اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ - ۰۳:۳۶ ۲۲

طریقه نفی خواطر در رساله بحرالعلوم

لیکن در رساله منتسب به مرحوم بحر العلوم این طریق را اجازه نمی دهد و در آنجا اصرار شدیدی دارد بر آنکه نفی خواطر را باید بدون ذکر نموده و سپس وارد در مرحله ذکر شد چون نفی خواطر با شمشیر ذکر بسیار خطرناک است . و ما اجمال آنچه را که در آنجا آورده است در اینجا ذکر می کنیم و بعدا به ردّ آن خواهیم پرداخت . در آنجا چنین گوید :

«بسیاری از متشیّخین طیّ مرحله نفی خاطر را به ذکر می آموزند ) بدیهی است که مراد از ذکر همان التفات و توجّه قلبی است نه ذکر لسانی که در اصطلاح به آن ورد گویند) و این بسیار خطرناک است چون حقیقت ذکر عبارتست از ملاحظه محبوب و قصر نظر بر جمال از دور ، و هنگامی تماشای محبوب جایز است که چشم از غیر او بالمرّه پوشیده شده باشد زیرا محبوب غیور است و از غیرت او اینست که چشمی که او را دید روا ندارد که دیگری را ببیند ، و هر دیده ای را که از روی او برداشته و به دیگری نظر کند کور نماید ، و دیدن او و دیدن غیر او منافی غیر اوست ، و اگر این دیدن و روی بازداشتن تکرار شود به منزله استهزاء است ، و محبوب چنان قفائی بر وی زند که نه سر جوید نه کلاه : وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانا فَهُوَ لَهُ قَرینٌ [73] بلی یک نوع از ذکر در نفی خواطر مجوّز است و آن اینست که غرض از ذکر نظر بر جمال محبوب نباشد بلکه مراد ردع شیطان باشد ، مانند کسی که می خواهد غیر را از مجلس براند فلذا محبوب را می خواند ، در اینجا غرض تهدید و تخویف غیر است . و آن بدین طریق است که در حالت اشتغال به نفی خواطر اگر خاطری به نوعی حمله کند که دفع آن بسیار مشکل و صعب باشد به جهت دفع آن به ذکر مشغول شود .

امّا طریقه محقّقین راه و واصلین آگاه آنست که در تعلیم مبتدئین و ارشاد ایشان اوّل امر به نفی خواطر کنند و سپس به ذکر پردازند . و برای نفی خواطر اوّل به سالک امر کنند که به یکی از محسوسات چون سنگی یا چوبی توجّه کند و مدّتی چشم بدان بدوزد و مهما امکن چشم بر هم نگذارد و به جمیع قوای ظاهریّه و باطنیّه بدان متوجّه شود .

و بهتر اینست که اربعینی بدان مداومت کند ، و در خلال این مدّت از سه ورد «استعاذه» و «استغفار» و ذکر «یا فعّال» استفاده نماید ، و بعد از فریضه بامداد و شام بدین اذکار اشتغال ورزد . و پس از این مدّتی به قلب صنوبری خود توجّه کند و مدّتی بر این مداومت نموده و بالکلّیّه متوجّه آن گردد و به جز خیال آن خیال دیگری را به خود راه ندهد ، و در خلال این عمل اگر خاطری حمله کند و تشویشی روی دهد از کلمه لا موجود الا اللّه [74] و کلمه الله استمداد جوید .

و مدّتی بر این عمل مداومت نماید تا کیفیّت بی خودی دست دهد . و ذکر در خلال این عمل «استغفار» و ذکر «یا فعّال» است و تکرار اسم «یا باسط» بسیار نماید . و چون سالک به این مرحله رسید مأذون است بقیّه مرحله نفی خاطر را به وسیله ذکر نفسی خیالی اتمام نماید تا خاطر بالمرّه مندفع گردد زیرا بقایای خواطر ان شاء الله به دخول در مراتب ذکر و فکر خود به خود مندفع خواهد شد» . انتهی ملخّصه .

باید دانست که این طریقه نفی خواطر که در اینجا ذکر فرموده است متّخذ از طریقه نقشبندیّه است ، و نقشبندیّه جماعتی از صوفیّه هستند که در صفحات ترکیّه و غیر آن متواری هستند و مرشد ایشان خواجه محمّد نقشبند بوده است فلذا به نقشبندیّه معروف شده اند .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz