آنان با شماست … خدا به سبب شما شما (خلقت را) آغاز کرد و به شما پایانش می دهد)) عیون اخبار الرضا. ج 2 ص 28، 27. من لایخضره الفقیه ، ج 2، ص 370 – 374، ((باب مایجزی من القول عند زیاره جمع الائمه عند زیاره جمع الائمه علیهم السلام )) حدیث 2.

74- ((همانا بازگشت آنان به سوی ماست ، آن گاه حسابشان بر عهده ماست )) (غاشیه / 25،26)

75- ص 11، پاورقی 3.

76- محمد بن حسن طوسی معروف به ((خواجه نصیر)) و ((محقق طوسی )) (597 – 672) از حکما و دانشمندان مشهور اسلام است در فلسفه و کلام و ریاضیات و هیاءت متبحر بوده است . علامه حلی ، قطب الدین شیرازی ، سیدعبدالکریم بن طاووس از شاگردان وی می باشند، آثار ارزشمندی از او بجای مانده است مانند: شرح اشارات ، تجرید، تحریر اقلیدش ، تحریر مجسطی ، اخلاق ناصری .

77- مصارع المصارع ، ص 141. شرح اشارات ، نمط هفتم ، فصل 16.

78- ((مذهب عاشق زمذهبها جداست    عاشقان را مذهب و ملت خداست )) مولوی

79- آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (1276 – 1355 ه ق ) از فقیهان بزرگ و مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری است وی پس از تحصیلات مقدماتی به نجف و سامرا سفر کرد و در آنجا از درس استادانی چون میرزای بزرگ شیرازی ، میرزا محمد تقی شیرازی ، آخوند خراسانی ، سید کاظم یزدی ، سید محمد اصفهانی فشارکی بهره گرفت ، در سال 1332 ه ق به اراک آمد و در سال 1340 ه ق به قم مشرف گردید و به اصرار بزرگان آن سامان و پس از استخاره در آن جا رحل اقامت افکند و حوزه علمیه قم را تاسیس کرد در حوزه درس ایشان عالمانی بزرگ تربیت شدند که حضرت امام خمینی (ره ) در صدر آنان جای دارند از آثار ایشان است : دررالفوائد در علم اصول ، الصلوه ، النکاح ، الرضاع ، المواریث در علم فقه .

80- وسائل الشیعه ، ج 4، ص 821، ((کتاب الصلوه )) ((ابواب القرائه فی الصلوه )) باب 74، حدیث 1-3.

81- ((ما از شما به او نزدیکتریم )) (واقعه / 85)

82- ((ما از رگ گردن به او نزدیکتریم )) (ق / 16)

83- ص 5، پاورقی 1

84- ص 22، پاورقی 2.

85- ((او را راست ملک آسمانها و زمین )) (بقره / 107)

86- اگر با ریسمانی به سوی زمینهای زیرین فرستاده شوید، به خدا فرود می آیید)) علم الیقین ، جلد 1، ص 54، با کمی اختلاف . مقدمه قیصری ، فصل اول .

87- ((هیچ جایی خالی از او نیست ، و هیچ جایی او را در خود نگیرد و به جایی نزدیکتر از جای دیگر نیست )) اصول کافی ، ج 1، ص 125، ((کتاب التوحید)) ((باب الحرکه و الانتقال ))، حدیث 3.

88- ((و بدان که هنگامیکه او در آسمان و دنیاست همان گونه است که بر عرش جای دارد و همه چیز در برابر قدرت و مالکیت و احاطه او یکسان است )). منبع پیشین ، حدیث 4.

89- امروز ملک از آن کیست ؟ از آن خدای یگانه قهار است )) (غافر / 16)

90- گروهی در بهشت و گروهی در آتش اند)) (شوری / 7)

91- ینابیع الموده ، ج 1، ص 68، الباب الرابع عشر، فی غزاره علمه علیه السلام . الاسفار الاربعه ، ج 7، ص 32.

92- ((… پس هر کس در آسمانها و زمین است مدهوش شود جز آن که پروردگار تو نخواهد)) (زمر 68)

93- ((من و قیامت همانند این دو هستیم )) بحارالانوار، ج 2، ص 39، ((کتاب العلم )) حدیث 72.

94- ((و بدان همان طور که کیفر می دهی جزا داده می شوی )).

95- ((و جز دشمنی چیزی نماند کیفرشان دادیم آنچنان که آنها جزا دادند)) (فلما صرح اصبح الشر و اءمسی و هو عریان / ولم یبق سوی العدوان دناهم کما دانوا) شهل بن شیبان ، جامع الشواهد، ((باب الفاء بعده اللام ))، ص 216.

96- ((روزهای خدا را به یادشان آور)) (ابراهیم / 2)

97- ((از صبر و نماز یاری جویید)) (بقره / 45)

98- قال اءبوعبدالله علیه السلام : ان الشرک اءخفی من دبیب النمل و قال : منه تحویل الخاتم لیذکرالحاجه و شبه هذا معانی الاخبار، ص 379 ((باب نوادر المعانی )) حدیث 1. بحارالانوار، ج 69 ص 96، ((کتاب الایمان الکفر)) ((باب مساوی الاخلاق )) حدیث 9

99- ص 9،پاورقی 1.

100- ((کمال توحید عبارت است از نفی صفات از او)) اصول کافی ، ج 1، ص 140، ((کتاب التوحید))، حدیث 6.

101- وسائل الشیعه ، ج 5، ص 379، ((کتاب الصلاه )) ((ابواب صلوه الجماعه )) باب 4، حدیث 2و 5.

102- ((هیچ چیزی نیست ، مگر آن که به حمد او تسبیح گوید، لکن شما تسبیح آنها را نمی فهمید)) (اسراء/ 44)

103- ((چنانچه گفته می شود: حق مرا دادی پس به من نیکی کردی و به من نیکی کردی پس حقم را دادی )).

104- بحارالانوار، ج 89، ص 226، ((کتاب القرآن )) باب 29 حدیث 3.محجه البیضاء ج 1 ص 338 عیوان اخبار الرضا، ج 1، ص 300 حدیث 59، باب 28، حدیث 59.

105- ((اینک رسیدی (به من ) نام مرا یاد کن )) علل الشرایع ، ص 315، از حدیث ((صلاه معراج ))

106- جمله ای است که بنا به روایت امام صادق علیه السلام بر کفن فرزند خود اسماعیل نوشت وسائل الشیعه ، ((کتاب الطهاره )) ((ابواب التکفین )) باب 29،

107- در کتاب علم الیقین ، ج 2 ص 967 نیز قریب به این مضمون وارد شده است .

108- ((شما را امت میانه قرار دادیم )) (بقره / 143)

109- (( قال ابوعبدالله علیه السلام : نحن الامه الوسطی و نحن شهداء الله علی خلقه … اصول کافی ، ج 1، ص 190 ((کتاب الحجه )) ((باب فی اءن الائمه شهداءالله علی خلقه )) حدیث 2.

110- ((عن ابی جعفر علیه السلام … الینا الغالی و بنا یلحق المقصر)) تفسیر عیاشی ج 1، ص 82، حدیث 111.

111- اسرار الشیعه و اطوارالطریقه و انوار الحقیقه ، ص 45 بحارالانوار، ج 84، ص 199 و 339،((کتاب الصلوه )) باب 81، 82 حدیث 6، 19

112- ((هیچ بنده ای نیست جز آن که ناصیه اش (زمام اختیارش )به دست خداست ، همانا پروردگار من بر راه است )) (هود 56)

113- ((به عدد نفسهای آفریدگان به سوی خدا راههاست )) حدیث منسوب به پیامبر(ص ) است . جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 8، 95، 121. وشرح لاهیجی برگلشن راز، ص 153 نقد النصوص ، ص 185، منهاج الطالبین ، ص 221، الاصول العشره ، ص 31.ک

114- ((… آن گاه او را به پست ترین جایگاههای پست بازگرداندیم )) (تین /5)

115- ((هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت می کند)) (نحل /93،فاطر/8)

116- قال امیرالمؤ منین علیه السلام فی القدر: الا ان القدر سر من سر الله و ستر من ستر الله . التوحید، ص 383، ((باب القضاء و القدر…)) حدیث 32.

117- کتاب اربعین (شرح اربعین حدیث ) از آثار اخلاقی و عرفانی حضرت امام (س ) است . که در محرم 1358 هجری قمری نگارش یافته است و چاپ اخیر آن توسط مؤ سسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام با تصحیح و تحقیق انتشار یافته است .

118- ((ما آل محمد جمعیت میانه هستیم ، پیشی گیرنده به ما نمی رسد و پیرو از ما پیشی نمی گیرد)) اصول کافی ، ج 1، ص 101، ((کتاب التوحید)) ((باب النهی عنه الصفه )) حدیث 3

119- ((بهترین این امت جمعیت میانه است دنباله رو به آن می پیوندد و تندرو به سوی ایشان باز می گردد.)) لسان العرب ، ماده ((نمط)) و مجمع البحرین ذیل کلمه ((نمط)) از علی علیه السلام قسمت اول آن را نقل کرده اند. و بحارالانوار، جت 6 ص 178، ((کتاب العدل و المعاد)) ((باب مایعاین المؤ من و الکافر عند الموت )).

120- ان موسی (ع ) لما ساءل ربه ان ینظر الیه ، نودی من الملاء الا الاءعلی : ما للتراب و رب الاءرباب . مصباح الهدایه ، تاءلیف عزالدین کاشانی ، ص 210. و مرصادالعباد، ص 28 کلمات مکنونه ، ص 12. شرح گلشن راز، ص 746 و 759. اسرار الحکم ، ص 23.

121- ص 21، پاورقی 2

122- شیخ بهاءالدین محمد حسین عاملی ، معروف به شیخ بهایی (953 – 103 ه ق ) استاد و یگانه دوران بوده است وی شیخ الاسلام اصفهان بود ملاصدار و ملامحمدتقی مجلسی از شاگردان وی بوده اند: از آثاراوست : جامع عباسی و حواشی بر قواعد شهید در فقه ، اسطرلاب و تشریح الافلاک در هیئت ، مشرق الشمسین ، حبل المتین ، اربعین ، الفوائد الصمدیه و اسرار البلاغه .

123- ((اگر (بخواهید) نعمتهای خدا را شماره کنید نتوانید کرد91 ابراهیم / 34 نحل / 18)

124- (طه / 10، نمل / 7، قصص ، / 29)

125- ص 19، پاورقی 1.

126- بحارالانوار، ج 74، 21 ((کتاب الروضه )) ((باب مواعظ الله تعالی ))

127- بحارالانوار 89، ص 289، ((کتاب القران )) باب 29، احادیث 37 و 39.

128- ص 57، پاورقی 1

129- تفسیر صافی ، ج 5، 273. ذیل آیه شریفه ((عن النباءالعظیم ))

130- ((از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که به جابربن عبدلله انصاری فرمود: ای جابر، آیا برترین سوره ای را که خدا در کتابش نازل فرموده به تو بیاموزم ؟ جابر عرض کرد:آری پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا. آن را به من بیاموز. پس رسول الله سوره ((حمد)) ام الکتاب را به او تعیم داد و فرمود ای جابر آیا آگاهت نسازم از این سوره ؟ عرض کرد: چرا پدرو مادرم فدای تو باد رسول الهل از آن مرا با خبر ساز. فرمود: آن شفای هر دردی است جز مرگ .تفسیر عیاشی ، ج 1 ص 34، ((تفسیر سوره حمد)) حدیث 9. تفسیرالبرهان ج 1 ص 42 تفسیر مجمع البیان ، ج 1 ص 17 و 18.

131- مجمع البیان ، ج 1، ص 17

132- تفسیر عیاشی 1، ص 34، حدیث مجمع البیان ، ج 1 ص 17و 18

133- سمعت ابا عبدلله (ع ) یقول : من لم تبراءه الحمدلم یبرئه الشیئی .تفسیر عیاشی ج 1، ص 35 حدیث 10. بحارالانوار ج 89، ص 237 حدیث 34 تفسیر نورالثقلین ، ج 1 ص 4 حدیث 7

134- نامه ای گرامی از سلیمان به من رسیده است و در آن چنین (گفته ) است بسم الله الرحمن الرحیم )) نمل 29 و 30

135- عیون اخبار الرضا ج 1، ص 301، ((فی ما جاءعن الامام علی بن موسی من الاخبار المتفرقه )) حدیث 60 بحارالانوار ج 89، ص 227 ((کتاب القرآن ((باب فضائل سوره الفاتحه و تفسرها)) حدیث 5.

136- عن ابی عبدالله علیه السلام قال : لو قراءت الحمد علی میت سبعین مره ثم ردت فیه الروح ما کان ذلک عجبا اصول کافی ، ج 4 ص 623، ((کتاب فضل القرآن )) ((باب فضل القرآن )) حدیث 16

137- قال رسول الله : ایما مسلم قراء فاتحه الکتاب اءعطی من الاءجر کانما قراءثلثی القرآن تفسیر مجمع البیان ، ج 1، ص 17، جامع الاخبار، ص 49.بحارالانوار ج 89، ص 259 ((کتاب القرآن )) ((باب فضائل سوره الفاتحه و تفسیرها،)) حدیث 52

138- عن اءبی بن کعب انه قال : قراءت علی رسول الله (ص ) فاتحه الکتاب ، فقال : والذی نفسی بیده ما اءنزل الله فی التواراه لا فی الاءنجیل ولا فی الزبور ولا فی القرآن مثلها، هی ام الکتاب هی السبع المثانی ، و هی مقسومه بین الله و بین عبده و لعبده ماساءل . تفسیر مجمع البیان ج 1، ص 17 بحارالانوار، ج 89 ص 259 ((کتاب القران )) ((باب فضائل سوره الفاتحه ، حدیث 52))

139- التفسیر الکبیر، 1، ص 184

140- ان ملکا نزل علیه قال : ان الله یبشرک بسورتین ، کم یعطهما نبیا قبلک : فاتحه الکتاب ، و خواتیم سوره البقره و مستدرک الوسائل ، ج 4، ص 33، ((کتاب الصلاه )) ((ابواب قراءه القرآن )) باب 44 حدیث 3

141- مجمع البیان ، ج 1، 18

142- محمد بن علی بن محمد عربی (560 – 638 ق ) بزرگترین عارف قرن هفتم و از عارفان بزرگ قرون اسلامی است وی به ((ابن عربی )) ((محیی الدین ))، ((شیخ اکبر)) شهرت دارد. در آثارش مانند فتوحات مکیه آیات قرآن را به سبک عرفانی تفسیر کرده است .

143- ملا عبدالرزاق بن جمال (جلال ) الدین کاشانی ، مکنی به ((ابوالغنائم )) و ملقب به ((کمال الدین )) از مشاهیر عارفان قرن هشتم هجری است مطالب تفسیر وی را در اثر او به نام تاءویل الایات یا تاءویلات القرآن می توان یافت .

144- سلطان محمدبن حیدر الجنابذی الخراسانی ، تفسیر وی به نام بیان السعاده فی مقامات العباده پر از مطالب رمزی همراه مباحث فلسفی می باشد این اثر وی در چهار مجلد در سال 1342 ه ش در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسیده است .

145- طنطاوی بن جوهری مصری (1287 – 1358 ق ) از دانشمندان مصر و اساتید دارالعلوم قاهره بوده است تفسیر وی به نام الجواهر تفسیرالقرآن الکریم می باشد وی در تفسیرش به بیان احکام مورد نیاز مسلمانان و اخلاق پرداخته است ولی مهمترین ویژگی این تفسیر مباحث علمی آن است که حدو 750 آیه از قرآن را با مطالب علوم طبیعی تطبیق کرده است .

146- سید بن قطب بن ابراهیم ، متفکر اسلامی مصری در قرن 14 هجری ، نویسنده و مدرش عربی در مصر می باشد وی عضو گروه ((اخوان المسلمین )) بوده و ریاست روزنامه آن را به عهده داشته است سید قطب توسط حکومت جمال عبدالناصر دستگیر و زندانی و سپس اعدام گردید. آثار متعددی در زمینه قرآن دارد مانند: التصویر الفنی فی القرآن ، مشاهد القیامه فی القرآن و تفسیر فی ظلال القرآن که در آن بیشتر به مباحث اجتماعی پرداخته است .

147- مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، تاءلیف ابوعلی فضل بن حسن بن فضل طبرسی (472 – 578 یا 551) مفسر و فقیه بزرگ شیعه در قرن ششم هجری است وی در تفسیر گرانقدر خود به بحثهای ادبی و قرائات و نقل اقوال مفسرین و بیان مراد آیات قرآن پرداخته است .

148- عن النبی (ص ): من فسر القرآن براءیه فلیتبواء مقعده من النار. (( هر کس قرآن را به راءی خود تفسیر کند، جایگاه او در آتش است )) تفسیر صافی ، ج 1، ص 35، المدمه لخامسه .

149- عبارت بسم الله الرحمن الرحیم ، مرکب از جار و مجرور (ب – اسم ) و مضاف الیه (الله ) و توابع آن (رحمن ، رحیم ) است . طبق اسالیب کلام عرب جار و مجرور برای تکمیل جمله و اتمام معنا می آید و باید به فعل یا کلمه ای دیگر تعلق گیرد، این متعلق ممکن است اسم یا فعل ، مقدم یا مؤ خر و مخذوف یا مذکور باشد مفسرین در این آیه بحثهای مفصلی مطرح کرده اند؛ برخی متعلق مذکور را فعلی مؤ خر در تقدیر گرفته اند مانند: بسم الله اقراء یا بسم الله اءتلو.(تفسیر کشاف ) برخی آن را اسم مؤ خر گرفته اند: بسم الله اتبداء کل شی ء(تفسیر فخر رازی ) و برخی فعل مقدم : ابداء یا اقراء یا قولوا بسم الله (تفسیر تبیان ). بعضی از متحققین نیز متعلق آن را معنایی که از مجموع آیات سوره بعد حاصل می شود دانسته اند باسمک اءظهرلک العبودیه .

150- پیامبر(ص ) فرموده اند: ما عبدناک عبادتک و ما عرفناک حق معرفتک ((ما آنگونه که شایسته عبادت تو است تو را عبادت نکرده ایم و آنگونه که شایسته معرفت تو است تو را نشناخته ایم )) مرآه العقول ، ج 8، ص 146، ((کتاب الایمان والکفر)) ((باب الشکر)) شرح حدیث 1.

151- اشاره به امام به اشکالات و دلایل حکمای الهی بر رد فضای نامتناهی است . شرح الاشارات و التنبیهات ، ج 3، نمط اول شرح منظومه ، غررفی اثبات تناهی الابعاد .شرح مختصر منظومه ، شهید مطهری ، ج 2، ص 227.

152- ص 63، پاورقی 2.

153- تفسیر کشاف ، ج 2، ص 451 ذیل آیه 44 اسراء تفسیر کبیر فخر رازی ج 20، ص 219 ذیل آیه فوق

154- بحارالانوار، ج 61، ص 27، ((کتاب السماء والعالم )) ((باب عموم احوال الحیوان و اصنافها)) حدیث 8.

155- ص 5، پاورقی 1.

156- ((خداوند آسمانها را روشن می سازد))

157- هر چه در آسمانها و زمین است او را تسبیح می کنند. (حشر/ 24)

158- ((من )) برای صاحبان عقل می آید و ((ما)) برای تمام اشیا و در آیه مبارکه ((ما)) آمده است که دلالت بر تسبیح همه موجودات دارد نه فقط موجوداتی که دارای عقل و اندیشه هستند.

159- (ای رسول )چون تو تو تیر افکندی نه تو بلکه خدا تیر افکند)) (انفال / 17)

160- ان الذین یبابعونک انما یبایعون الله (فتح / 10)

161- علی علیه السلام در ضمن مواعظ خود به نوف بکالی می فرماید: اجتنب الغیبه فانها ادام کلاب النار ((از غیبت دوری کن زیرا که آن نانخورش سگ های آتش است )) وسائل الشیعه ج 8، ص 599، ((ابواب احکام العشره )) باب 152، حدیث 13. و اربعین ، امام خمینی ، حدیث 19.

162- یعنی یک بار بلعیدن انجام نمی پذیرد و پایان کند، بلکه دائما بلعیدن تکرار می شود.

163- اشاره به مسئله تجسم اعمال و صفات و ملکات انسانی است که در عوالم برزخ و قیامت بروز می کند برای اطلاع بیشتر شواهد الربوبیه صدرالمتاءلهین ، ص 329، ((الشاهد الثالث )) ((الاشراق السابق )) اربعین ، امام خمینی ، شرح احادیث 1، 4، 7، 19، 27.

164- بحارالانوار، ج 2، ص 32 ((کتاب العلم )) باب 9،حدیث 22 از رسولخدا(ص ) غررالحکم و دررالکلم ، ج 5، ص 194، حدیث شماره 7946، از علی علیه السلام

165- ص 146 پاورقی 1

166- ((حیثیت )) خصوصیتی است که در شی ء مورد بررسی و مطالعه لحاظ می گردد، مثلا ماهیت انسان را از آن حیث که تحت عنوان کلی حیوان است در نظر می گیریم وقتی ((تمام حیثیت )) مراد است که از همه جهات و… در نظر گرفته شود نه خصوصیت و جهتی غیر از خصوصیات و جهات دیگر.

167- ص 18، پاورقی 1

168- اقوال در پیرامون ((بسم الله الرحمن الرحیم )) مختلف است ، مهمترین آنها چنین است :

1 – گروهی معتقدند که این نه آیه ای از سوره حمد است و نه هیچیک از دیگر سوره های قرآن .

2 – عده ای قائلند آیه ای از اول سوره حمد و دیگر سوره هاست ، و هر کس آن را ترک کند 113، آیه از قرآن را رها کرده است .

3 – دسته سوم آن را آیه اول سوره حمد می دانند ولی جزء دیگر سوره ها نمی شناسند.

4 – عده ای هم آن را آیه اول سوره حمد می دانند و در دیگر سوره ها آن را جزء آیه اول می شمرند بدین معنا که بسم الله الرحمن الرحیم با عبارت پس از خود یک آیه می شو الخلاف ، ج 1، ص 102، ((کتاب الصلاه )) ص 40 به بعد. تفسیر کشاف ، ج 1، ص 24، و 25، تفسیر تبیان ، ج 1 تفسیر کبیر ج 1 ص 25، تفسیر المیزان ، ج 1، ص 17 و 18.

169- اسمی که با الف و لام جنس همراه شود گاه صرف ماهیت و حقیقت را می فهماند مانند کلمه ((الحمد)) در آیه ((الحمدالله …)) که بنابر یکی از اقوال ، به طبیعت و حقیقت حمد اشاره دارد، و گاه ماهیت را از این نظر که در ضمن افرادی متحقق است می فهماند، البته در ضمن تمامی افراد و نه بعضی از آنها، مانند، ((الانسان لفی خسر)) این جا مراد این نیست که ماهیت انسانی یا برخی از افراد در خسران هستند، بلکه منظور آن است که افراد انسان همگی زیانکارند و مراد از استغراق نیز همین نحو شمول و فراگیری است .

170- ص 9پاورقی 1.

171- ابن فناری در تعریف وجود مطلق می گوید: ((وجود محض که عاری از هرگونه کثرت و ترکیب ، صفت و نعت ، اسم و رسم ، حکم و نسبت است ، نه کلی است و نه جزیی ، نه خاص است و نه عام ، بکله مطلق از همه قیود حقی قید اطلاق ، زیرا محض به معنی خالص از هر چیزی است و این وجود خالص و مبراست از هر اعتباری و قیدی )) و وجود متعین ، وجود مقید است و دارای حد لذا هر حمدی که از ما صادر شود چون وجود مقید و محدود هستیم ، و معرفت ما نیز از حق ، معرفت به مظاهر حق (وجودهای متعین و محدود) نه خود حق (وجود مطلق ) می باشد، همه حمدها برای وجود متعین واقع می شود نه وجود مطلق .

172- ص 16، پاورقی 2.

173- ص 17، پاورقی 4.

174- ((هر که هجرت کنا به سوی خدا و پیغمبر او از خانه خویش درآید، آن گاه مرگ او فرا رسد پاداش و اجر وی بر خداست .)) (نساء/ 100)

175- کلمات مکنونه ، ص 138.

176- اسرارالشریعه و اطوارالطریقه و انوارالحقیقه ، ص 177.

177- تمام بیت مولوی چنین است : مادر بتها بت نفس شماست     زانکه آن بت مادر وین بت اژدهاست .

178- اشاره به حدیث پیغمبر خدا(ص ) است که در استقبال مجاهدین بیان فرمودند: مرحبا بقوم قضواالجهاد الاءصغر و بقی علیهم الجهاد الاءکبر فقیل : یا رسول الله ماالجهادالاءکبر؟ قال : جهاد النفس . ((آفرین باد بر گروهی که جهاد کوچکتر را به جای آوردند و جهاد بزرگتر برای آن ها باقی مانده است گفته شد؛ ای فرستاده خدا جهاد بزرگتر چیست ؟ فرمودن جهاد نفس .)) فروع کافی ، ج 5، ص 12 ((کتاب الجهاد)) ((باب وجوه الجهاد)) حدیث 3.

179- بحارالانوار، ج 39(ص )1-2، ((تاریخ امیرالمؤ منین ،)) باب 70، حدیث 1 السیره الحلبیه ، ج 2، ص 642، المستدرک ، ج 3، ص 32.

180- عن ابی عبدالله علیه السلام قال : قال رسول الله (ص ) اءفضل الناس من عشق الباده فعانقها و اءحبها بقلبه و با شرها بجسده و تفرع لها، فهو لایبالی علی ما اءصبح من الدنیا علی عسر اءم علی یسر . ((امام صادق علیه السلام فرمود که آن دست به گردن شو و آن را با قلبش دوست بدار و با تن خود انجام دهد و برای آن از (امور دیگر) فارغ شود چنین شخصی باکی ندارد که زندگانی دنیایش به سختی یا به آسانی گذرد)) اصول کافی ، ج 3، ص 131، ((کتاب الایمان و الکفر)) ((باب العباده )) حدیث 3.

181- ((همانا دوزخ فراگیر کافران است )) (توبه / 49)

182- ملکوت در اصطلاح به عالم ارواح و عالم غیب و عالم معنی گفته می شود به عبارت دیگر در سلسله مراتب عوالم وجود پایین ترین عوالم را عالم طبیعت (ملک ، ظاهر) می نامند و مرتبه بعدی و باطن آن را عالم ملکوت می گویند که عالم ارواح و غیب و معنی است .

183- ((آنچه نزد شماست فانی و نابود می شود و آنچه نزد خداست ماندنی است )) (نحل / 96)

184- نهج البلاغه ، نامه 45.

185- نهج البلاغه ، ص 1138، حکمت 126.

186- ص 19، پاورقی 1.

187- ص 19، پاورقی 4.

188- ((خداوند است که هنگام مرگ ، ارواح خلق را می گیرد)) (زمر/42)

189- ((و هنگامی که تیرانداختی تو نینداختی )) (انفال /17)

190- تجلی ظهوری بر دو نوع است : عام و خاص ، عام را تجلی رحمانی نامند و عبارت است از افاضه وجود بر تمامی موجودات که در این تجلی همه موجودات مساویند، و تجلی خاص را تجلی رحیمی گویند و عبارت است از فیضان کمالات وجود بر موجودات و افاضه کمالات معنویه بر مؤ منان و صدیقان . امام خمینی (س ) در شرح دعای سحر می فرمایند: ((رحمت رحمانیت مقام بسط وجود است و رحمت مقام بسط کمال وجود است به رحمت رحمانیت وجود ظهور پیدا می کند و به رحمت رحیمیت هر وجود به کمال معنوی و هدایت باطنی می رسد)).

و همچنین رحمان و رحیم ذاتی و فعلی خواهند بود، قیصری در فصل دوم مقدمه شرح فصوص گوید: هرگاه حقیقت وجود با تعینی از تعینات صفات کمالیه اخذ شود اسم ذاتی است و اگر همین حقیقت وجود با تجلی خاصی از تجلیات الهیه اخذ شود اسم فعلی است )) امام خمینی در شرح دعای سحر می فرمایند: ((رحمانیت و رحیمیت یا فعلی است یا ذاتی ، خداوند تعالی دارای رحمت رحمانیت و رحیمیت ذاتی است و آن تجلی ذات است بر ذات ظهور صفات و اسماء او و لوازم آنها از اعیان ثابته به ظهور علمی و کشف تفصیلی در عین علم اجمالی در حضرت واحدیت است همچنان که دارای رحمت رحمانیت و رحیمیت فعلی است و آن تجلی ذات است در لباس افعال به گسترش فیض و کمال آن بر اعیان و اظهار آنها مطلق غایت کامله و نظام اتم )) بنابراین در احتمال اول رحمان و رحیم تجلی فعلی می شود و در احمال رحمانیت و رحیمیت ذاتی می گردد.

191- فلسفه اعلی ، حکمت متعالیه است که صدرالمتاءلهین آن را بنیان گذاشته است .

192- قال النبی (ص ): ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطن الی سبعه اءبطن . ((همانا برای قرآن ظاهر و باطنی است و برای باطن هم تا هفت بطن است )) تفسیر صافی ، ج 1، ص 31، مقدمه چهارم . و احادیث 1 و 2 و 8 و 10 همین مقدمه .

193- ((آیا در آفرینش شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده است )) (غایشه / 17)

194- ((پروردگارا سینه من بگشای و کار مرا آسان گردان و گره از زبان من باز کن )) (طه / 25 – 27)

195- ولما جاء موسی لمیقاتنا و کلمه ربه قال رب ارنی انظر الیک ، قال : لن ترانی ولکن انظر الی الجبل فان استقر مکانه فسوف ترینی فلما تجلی ربه للجبل جعله دکا و خر موسی صعقا فلما سبحانک تبت الیک و اءنا اول المؤ منین . ((و چون موسی به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، موسی عرض کرد: پرودرگارا خودت را به من بنما که تو را اگر به جای خویش برقرار ماند پس مرا توانی دید، و همین که پروردگارش بر آن کوه جلوه کرد آن را متلاشی و هموار کرد و موسی بیهوش افتاد و چون به خود آمد گفت : منزهی تو، سوی تو باز می گرددم که من مؤ من نخستینم )) (اعراف / 143)

196- تمام بیت این است : من گنگ خواب دیده عالم تمام کر    من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

197- زید شحام گوید که قتاده بن دعامه خدمت امام باقر علیه السلام رسید حضرت به او فرمودند: آیا تو فقیه اهل بصره هستی ؟ قتاده عرض کرد: چنین گمان می کنند. سپس حضرت فرمود: خبردار شده ام که تو قرآن تفسیر می کنی ؟ قتاده جواب داد: آری حضرت فرمودند: آیا قرآن را از روی علم و آگاهی تفسیر می کنی یا بر پایه جهل و نادانی ؟ گفتگوی آنان ادامه پیدا کرد تا آن جا که حضرت فرمودند: ویحک یا قتاده انما یعرف القرآن من خوطب به . ((وای بر تو ای قتاده ، جز این نیست که قرآن را فقط آن کسی که مورد خطاب آن قرار گرفته می شناسد)) بحارالانوار ج 46، ص 349، ((تاریخ الامام محمد الباقر)) باب 20، حدیث 2.

198- تمام آیات : وانه لتنزیل رب العالمین نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین . ((و این قرآن نازل شده از پروردگار جهانیان است ، آن را روح الامین بر قلب تو نازل کرده تا از بیم دهندگان باشی )) (شعراء/ 192 – 194)

199- ((این (قرآن ) را در شب قدر نازل کردیم )) (قدر/1)

200- ((همانا من خدایم )) (طه / 14)

201- الجامع الصغیر، ج 2، ص 144، بدون کلمه ((مثل ))

202- تمام بیت شیخ بهایی چنین است : علم رسمی سربه سر قیل است و قال     نه از او کیفیتی حاصل و نه حال

203- قال النبیب (ص ): ان لله سبعین اءلف حجاب من نور و ظلمه . ((پیامبر فرمود: همانا برای خداوند هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت است )) مرصاد العباد ص 171، بحارالانوار، ج 55، ص 45، ((کتاب السماء و العالم )) باب 5، ذیل حدیث 13

204- اقتباس از این بیت مولوی در ((مثنوی )) است : ماعمهابیهم هستی ها نما     تو وجود مطلق و هستی ما

205- دعای عرفه حضرت سیدالشهداء، علیه السلام ، اقبال الاعمال ، ص 349

206- (سباء/46)

207- عن ابی عبدالله علیه السلام قال : راءس کل خطیئه حب الدنیا، اصول کافی ج 4، ص 2 ((کتاب الایمان و الکفر)) ((باب حب الدنیا و الحرص علیها)) حدیث 1، اصول کافی ج 3، ص 197، ((کتاب الایمان و الکفر)) ((باب ذم الدنیا و الزهد فیها)) حدیث 11، بحارالانوار، ج 7، ص 1 و ج 74، ص 178.

208- در نوار ((پاک )) شنیده می شود

209- ((گاه دلم را کدورتی می پوشاند و من به راستی هر روز هفتاد بار از خداوند درخواست آمرزش می کنم .)) مستدرک الوسائل ، ج 5، ص 320 ((کتاب الصلاه )) ((ابواب الذکر)) ((باب 22))، حدیث 2

210- اقبال الاعمال ، اعمال ماه شعبان ، ص 685، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ص 374، بحارالانوار، ج 91، ص 97-99((کتاب الذکر و الدعاء)) باب 32، حدیث 12.

211- قال : ان اءعربیا قام یوم الجمل الی اءمیرالمؤ منین علیه السلام قال : یا امیرالمؤ منی اءتقول : ان الله واحد؟ قال : فحمل الناس علیه ، قالوا: یا اءعرابی اءماتری فیه امیرالمؤ منین من تقسم القلب ، فقال امیرالمؤ منین علیه السلام : دعوه فان الذی یریده الاءعرابی هوالذی نریده من القوم . ((شرح بن هانی نقل می کند که در روز وقوع جنگ جمل یک عرب بیابان نشین در برابر امیرالمؤ منین علیه السلام ایستاد و گفت : آیا می گویی خداوند یکی است ؟ در این حال مردم به او هجوم آوردند و گفتند: ای مرد مگر نمی بینی امیرالمؤ منین پریشان خاطر است ؟ آن گاه امیرالمؤ منین فرمود: او را رها کنید، آنچه این عرب صحرانشین از ما می خواهد، همان است که ما از این مردم می خواهید)) توحید، شیخ صدوق ، ص 83، ((باب معنی الواحد و التوحید و الموحد)) حدیث 3

212- سید احمد پسر حاجی میرقاسم (1296- 1324 هق ) مورخ و زبانشناس معاصر که با تصوف و عرفان سخت مخالف بود او با برخی از عقاید و معارف دینی مخالفت می کرد و آنها را از دین نیم دانست وی از به کار بردن لغات عربی دوری می جسب و در برابر آن ها لغت و اصطلاحات و ترکیباتی از ریشه فارسی ساخته بود و خود آنها را به کار می برد از آثار اوست : تاریخ مشروطیت ، تاریخ هجده ، ساله آذربایجان ، بهاییگری ، شیعه گری ، ورجاوند بنیاد.

213- ((بگو اگر دعایتان نباشد، پروردگار من اعتنایی به شما ندارد)) (فرقان / 77)

214- ((مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم )) (غافر/ 60)

215- ((او اول و آخر و پیدا و نهان هست )) (حدید/ 3)

216- ((من نقطه زیر حرف با هستم )) مشارق انوارالیقین فی اءسرار امیرالمؤ منین ، ص 21

217- ((اوست خدایی که جزا و خدایی نیست ، دانای غیب و شهود است و او رحمان و رحیم است . اوست خدایی که جز او خدایی نیست ، بدانید که او پادشاه پاک ، بی خلل ، ایمنی بخش ، مراقب ، نیرومند، مقتدر، عظیم است . خدای یکتا از آنچه با او شریک می سازند منزه است ، وی خدای آفریننده ، موجد، صورتگر است …))

218- صرف الوجود مفهوم وجود است با قطع نظر از این که بر ماهیتی عارض شود، در مقابل وجود خاص و وجود مقید. و به عبارت دیگر صرف از هر چیزی ، خود آن چیز است بدون هرگونه صفت و قیدی که به آن خصوصیت و ویژگی بدهد.

219- مصرع دوم این بیت مولوی است : ما عدمهاییم هستی ها نما     تو وجود مطلق و هستی ما

220- ((صرف وجود، همه چیز است و هیچ یک از آنها نیست )) الاسفارالاربقه ، ج 6، ص 110 – 118، ((سفر سوم )) ((موقف اول )) فصل 12.

221- ((بگو خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هر کدام را بخوانید نامهای نیکو از اوست )) (اسراء/ 110)

222- گوینده سخن ابوسعید ابوالخیر بود. نامه دانشوران ناصری ، ج 3، ص 187

223- ((در خانه جز او کسی نیست )) برگرفته از این بیت شیخ بهایی : خوانده در گوش او در و دیوار     لیس فی الدار غیره دیار (امثال و حکم ، ج 3، ص 1374.)

224- ((تا قلب من به آن آرام گیرد)) (بقره / 260) و برای اطلاع از مقام اطمینان آداب الصلاء، امام خمینی (س )، ص 16-19. شرح منازل السائرین ، ص 254-255، ((قسم دهم )) باب التحقیق .

225- (طه /9)

226- اشاره است به روایت امام صادق علیه السلام که می فرماید: ان اءمرنا سر فی سر و سر مستسر و سر لایفید الاسر علی سر و سر مقنع بسر . ((همانا امر ما سر در سر است سر بسیار پنهان و سری که جز سر بهره ندهد و سری بر روی سری و سر پوشیده به سر)) بصائر الدرجات 1، ص 48.

227- اقتباس از این بیت مولوی در مثنوی است : بار دیگر از ملک پران شوم        آنچه در وهم ناید آن شوم .

228- ص 17 , پاورقی 4•

229- حسین بن عبدالله بن سینا( حوالی 37 – 427 یا 428 ق ) مشهور به ((ابوعلی سینا)) و ((شیخ الرئیس )) از بزرگان حکمای اسلامی است که به تمامی علوم زمان خود آشنا و مسلط بوده است . کتابهای فراوانی در زمینه های مختلف تاءلیف کرده است ، مانند: الاشارات و التنبیهات ، الشفاء، النجاه من الغرق فی بحر الضلالات ، المبداء و المعاد، القانون .

230- شرح الاشارات والتنبیهات ، نمط دهم ، ج 3، ص 418.

231- ص 139، پاورقی 1.

232- تمام بیت حافظ این است : نقد صوفی نه همه صافی و بی غش باشد      ای بسا خرقه که مستوجب آتشباشد

233- ((و او با شما است هر کجا باشید)) (حدید/ 4)

234- ص 53، پاورقی 1.

235- مصرع اول این بیت مولوی است: چون که بی رنگی اسیر رنگ شد    موسی ای با موسی ای در جنگ شد.

236- تمام بیت حافظ این است: غلام همت آنم که در زیر چرخ کبود     از آنچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است .

237- ((خدایا کمال بریدگی از خلق به سوی خودت را به من ببخش ، و دیده دلمان را با روشنایی نگاهش به سوی تو، نورانی فرما، تا جایی که دیدگان دلها پرده های نور را دیده و به معدن تو رسد، و روانهایمان به عز قدس تعلق یابند)) اقبال الاعمال ، ص 687. مصباح المجتهد و سلاح المتعبد، ص 374.

238- ((خدایا من را از آنان قرار ده که صدایشان زدی پس اجابت کردند، و به ایشان نظر کردی پس در برابر جلال تو مدهوش گشتند)).

239- سمعت اءمیرالمؤ منین علیه السلام : اءنا عین الله و اءنا یدالله و اءنا جنب الله و اءنا باب الله . هاشم بن ابی عماره گوید: ((از امیرالمؤ منین شنیدم که می فرمود: منم چشم خدات منم دست خدا، منم جنب خدا، منم درب خدا،)) اصول کافی ، ج 1، ص 199، ((کتاب التوحید))، ((باب نوادر)) حدیث 8.

240- قال ابوعبدالله علیه السلام … و هو تقع فی ید الرب تبارک و تعالی قبل اءن تقع فی ید العبد ((صدقه در دست پروردگار تبارک و تعالی قرار می گیرد پیش از آن که در دست بنده قرار گیرد)) فروع کافی ، ج 4، ص 3، ((کتاب الزکاه )) ((باب صدقه اللیل ))، حدیث 3،

241- حضرت امام (س ) با دست خود را بالا قرار دادن به این حالت اشاره می کنند.

242- ((فرقی بین تو و آنها (نشانه های تو) نیست مگر آن که آنان بندگان و آفریدگان تو هستند و اداره امور آنها به دست توست )) (اقبال الاعمال ، ص 646، ((دعاهای هر روز ماه رجب ))

243- اصول کافی ، ج 1، ص 93،((کتاب التوحید)) ((باب النسبه )) حدیث 3

244- شیخ محمد بهاری (متوفی 1325 ق ) اهل بهار همدان و از سرآمد شاگردان عارف بزرگ ملاحسینقلی همدانی است

245- امام باقر علیه السلام میفرمایند:… و لعل النمل الصغار تتوهم اءن لله زبانیتین فانهما کمالها، و تتصور اءن عدمها نقصان لمن لایکونان له ((و چنین گمان کند مورچه کوچک که برای خدا دو شاخک است و این دو کمال است و تصور می کند هرکس آن دو را نداشه باشد برای او نقص است )) المحجه البیضاء، ج 1، ص 219 – 220

246- (مورچه ای گفت 🙂 ((ای موران همه به خانه های خود درآیید، مبادا سلیمان و سپاهش ندانسته شما را پایمال کنند، پس خنده کننده ای از سخن مور لبنخند زد))(نمل / 18 – 19

247- ((من به چیزی که تو آگاه نشدی خبر یافتم )) (نمل / 22)

248- (من آن را برای تو می آوردم ) ((پیش از آن که چشمت را بهم بزنی )) (نمل / 40)

249- میرزا علی اکبر یزدی (متوفای 1344 هق ) از شاگردان حوزه فلسفه و عرفان تهران بود، در اواخر عمر در قم اقامت گزیده و به تدریس فلسفه پرداخت در ریاضیات تبحر فراوان داشت ، حضرت امام خمینی نیز مدتی از درس او بهره گرفته اند.

250- آیت الله سید محمد تقی خوانساری (1305 – 1371 ه ق ) تحصیلات خود را در خوانسار و نجف و قم به انجام رسانید وی از مراجع شیعه و اساطید حوزه علمیه قم پس از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حایری بشمار می رود. وی در جنگ عراق علیه انگلیس شرکت کرد و در پایان نبرد دستگیر و تبعید شد.

251- میرزا محمد تقی اشراقی (1313 – 1368 ه ق ) فرزند مرحوم عالم بزرگ میرزا محمد ارباب بود، از پدر و شیخ ابوالقاسم کبیر قمی و آیه الله حایری استفاده کرد و به مرتبه اجتهاد رسید وی در خطابه کم نظیر و فوق العاده بود تفسیر سوره یوسف و تفسیر ((ن و القلم )) از آثار مطبوع اوست .

252- آیت الله سید احمد خوانساری (1309 – 1405 هق ) از مراجع تقلید پس از مرحوم آیت الله بروجردی می باشد، وی در خوانسار و نجف و قم تحصیل کرده است و با درخواست مردم تهران و فرمان مرحوم آیت الله بروجردی در تهران اقامت گزید و به تدریس و ارشاد پرداخت از آثار اوست : جامع المدارک فی شرح مختصرالنافع .

253- میرزا محمد علی فرزند محمد جواد حسین آبادی اصفهانی شاه آبادی (1292 – 1369 هق ) فقیه ، اصولی ، عارف و فیلسوف برجسته قرن به پایان برد ابتدا در سامرا و سپس در قم و تهران به تدریس پرداخت و در بین سالهای 1347 – 1354 ق حضرت امام خمینی (س ) از درس عرفان و اخلاق ایشان بهره برد از آثار اوست : شذرات المعارف ، الانسان و الفطره ، القرآن و العتره ، الایمان و الرجعه ، منازل السالکین ، حاشیه بر کفایه .

254- بحارالانوار، ج 23، ص 117

255- من لا یحضره الفقیه ، ج 2، ص 370 – 375، ((باب ما یجزی من القول عند زیاره جمیع الائمه علیهم السلام حدیث 2

256- (نجم /9)

257- بحارالانوار، ج 26، ص 6، ((کتاب الامامه )) ((باب نادر فی معرفتهم صلوات الله علیهم بالنوارانیه )) حدیث 1

258- ص 57، پاورقی 1

259- در بحار الانوار، ج 16، ص 118، ((تاریخ نبینا)) باب 6، حدیث 44 از پیامبر(ص ) روایت شده است : ((نحن الاخرون السابقون )).

260- (روم / 20)

261- (انعام / 59)

262- مستدرک الوسائل ، ج 4، ص 158، ((کتاب الصلاه )) ((ابواب القراءه فی الصلاه )) باب 1، حدیث 5 و 8 و وسائل الشیعه ، ج 4، ص 732، ((کتاب الصلوه 8 ((ابواب القراءه فی الصلوه )) باب 1، حدیث 1

263- ص 57، پاورقی 1.

264- میرزا جواد بن میرزا شفیع ملکی تبریزی (1343 ق ) فقیه و عالم بزرگ اخلاق ، سالیانی در نجف اشرف از عارف مشهور ملاحسینقلی همدانی درس سلوک و اخلاق فرا گرفت و فقه و اصول را در محضر حاج آقا رضا همدانی و دیگران آموخت ، در سال 1320 ق به ایران بازگشت و در قم ساکن گردید از آثار اوست : اسرارالصلاه ، المراقبات ، رساله لقاءالله .

265- اسرارالصلاه ، ص 230.

266- ص 3، پاورقی 1

267- ص 23، پاورقی 4

268- ص 23، پاورقی 3

269- ص 23، پاورقی 5.

270- داوود بن محمود قیصری (751 ه ق ) از بزرگان عرفان و تصوف می باشد شرح وی بر فصوص یکی از مهمترین شرح های فصوص الحکم است از آثار دیگر او می توان نهایه البیان فی درایه الزمان ، تحقیق ماءالحیاه و شرح تائیه ابن فارض را نام برد.

271- شرح فصوص ، ص 20 – 26

272- اقبال الاعمال ، ص 707، ((دعای کمیل در نیمه ماه شعبان ))

273- صحیح مسلم ، ج 2، ص 596، ((کتاب التوبه )) باب 4، حدیث 19

274- اسرار الصلواه ، 218

275- (اسراء/ 110)

276- (اسراء/ 1 – 2)

277- (بقره / 163).

278- ((ای خردمندان ، در قصاص برای شما زندگانی است )) (بقره / 179)

279- ((و رحمت من همه موجودات را فراگرفته اس )) (اعراف / 156)

280- ((گویند) پروردگارا علم و رحمت تو همه عالم را فرا گرفته است )) (غافر / 7)

281- ص 3، پاورقی 1

282- ((همانا پیامبری از خودتان برای شما آمد که سنگین است بر او گمراهی شما و (در نجات شما) حریص است و به مؤ منان مهربان و دلسوز است )) (توبه / 128)

283- ((ای رسول ما) نزدیک است جان خود را از دست دهی از این که آنها ایمان نمی آورند)) (شعراء/ 3)

284- ((ای رسول ما) نزدیک است جان خود را از غم و اندوه ایمان نیاوردن آن ها به این قرآن از دست بدهی )) (کهف / 6)

285- ص 16، پاورقی 2.

286- ((و نوح عرض کرد: خدایا، هیچیک از کافران را در روی زمین زنده مگذار، آخر آن ها را باقی گذاری بندگانت را گمراه میکنند و فرزندی جز فاجز و کافر به دنیا نمی آورند)). (نوح / 26 و 27).

287- (غافر / 16)

288- بحارالانوار، ج 6، ص 326، و 328، 329، ((کتاب العدل و المعاد)) باب نفخ الصور و فناءالدنیا)) احادیث 3 و 7 و 14.

289- (انبیاء/ 104)

290- (فجر / 27)

291- (اعراف / 29)

292- ((رو به سوی کسی کردم که آسمان و زمین را آفرید، در حالیکه میانه رو و مسلمان هستم و از مشرکان نیستم .)) (انعام / 79)

293- اشاره است به آیه 18 از سوره حشر: یا ایهاالذین امنوا اتقوالله ولتنظر نفس ما قدمت لغد واتقوالله ان الله خبیر بما تعملون (ای مؤ منان خدا ترس شوید و هر کس بنگرد تا چه عملی برای فردای خود پیش می فرستد و از خدا بترسید همانا او به آنچه انجام می دهید آگاه است )

294- بحارالانوار، ج 7، ص 125، ((کتاب العدل والمعاد)) ((باب مواقف القیامه و زمان مکث الناس فیها)) حدیث 1

295- معانی الاخبار، ص 32، ((باب معنی الصراط))، حدیث 2.

296- معانی الاخبار، ص 35، ((باب معنی الصراط)) حدیث 5.

297- ص 43، پاورقی 5.

298- ((آیا آن کس که بر روی صورت خود راه می رود با آن کس که مستقیم راه می رود کدام بهتر هدایت یافته اند)). (ملک / 22)

299- اصول کافی ، ج 1، ص 432، ((کتاب الحجه )) باب فیه نکت و نتف من التنزیل فی الولایه )) حدیث 91.

300- بحارالانوار، ج 24، ص 15، ((کتاب الامامه )) ((باب انتم السبیل و الصراط…)) حدیث 17.

301- روضه کافی ، ص 288، حدیث 434.

302- (هود/56)

303- علم الیقین ، ج 2، ص 971

304- ((قسم به عصر، بدرستیکه همه انسانها در خسران هستند)) (عصر/1 و2)

305- ص 166، پاورقی 1

306- ص 227، پاورقی 1

307- هود/56.

308- ((خداوند سرپرست مؤ منان است ، آنان را از تاریکیها بیرون می آورد و به نور داخل می کند و آنان که کافر شدند سرپرست های آن ها طاغوت است ، آنها را از نور به تاریکیها داخل می نماید)) (بقره /257)

309- ص 231، پاورقی 1.

310- ((همانا جهنم کافران را در برگرفته است )). (عنکبوت /54)

311- ((گور آدمی یا گودالی از گودالهای جهنم یا باغی از باغهای بهشت است )) بحارالانوار، ج 6، ص 214، ((کتاب العدل و المعاد)) ((باب احوال البرزخ و القبر و عذابه و سؤ اله )) حدیث 1 و همین جلد، ص 205، 208 218، 267، 257.

312- ص 123، پاورقی 1.

313- ص 231، پاورقی 1

314- مجمع البیان ، ج 1، ص 30، ذیل تفسیر آیه فوق .

315- ص 11، پاورقی 4.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz