اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ - ۰۳:۴۵ ۲۲

انکشاف عوالم چهارگانه توحید در اثر مراقبه تامّ و توجه به نفس

باری ، سالک در اثر مراقبه تامّ و اهتمام شدید به آن و در اثر توجّه به نفس ، به تدریج چهار عالم بر او منکشف خواهد شد :

عالم اوّل : توحید افعال است .

یعنی در وهله اوّل ادراک می کند که آنچه چشم می بیند و زبان می گوید و گوش می شنود و دست و پا و سایر اعضاء و جوارح عمل می کنند همه و همه مستند به نفس خود اوست و نفس فاعل ما یشاء است ، و سپس ادراک می کند که آنچه از افعال در جهان خارج تحقّق می یابد مستند به خود اوست و نفس او مصدر تمام افعال است در خارج ، و سپس می یابد که نفس او قائم به ذات حقّ بوده و دریچه ای از فیوضات و رحمت خدا بوده است ، پس تمام افعال در جهان خارج استناد به ذات مقدّس او دارد .

عالم دوّم : توحید صفات است

و آن بعد از عالم اوّل ظهور می کند ، و آن عبارت است از آنکه : سالک آنچه را که می شنود حقیقت سمع را از خود نمی بیند بلکه از خدا می بیند ، و همچنین هر چه را با چشم می بیند حقیقت ابصار را از خدا ادراک می کند و بعدا هر گونه علم و قدرت و حیات و سمع و بصر و غیر ذلک که در موجودات خارجیّه مشاهده می کند همه را مستند به خدای تعالی می یابد .

عالم سوّم : توحید در اسماء است

و آن بعد از عالم دوّم طلوع می نماید ، و آن عبارت است از آنکه : صفات را قائم به ذات ادراک می کند . مثلا می یابد که عالم و قادر و حیّ خداوند متعال است یعنی عالمیّت خود را عالمیّت خدا ادراک می کند و قادریّت و سمیعیّت و بصیریّت خود را همه در خدا می داند و بس . و به طور کلّی می یابد که در تمام عوالم قادر و عالم و سمیع و بصیر و حیّ یکی است و بس و آن خداوند جلّ جلاله است و هر موجودی از موجودات به قدر سعه وجودی خویش از آن عالم و قادر و سمیع و بصیر و حیّ حکایت می کند و او را نشان می دهد .

عالم چهارم : توحید در ذات است

که از عالم سوّم بالاتر است و این به واسطه تجلّیات ذاتیّه بر سالک مکشوف می گردد . یعنی سالک ادراک می کند که آن ذاتی که تمام افعال و صفات و اسماء بدان مستند است ، آن ذات واحد است ، یک حقیقت است که تمام این ها قائم به اوست . در اینجا دیگر سالک توجّهی به صفت و اسم ندارد بلکه مشهودش فقط ذات است و بس . و این در وقتی است که از وجود عاریه خود خدا حافظی نموده ، یکسره خود و هستی خود را گم کند و در ذات مقدّس حضرت حقّ فانی نماید ، در آن هنگام تجلّی ذاتی خواهد شد . و البتّه این مرحله را مقام ذات نامیدن و یا حقیقت ذات یا احدیّت ، اسم گذاردن ضیق خناق است چون هر چه به زبان آید و به تحریر نوشته شوϠاز اسم خارج نیست و ذات مقدّس الهی ما فوق این ها است و برای آن اسم و نامی نمی توان قائل شد و نمی توان مرحله و مقامی تصوّر نمود ، و حتّی از این نتوانستن هم بالاتر است زیرا نتوانستن در عین سلب و نفی ، اثبات حدّی است برای او و حق تعالی از حدّ بالاتر است .

چون سالک بدین منزل وارد شود اسم و رسم خود را گم کرده و دیگر خود را نخواهد شناخت و کسی دیگر را نخواهد شناخت و جز خدا نخواهد شناخت ، بلکه خدا خود را می شناسد و بس .

سالک در هر یک از عوالم چهارگانه فوق مقداری از اثر وجودی خود را از دست می دهد و گم می کند تا بالأخره اصل وجود و هستی خود را گم می کند .

در عالم اوّل که به مقام فنای در فعل می رسد می فهمد که فعل از او سر نمی زند بلکه از خداست در اینجا تمام آثار فعلی خود را از دست می دهد .

و در عالم دوّم چون به تجلّی صفاتی می فهمد که علم و قدرت و سایر صفات انحصارا اختصاص به ذات حقّ سبحانه و تعالی دارد در اینجا صفات خود را از دست می دهد و آنها را گم می کند و دیگر در خود نمی یابد .

و در عالم سوّم چون تجلّی اسمائی می شود ادراک می کند که عالم و قادر اوست جلّ جلاله ، در اینجا اسماء خود را گم می کند و دیگر در خود نمی یابد . و در عالم چهارم که تجلّی ذاتی است وجود خود را گم می کند و ذات خود را از دست می دهد و دیگر ابدا خود را نمی یابد و ذات ، ذات مقدّس حضرت خداوند است .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz