اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لاَ یَۆُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُۆْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَیَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآۆُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

فهرست کتاب
کد کتاب: ۹۶۹ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ - ۰۰:۱۱ ۲۲

یازدهم: ادب نگاه‌داشتن

نسبت به جناب مقدّس حضرت ربّ العزّه و خلفای او . و این معنی با ارادت و محبّت که قبلا ذکر شد فرق دارد . چه معنای ادب عبارت است از توجّه به خود که مبادا از حریم خود تجاوزی شده باشد و آنچه خلاف مقتضای عبودیّت است از او سرزند . زیرا که ممکن در برابر واجب حدّ و حریم دارد و لازمه حفظ این ادب رعایت مقتضیات عالم کثرت است ، ولی ارادت و محبّت ، انجذاب است به حضرت احدیّت و لازمه اش توجّه به وحدت است .

نسبت ارادت و ادب مانند نسبت واجب است به حرام در احکام ، چه سالک در اتیان واجب توجّه به سوی محبوب دارد ، و در اجتناب از حرام توجّه به حریم خود دارد تا مبادا از حدود امکانی و مقتضای عبودیّت خود خارج شود . و در حقیقت بازگشت ادب به سوی اتّخاذ طریق معتدل بین خوف و رجاء است ، و لازمه عدم رعایت ادب کثرت انبساط است که چون از حدّ گذرد مطلوب نخواهد بود .

مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی – رضوان الله علیه – مقام انبساط و ارادتش غلبه داشت بر خوف ایشان ، و همچنین مرحوم حاج شیخ محمّد بهاری – رحمه الله علیه – اینطور بود ، در مقابل ، حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی – رضوان الله علیه – مقام خوف ایشان غلبه داشت بر رجاء و انبساط ، و این معنی از گوشه و کنار سخنانشان مشهود است . آن که انبساط او بیشتر باشد او را «خراباتی» گویند ، و آن که خوف او افزون باشد او را «مناجاتی» نامند . ولی کمال در رعایت اعتدال است و آن عبارت است از حائز بودن کمال انبساط در عین کمال خوف ، و این معنی فقط در ائمّه طاهرین – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین – موجود است .

برگردیم بر سر مطلب و محصّل آنکه : ادب آنست که ممکن حدود امکانی خود را فراموش نکند ، لهذا چون وقتی در نزد حضرت صادق علیه السّلام سخنی که در آن شائبه ای از غلوّ در حقّ آن حضرت بود به میان آمد آن حضرت فورا به خاک افتاد و جبین مبارکش را بر خاک می مالید .

مرتبه کامل از ادب آنست که سالک در همه احوال خود را در محضر حضرت حقّ – سبحانه و تعالی – حاضر دانسته و در حال تکلّم و سکوت ، در خوردن و خوابیدن ، در سکون و حرکت و بالأخره در تمام حالات و سکنات و حرکات ، ادب را ملحوظ دارد . و اگر سالک پیوسته توجّه به أسماء و صفات الهی داشته باشد قهرا ادب و کوچکی بر او مشهود خواهد شد .

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌نویسید.

اطلاع از
avatar
wpDiscuz