اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ - ۰۰:۰۳ ۲۲

سوم: رفق و مدارا

و این از اهمّ اموری است که باید سالک إلی الله آن را رعایت کند چه اندک غفلتی در این امر سبب می گردد که علاوه بر آنکه سالک از ترقّی و سیر باز می ماند بلکه برای همیشه به کلّی از سفر ممنوع خواهد شد . سالک در ابتدای سفر در خود شور و شوقی زاید بر مقدار مترقّب می یابد و یا در بین سفر هنگام ظهور تجلّیات صوریّه جمالیّه ، عشق و شور وافری در خود حس می کند و در اثر آنها تصمیم می گیرد اعمال کثیره عبادیّه ای را به جای آورد ، لهذا اکثر اوقات خود را صرف دعا و ندبه می نماید ، به هر عمل دست می زند و از هر کس کلمه ای می آموزد و از هر غذای روحانی لقمه ای برمی دارد . این طرز عمل ، علاوه بر آنکه مفید نیست زیان آور است چون در اثر تحمیل اعمال گران بر نفس ناگهان در اثر فشاری که بر نفس وارد شده ، نفس عکس العمل نشان داده و عقب زده و بدون گرفتن نتیجه سالک از همه کارها می ماند و دیگر در خود میل و رغبتی برای اتیان جزئی ترین جزء از مستحبّات احساس نمی کند .

و سرّ این افراط در عمل و تفریط نهائی اینست که میزان و ملاک در اتیان اعمال مستحبّه را ذوق و شوق موقّتی خود قرار داده است و بار سنگین را بر دوش نفس قرار داده است ، وقتی آن شوق موقّتی به پایان رسید و آن لهیب تند و تیز رو به فروکش نهاد در آن موقع نفس از تحمّل این بار گران به تنگ آمده دفعه شانه خالی می کند و بار سفر را در ابتدا یا در نیمه راه به زمین می گذارد و از سفر متنفّر شده و از معدّات سفر و ممدّات آن بیزاری می جوید . بنابراین سالک نباید فریب این شوق موقّتی را بخورد بلکه باید با نظری دقیق و مآل اندیش استعداد و خصوصیّات روحی و وضع کار و شغل و مقدار قابلیّت تحمّل خود را سنجیده عملی را که می تواند بر آن مداومت نماید و قدری هم از استعداد او کمتر و کوچکتر است انتخاب نماید و به همان قدر اکتفا کند و بدان اشتغال ورزد تا کاملا حظّ ایمانی خود را از عمل دریافت دارد .

و بناء علیهذا سالک باید وقتی مشغول به عبادت می شود با آنکه هنوز میل و رغبت دارد دست از عمل بکشد تا میل و رغبت به عبادت در او باقی مانده همیشه خود را تشنه عبادت ببیند . مثل سالک در به جای آوردن عبادات مانند شخصی است که می خواهد غذا تناول کند ، اوّلا باید غذائی را انتخاب کند که مساعد با مزاج او باشد ، و ثانیا قبل از اینکه سیر شود دست از خوردن باز دارد تا پیوسته میل و رغبت در او باقی باشد . و ناظر به همین رفق و مداراست آنچه حضرت صادق علیه السّلام به عبد العزیز قراطیسی فرمودند : یا عبد العزیز إنّ للایمان عشر درجات بمنزله السّلَّم یصعد منه مرقاه بعد مرقاه – الی ان قال علیه السّلام – و اذا رأیت من هو اسفل منک بدرجه فارفعه إلیک برفق ، و لا تحملنّ علیه ما لا یطیق فتکسره . [34]

و به طور کلّی از آنچه گفته شد به دست می آید که عبادت مؤثّر در سیر و سلوک فقط و فقط عبادت ناشی از میل و رغبت است . و به این معنی دلالت دارد قوله علیه السّلام : و لا تکرهوا علی انفسکم العباده [35]

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz