اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ - ۰۳:۴۳ ۲۲

در بیان سلسله مشایخ و اساتید مؤلف در معارف الهیه

حقیقت عرفان از امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب علیه السّلام مأثور است ، و طرقی که یدا بید این حقیقت را نشر داده اند از یکصد متجاوز است ولی اصول دسته های تصوّف از بیست و پنج دسته تجاوز نمی کند و تمام این سلسله ها منتهی به حضرت علیّ بن ابی طالب علیه السّلام می گردد ، و فقط در بین این بیست و پنج فرقه دو سه فرقه از خاصّه می باشند و بقیّه همگی از عامّه اند ، و بعضی از آنها سلسله شان به «معروف کرخی» و از او به امام رضا علیه السّلام منتهی می گردد . ولی طریقه ما که همان طریقه مرحوم آخوند است به هیچ یک از این سلسله ها منتهی نیست .

اجمال مطلب آنکه : در حدود متجاوز از یکصد سال پیش در شوشتر عالمی جلیل القدر مصدر قضاء و مراجعات عامّه بوده است به نام آقا سیّد علی شوشتری . ایشان مانند سایر علمای اعلام به تصدّی امور عامّه از تدریس و قضاء و مرجعیّت اشتغال داشته اند .

یک روز ناگهان کسی در منزل را می زند ، وقتی که از او سؤال می شود می گوید : در را باز کن کسی با شما کاری دارد . مرحوم آقا سیّد علی وقتی در را باز می کند می بیند شخص جولائی ) بافنده ای) است ، می گوید : چکار دارید ؟ مرد جولا در پاسخ می گوید : فلان حکمی را که نموده اید طبق دعوی شهود به ملکیّت فلان ملک برای فلان کس ، صحیح نیست . آن ملک متعلّق به طفل صغیر یتیمی است و قباله آن در فلان محلّ ، دفن است .

این راهی را که شما در پیش گرفته اید صحیح نیست و راه شما این نیست . آیه الله شوشتری در جواب می گوید : مگر من خطا رفته ام ؟ جولا می گوید : سخن همان است که گفتم . این را می گوید و می رود . آیه الله در فکر فرو می رود این مرد که بود ؟ و چه سخنی گفت ؟ در صدد تحقیق برمی آید ، معلوم می شود که در همان محلّ قباله ملک طفل یتیم مدفون است و شهود بر ملکیّت فلان ، شاهد زور بوده اند . بسیار بر خود می ترسد و با خود می گوید : مبادا بسیاری از حکمهائی را که داده ایم از این قبیل بوده باشد ، و وحشت و هراس او را در می گیرد . در شب بعد همان موقع جولا در می زند و می گوید : آقا سیّد علی شوشتری راه این نیست که شما می روید . و در شب سوّم نیز عین واقعه به همین کیفیّت تکرار می شود و جولا می گوید : معطّل نشوید ، فورا تمام اثاث البیت را جمع نموده ، خانه را بفروشید و به نجف اشرف مشرّف شوید و وظائفی را که به شما گفته ام انجام دهید ، و پس از شش ماه در وادی السّلام نجف اشرف به انتظار من باشید . مرحوم شوشتری بی درنگ مشغول انجام دستورات می گردد ، خانه را می فروشد و اثاث البیت را جمع آوری نموده و تجهیز حرکت خود را به نجف اشرف می کند . در اوّلین وحله ای که وارد نجف می شود در وادی السّلام هنگام طلوع آفتاب ، مرد جولا را می بیند که گوئی از زمین جوشیده و در برابرش حاضر گردید و دستوراتی داده و پنهان شد . مرحوم شوشتری وارد نجف اشرف می شوند و طبق دستورات جولا عمل می کنند تا می رسند به درجه و مقامی که قابل بیان و ذکر نیست . – رضوان الله علیه و سلام الله علیه – .

مرحوم آقا سیّد علی شوشتری برای رعایت احترام مرحوم شیخ مرتضی انصاری به درس فقه و اصول او حاضر می شوند و مرحوم شیخ هم در هفته یکبار به درس مرحوم آقا سیّد علی که در اخلاق بوده است حاضر می شدند ، و پس از فوت مرحوم شیخ ) ره) مرحوم شوشتری ) ره) بر مسند تدریس شیخ می نشینند و درس را از همانجا که مانده بود شروع می کنند ولی عمر ایشان کفاف ننموده و پس از شش ماه به رحمت ابدی حضرت ایزدی پیوستند . در خلال این شش ماه مرحوم شوشتری به یکی از شاگردان مبرّز حوزه مرحوم انصاری به نام آخوند ملا حسین قلی درجزینی همدانی – که از مدّتها قبل در زمان مرحوم شیخ با ایشان رابطه داشته و استفاده اخلاقی و عرفانی می نموده است و اینک پس از مرحوم شیخ عازم بر تدریس بوده و حتّی تتمّه مباحث شیخ را که خود نیز تقریرات آن مباحث را نوشته بود می خواست دنبال کند – کاغذی نوشته و در آن متذکّر می گردد که این روش شما تامّ و تمام نیست و شما مقامات عالیه دیگری را باید حائز گردید ، تا اینکه او را منقلب نموده و به وادی حقّ و حقیقت ارشاد می نماید .

آری مرحوم آخوند که از سالیانی چند قبل از فوت مرحوم شیخ از محضر مرحوم آقا سیّد علی در معارف الهیّه استفاده می نمود ، در اخلاق و مجاهده نفس و نیل به معارف الهیّه سرآمد اقران و از عجائب روزگار شد . مرحوم آخوند نیز شاگردانی بس ارجمند تربیت نمود که هر یک اسطوانه ای از معرفت و توحید و آیتی عظیم به شمار می آمدند . از مبرّزترین شاگردان مکتب آخوند مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی طهرانی و مرحوم آقا سیّد محمّد سعید حبّوبی و مرحوم حاج شیخ محمّد بهاری را باید نام برد .

استاد بزرگوار عارف بی بدیل مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی تبریزی – رضوان الله علیه – از شاگردان مکتب مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی هستند . اینست سلسله اساتید ما که به مرحوم شوشتری و بالأخره به آن شخص جولا منتهی می شود ، ولی آن مرد جولا چه کسی بوده و به کجا ارتباط داشته و این معارف را از کجا و به چه وسیله به دست آورده هیچ معلوم نیست .

باری رویّه مرحوم استاد ، آقای قاضی نیز طبق رویّه استاد بزرگ آخوند ملا حسین قلی همان طریق معرفت نفس بوده است و برای نفی خواطر در وهله اول توجّه به نفس را دستور می داده اند ، بدین طریق که سالک برای نفی خواطر باید مقدار نیم ساعت یا بیشتر را در هر شبانه روز معیّن نموده و در آن وقت توجّه به نفس خود بنماید . در اثر این توجّه رفته رفته تقویت پیدا نموده و خواطر از او نفی خواهد شد ، و رفته رفته معرفت نفس برای او حاصل شده و به وطن مقصود خواهد رسید ، ان شاء اللّه .

اکثر افرادی که موفّق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفّا کنند و بالأخره سلطان معرفت برای آنان طلوع نموده است در یکی از این دو حال بوده است : اوّل در حین تلاوت قرآن مجید و التفات به خواننده آن ، که چه کسی در حقیقت قاری قرآن است و در آن وقت بر آنان منکشف می شده است که قاری قرآن خداست جلّ جلاله .

دوّم از راه توسّل به حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السّلام زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است .

و بنابر آنچه ذکر شد دو امر مهمّ در تجلّی سلطان معرفت دخالتی عظیم دارد : اوّل مراقبه به انحاء مراتبها ، دوّم ، توجّه به نفس . چون سالک به این دو امر اهتمام نماید کم کم متوجّه می شود که کثرات این جهان از یک چشمه سیراب می شوند و هر چه در عالم صورت تحقّق به خود بگیرد همه آنها از یک مصدر است ، و در هر موجودی هر مقدار نور و جمال و بهاء و کمال باشد از آن سرچشمه افاضه شده است ، و به هر موجودی آن مصدر عظیم به قدر سعه وجودی او که همان قوابل ماهوی اوست نور وجود و جمال و عظمت افاضه نموده است ، و به عبارت دیگر از جانب فیّاض مطلق فیض به طور اطلاق بدون قید و شرط و حدّ افاضه می شود و هر موجودی به قدر ماهیّت خود از آن اخذ می کند .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz