اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۳ - ۲۲:۵۱ ۲۲

اقسام صلاح

باید دانست که این مرتبه از صلاح که انبیای سلف آرزوی آن را داشتند غیر از صلاحی است که به نصّ آیه کریمه به آن حضرت و اولاد آن حضرت داده شده است لقوله تعالی :

وَ وَهَبْنا لَهُ اسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلهً وَ کُلا جَعَلْنا صالِحینَ [5]

چه این صلاح را همه آنها دارا بودند و از جمله خود حضرت إبراهیم دارا بود و در عین حال تقاضای صلاح دارد . پس این صلاح بسیار عالی تر و بالاتر است . و امّا دلیل بر آنکه حضرت رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و عدّه ای در زمان آن حضرت به درجه همین صلوح رسیده اند آیه کریمه قرآن از قول حضرت رسول ناطق است که :

انَّ ولیِّیَ اللَهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتَابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصَّالِحِینَ [6] اوّلا آن حضرت در این آیه اثبات ولایت مطلقه حضرت احدیّت را برای خود نموده سپس می فرماید که ولیّ من آن کسی است که تولّی امور صالحین را می نماید ، پس معلوم می شود که در آن زمان افرادی از مخلصین به مقام صلوح می زیسته اند و پروردگار متولّی امور ایشان بوده است . بنابر آنچه ذکر شد معلوم می شود که سرّ دعای انبیاء سلف و توسّل آنها به خمسه آل طهارت یا به ائمّه طاهرین چه بوده و علوّ رتبت مقام صلوح در آنان تا چه سرحدّی است که مانند حضرت إبراهیم پیغمبری لحوق خود را به آنها از خدا می خواهد .

و امّا دلیل بر آنکه انبیای عظام به مقام اخلاص رسیده اند را به وجوهی از آیات شریفه قرآن می توان استفاده نمود .

اوّل : از طریق حمد ایشان ، چنانکه در قرآن مجید وارد شده است ، چه به نصّ قرآن توصیف و تمجید چنانکه سزاوار مقام حضرت احدیّت است برای احدی ممکن نیست مگر توصیف و تمجید بندگان مخلصین خدا : قال عزّ من قائل : سُبْحانَ اللَهِ عَمّا یَصِفُونَ الا عِبادَ اللَهِ الْمُخْلَصینَ [7] و خدای تعالی پیمبرش را امر به حمد می کند آنجا که فرماید : قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ سَلامٌ عَلی عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفیَ اللَّهُ خَیْرٌ أمّا یُشْرِکُون [8] َ و حکایت از حمد حضرت إبراهیم علیه السّلام می کند : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ اسْماعیلَ وَ اسْحاقَ انَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعاءِ [9] و یا آنکه امر به حضرت نوح – علی نبیّنا و آله و علیه السلام – می کند که حمد خدا را بجای آورد آنجا که فرماید : فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی نَجّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ [10]

دوّم : تصریحاتی که در قرآن کریم راجع به مقام اخلاص بعضی از انبیای عظام است ، چنانکه درباره حضرت یوسف فرماید : انَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ . [11] و درباره حضرت موسی بن عمران فرماید : وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَی انَّهُ کَانَ مُخْلَصا وَ کَانَ رَسُولا نَبِیّ [12] و درباره حضرت إبراهیم و اسحق و یعقوب فرماید : وَ اذْکُرْ عِبادَنَا ابْرَاهِیمَ وَ اسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ اولِی الْأیْدِی وَ الابْصارِ – انّا اخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَی الدّارِ [13]

سوّم : از طریق شکر و سپاس آنان خدای تعالی را ، چون از طرفی طبق آیه کریمه : فَبِعِزَّتِکَ لاغْوِیَنَّهُمْ اجْمَعِینَ – الا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ [14] شیطان را بر افراد قلیلی از بندگان که مخلَص اند دسترس نیست ، و از طرف دیگر طبق آیه کریمه : ثُمَّ لآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أیْدیِهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ اکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ [15] بندگانی را که شیطان اغوا می کند از شاکرین نخواهند بود . از اینجا استفاده می شود که شاکرین که شیطان به آنها دستبردی ندارد همانا بندگان مخلصین هستند . حال اگر در قرآن مجید بندگانی را یافتیم که خدای متعال آنان را به صفت شکر و شاکر توصیف کند می فهمیم آنان از عباد الله المخلصین هستند . از جمله راجع به حضرت نوح می فرماید: ذُرِیَّهَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ انَّهُ کَانَ عَبْدا شَکُور [16] و راجع به حضرت لوط فرماید : انَّا ارْسَلْنَا عَلَیْهِمْ حاصِبا الا آلَ لُوطٍ نَجَّیْناهُمْ بِسَحَرٍ – نِعمَهً مِنْ عِنْدِنَا کَذَلِکَ نَجْزِی مَنْ شَکَرَ [17] و راجع به حضرت إبراهیم فرماید : انَّ ابْراهِیمَ کَانَ امَّهً قانِتا لِلّهِ حَنِیفا وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ – شَاکِرا لِأنْعُمِهِ [18] و به طور کلّی بقیّه انبیائی که به صفت شکر معرّفی شده اند همه از مخلَصین بوده اند .

چهارم : عنوان اجتباء است ، که خداوند عزّ و جلّ در قرآن مجید انبیائی را به عنوان اجتباء توصیف نموده است آنجا که فرماید : وَ وَهَبْنَا لَهُ اسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلا هَدَیْنا وَ نُوحا هَدَیْنَا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمَانَ وَ ایُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسَی وَ هارُونَ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ – وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَی وَ عِیسَی وَ الْیَاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ – وَ اسْماعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطا وَ کُلا فَضَّلْنَا عَلَی الْعَالَمِینَ – وَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ اخْوَانِهِمْ وَ اجْتَبَیْنَاهُمْ وَ هَدَیْناهُمْ الَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ [19] از این آیه مبارکه می توان استدلال نمود به مقام اخلاص جمیع انبیاء علیهم السلام به خلاف طرق استدلال سابقه که از آنها فقط مخلص بودن افرادی معدود از انبیاء را که نام برده شده می توان استنتاج نمود . و استدلال ما از این بر دو امر متوقّف است :

اوّل : عنوان اجتباء است . چون این مادّه در لغت به معنای برگزیدن چیزی است از میان چیزهای مشابه خود ، مثلا از یک صندوق سیب اگر کسی یک عدد را برگزیند و بردارد برای خود عمل او را اجتباء نامند . چون در این آیه کریمه خداوند می فرماید : و اجْتَبَیْنَاهُمْیعنی آنها را از میان جمیع مخلوقات و افراد بشر اجتباء نمودیم و آنها را برگزیدیم و برای خود در صندوقچه یا در جیب خاصّ خود قرار دادیم . بنابراین حکم آنها با حکم افراد بشر فرق می کند . آنها افرادی هستند که به تمام معنی جدا شده برای خود خدا بوده و مورد نظر حضرت او بوده اند . و معلوم است که این اجتباء برای خدا بر همان عنوان اخلاص منطبق است ، چه مخلصین نیز افرادی هستند که برای خود خدا بوده و نسبتشان را به کلّی با تمام موجودات قطع نموده و به حضرت اقدس او پیوسته اند .

دوّم آنکه : این اجتباء در این کریمه اختصاص به افرادی معیّن ندارد گرچه خداوند بعد از ذکر نوح و إبراهیم و شانزده تن دیگر از انبیاء و پس از ذکر پدران و ذرّیّه آنها و برادران آنها می فرماید که ما آنها را اجتباء نمودیم ، لکن معلومست که مراد از برادران همان برادران روحی و اخلاقی است که در معارف الهیّه با آنها همردیف و هم سلک هستند . بنابراین از آیه ، اطلاق بلکه عموم استفاده می شود و می توان بر مقام اخلاص جمیع أنبیاء استدلال نمود .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz