اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۳ - ۰۴:۳۹ ۲۲

هجرت کبری

چون سالک به مرتبه ایمان اکبر رسید باید مهیّای هجرت کبری گردد ، و آن هجرت به تن است از مخالطه اهل عصیان و مجالست اهل بغی و طغیان و أبناء روزگار خوّان ، و هجرت به دل است از مودّت و میل به ایشان ، و هجرت به تن و دل است معا از عادات و رسوم متعارفه و اعتباریّات و مقرّراتی که سالک را از راه خدا باز می دارد و مانع و عائق سفر او می گردد ، چه عادات و رسوم از مهمّات بلاد کفر است .

در اجتماع مادّی ، انسان مقیّد به رسوم و عادات وهمی و خیالی است که اهل دنیا به آن عادت دارند و سود و زیان و محاورات و معاشرتها و ردّ و بدلهای خود را بر آن اساس استوار می کنند . مثلا عادت بر آن جاری شده که در مجلس مذاکره و مباحثه علمی اگر کسی زبان در دهان نهاد و مهر خاموشی بر دهان زده سخنی نگوید او را به نادانی منسوب می کنند . یا مثلا عادت بر این جاری شده که در نشستن در صدر مجلس ، تهافت به عمل می آورند و قعود و جلوس در صدر را علامت بزرگی ، و تقدّم در ورود و خروج از مجلس را نشانه عظمت می گیرند ، و چرب زبانی و تملّق را دلیل بر مردم داری و حسن خلق تلقّی می کنند ، و خلاف این ها را نشانه حقارت و کم ارزشی و نبود موقعیّت و شخصیّت و سوء خلق .

سالک باید به توفیق الهی و امداد رحمانی از تمام این ها چشم بپوشد و از این عالم خیال و وهم هجرت کند و این عجوزه را سه طلاقه نماید . در این متارکه باید سالک از هیچ نیروئی بیم و هراس نداشته باشد ، و از مذمّت مردم نهراسد ، و از ملامت و نکوهش افرادی که خود را اهل فضل و دانش قلمداد می کنند باک نداشته باشد ، چنانکه در جامع کلینی در روایت سکونی از حضرت صادق علیه السّلام از حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله روایت است که :

ارکان الکفر أربعه : الرّغبه و الرّهبه و السّخط و الغضب [63] .

و رهبت در آن به رهبت از مردم تفسیر شده است در مخالفت عادات و نوامیس و همیّه آنها . و محصّل کلام آنکه باید سالک از جمیع آداب و عادات و رسوم اعتباریّه اجتماعیّه که سدّ راه خدا هستند دست بردارد . و این را عرفاء تعبیر به جنون می نمایند زیرا مجنون به رسوم و عادات مردم آشنائی ندارد و به آنها وقع نمی گذارد و مدح و ذمّ آنها را به دیده بی اعتنائی می نگرد و از حرکت و قیام آنها بر علیه او خوف و وحشتی به خود راه نمی دهد و تغییر روش در خود نمی دهد .

ای دل آن به که خراب از می گلگون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشند تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنما کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک نشان بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی ار خود از گوهر جمشید و فریدون باشی کی روی ره ز که پرسی چکنی چون باشی ور نه چون بنگری از دائره بیرون باشی تا به چند از غم ایّام جگر خون باشی ؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz